شما هم به وسواس دچاريد؟
شايد برخي از ما باشيم که تعداد موزاييکهايي را که از روي آنها رد ميشويم يا تعداد طبقات ساختمانهايي را که از کنار آنها عبور ميکنيم، ميشماريم. يا برخي افراد بيشتر زمان خود را به صورت کاملا افراطي صرف شستوشوي بدن يا اشياي مورد استفاده خود ميکنند، يا برخي افراد باشند که هيچگاه اشياي بلااستفاده خود را دور نمياندازند.؛ يک روانشناس باليني در اين رابطه ميگويد: به طور کلي اين رفتارها اختلالات وسواس فکري و عملي هستند که ميانگين سني آغاز آن در 5/19 سالگي و در 25 درصد موارد قبل از 14 سالگي است. گوهريسنا انزاني در گفتوگو با ايسنا، در اين باره بيان کرد: به طور کلي وسواسهاي فکري شامل افکار، تصورات يا تکانههاي مکرر و پايداري است که مزاحم و به صورت مکرر و ناخواسته افراد را با خود درگير ميکنند، اين نوع وسواس، اضطراب و ناراحتي چشمگيري در مبتلايان ايجاد ميکند و در نهايت فرد با بروز اعمال و رفتارهاي خاصي مانند اجراي يک وسواس عملي اقدام به ناديدهانگاري و بازداري افکار ميکند. وسواس عملي نيز رفتارها يا اعمال ذهني مکرر مانند موکني، پوستکني، اختلال بدشکلي بدن و... است که شخص احساس ميکند بايد مطابق قواعد سختي آن را انجام دهد. وي افزود: وسواس عملي شامل رفتارهاي تکراري مانند شستن دستها، مرتب کردن اشيا، وارسي يا اعمال ذهني مانند دعا کردن، شمارش اشيا و... است که شخص احساس ميکند بايد در واکنش به يک فکر وسواسي يا مطابق قواعد دقيقي آن را انجام دهد. هدف از اين رفتار جلوگيري از اضطراب يا ناراحتي يا کاهش آن است، حال آنکه اين رفتارها يا مسائلي که براي پيشگيري آنها در نظر گرفته شده است ارتباط واقعبينانهاي ندارد. به گفته انزاني وسواسهاي فکري و عملي از نظر زماني زندگي فرد را مختل کرده و از نظر باليني موجب ناراحتي و نقص قابل ملاحظهاي در کارکرد اجتماعي، شغلي يا زمينههاي ديگر ميشود. معمولا اين افراد احساس مسئوليت مفرط و مبالغه در اهميت افکار دارند و کمالگرا هستند. مبتلايان اختلال وسواس فکري و عملي غالبا دچار اختلالات رواني ديگري نيز هستند؛ به طوريکه معمولاً يک اختلال اضطرابي مثل اختلال وحشتزدگي، اضطراب اجتماعي، هراس خاص يا اختلال افسردگي يا دوقطبي دارند. بنابر اظهارات انزاني، اختلال وسواس فکري و عملي در زنان بزرگسال بيش از مردان است، اين درحالي است که مردان بيشتر در دوران کودکي گرفتار اين اختلال ميشوند، به طوري که 25 درصد مردان مبتلا به اين اختلال پيش از 10 سالگي دچار اين اختلال ميشوند. ميانگين سني آغاز اين اختلال در 19.5 سالگي و در 25 درصد موارد قبل از 14 سال آغاز ميشود. اين روانشناس تصريح کرد: طبق پژوهشها تا 30 درصد مبتلايان اين اختلال طي زندگي دچار اختلال تيک هم خواهند شد. تيک در مرداني که دچار اختلال وسواس هستند و وسواس آنها طي کودکي آغاز ميشود، شايعتر است. اما وسواسهاي عملي در پاسخ به وسواسهاي فکري ايجاد ميشود، بهطور مثال افکار مربوط به پاکي و نجسي منجر به تشريفات شستن ميشوند يا چيزي که نادرست و داراي عيب و نقص به نظر ميرسد منجر به تشريفات تکرار آن ميشوند. وي با اشاره به اينکه تشخيص وسواس عملي در کودکان بسيار راحتتر از وسواس فکري است، معتقد است: در صورتي اين اختلال درمان نشود، روند آن مزمن خواهد بود. همچنين افکار خودکشي در حدود نيمي از مبتلايان به اين اختلال در مقطعي ظاهر ميشود و اقدام به خودکشي در تقريبا يکچهارم مبتلا به اختلال وسواس فکري و عملي گزارش شده است. وجود اختلال مانند افسردگي نيز خطر خودکشي را افزايش ميدهد. وي درباره روشهاي درماني اختلال وسواس فکري و عملي گفت: در حال حاضر براي درمان اختلال وسواس فکري و عملي از روشهاي دارو درماني، رفتار درماني، شناختدرماني و درمانهاي شناختي و رفتاري استفاده ميشود، اما به نظر ميرسد روش رواندرمانيهاي حمايتي که اطمينان بخشي و حمايت دارند و گروه درمانيها نيز ميتواند در درمان اين اختلال موثر باشد. اين روانشناس با اشاره به اينکه اين اختلال موجب کاهش کيفيت زندگي و سطح بالاي اختلال اجتماعي و شغلي خواهد شد، ادامه داد: اغلب وسواس فکري درباره آسيب و گزندي موجب احساس خطرناک بودن رابطه با خانواده و دوستان شده و در نتيجه مبتلايان از اين روابط اجتناب ميکنند. چنانچه هرگونه از عوامل بيان شده در فرد قابل مشاهده باشد چه توسط خودش توسط ديگران بهتر است به سرعت با مشاورين متخصص مطرح کرده تا با ارزيابيهاي به عمل آمده بتوانند قبل از مزمن شدن اين اختلال را برطرف کنند.
فرزندان گرفتار بحران در زندگي پساطلاق
از ميزان آسيب طلاق بر فرزندان نميتوان گذشت و به باور متخصصان رواندرمانگر با توجه به عدمتوانايي آنها با انطباق خود با شرايط جديد، اين رويه ميتواند به يک بحران جدي براي فرزندان طلاق تبديل شود. يک متخصص روانپزشک و روان درمانگر در گفتوگو با ايرنا اظهار داشت: آنچه در مراحل جدايي والدين اهميت دارد اين است که دعواها و بحث خود را به دنياي کودک وارد نکنند، متناسب با سن کودک با او صحبت و به فرزند يا فرزندان خود توضيح دهند که به دليل عدم تفاهم چارهاي جز اين راه نداشتهاند. ريحانه عابدنيا با بيان اينکه تداوم ارتباط کودک با والدين و کيفيت آن، مي تواند بر ميزان افزايش يا کاهش صدمه بر بچههاي طلاق تعيينکننده باشد، افزود: در حقيقت طلاق موجب بوجود آمدن برخي خصوصيات روحي و رواني خاص در رفتار و گفتار بچه ها خواهد شد و از اين رو والدين با آگاهي از اين خصوصيات بايد با برنامه ريزي مناسب نسبت به تاثيرات منفي طلاق، اقدام به جدايي از يکديگر کنند. وي گفت: طلاق يکي از واقعيتهاي جدي زندگي امروزه است از اين رو لازم است والديني که تصميم به جدايي ميگيرند اطلاع داشته باشند فرزند يا فرزندان آنان از اين اتفاق ناخشنود هستند و احتمال دارد از پدر يا مادر به عنوان مقصر اين اتفاق، نفرت داشته باشند. اين رواندرمانگر تصريح کرد: پدر و مادر در اينگونه مواقع براي کاهش اضطراب و استرس کودک بايد به وظيفه خود نسبت به فرزند، خوب عمل کنند و بر اين نکته تاکيد داشته باشند که بعد از طلاق باز هم آنها يک خانواده باقي خواهند ماند. عابدنيا با بيان اينکه والدين توجه کنند همسر دوم آنان بعد از ازدواج، نميتواند به برقراري رابطه با فرزندان کمکي کند، افزود: چنانچه همسر دوم پشت سر بچهها بدگويي و تلاش کند رابطهها را سرد کند، اين نکته همانقدر که مشکل والدين است مشکل فرزندان نيز هست. پس مشارکت بچهها در رفع اين مشکل قابل توجه است.اين روانپزشک گفت: در زمان جدايي حتما با فرزندان صحبت کنيد، عشق و علاقه خود را به آنان نشان دهيد و هدف جدايي از همسرتان را براي بچهها بازگو و از تلاش آنان براي تحتفشار قرار دادن والدين براي بازگشت به زندگي مجدد جلوگيري کنيد. وي به پدر و مادر بچههاي طلاق توصيه کرد: هيچگاه از احساس و رفتار آنان غافل نشويد. به نحوي رفتار کنيد که بچهها بخش مهمي از زندگي به شمار ميروند و تلاش کنيد ضمن رفتار مناسب، فرزندان را به هم نزديک و در صورت لزوم با يک روانپزشک مشورت شود.