رئيس کميته پژوهش انجمن صنفي مراکز درمان اعتياد کشور، درمان اعتياد با استفاده از داروهاي جايگزين به همراه مداخلات غيردارويي (مشاوره فردي، آموزش بيمار و خانواده، مشاوره خانواده و خدمات مددکاري) را بهترين، موثرترين و مقرون به صرفهترين روش درماني ميداند و ميگويد: انتخاب روش درمان، نوع دارو و ميزان آن بايد تنها از طريق مشورت با پزشک درمانگر دوره ديده، روانپزشک و... انجام شود و اعتماد به ساير افراد ممکن است دردسرهاي غيرقابل جبراني به همراه داشته باشد. محمدهادي فرحزادي در گفتوگو با ايسنا، با بيان اينکه بيماري اعتياد بيماري چند عاملي است، اظهار کرد: براي درمان اين بيماري چندوجهي بايد بر تمامي جنبههاي پديدآورنده آن مداخله کرد، بهطوري که بايد درمان شامل پکيج کاملي از مداخلات دارويي و غيردارويي باشد تا بتواند پاسخگوي نيازهاي فردي، رواني، طبي، خانوادگي، شغلي، قضايي، اقتصادي،... بيمار باشد و هر نوع درماني که حتي يکي از اين نيازها را فراموش کند محکوم به شکست درمان و عود بيماري در فرد معتاد خواهد بود. به گفته وي و طبق پژوهشهاي صورت گرفته در حوزه درمان اعتياد، مشخص شده است که کماکان درمان جايگزين با دارو (متادون، بوپرنورفين، اپيوم، تينکچر و...) به همراه مداخلات غيردارويي (مشاوره فردي، آموزش بيمار و خانواده، مشاوره خانواده، خدمات مددکاري) بهترين، موثرترين و مقرونبهصرفهترين روش درماني است. اثرات اين مدل درمان در کاهش آسيب اعتياد، کاهش رفتارهاي پرخطر، کاهش بيماريهاي طبي، کاهش جرم و بزهکاري و افزايش بهرهوري فردي، شغلي، خانوادگي و اجتماعي است، اما شرط موفقيت اين مدل درماني، اعتماد سياستگذاران، مسئولان و خانوادهها به آن است و جامعهاي که اين مدل درماني در آن نهادينه شده باشد افراد آن جامعه آسيب کمتري از اعتياد خواهند برد. مدير مرکز تحقيقات اعتياد و علوم رفتاري دانشگاه علوم پزشکي يزد با بيان اينکه رويکرد درمان با داروهاي جايگزين شامل دو مدل رويکرد پرهيزمدار و رويکرد کاهش آسيب است، گفت: در رويکرد پرهيزمدار مصرف مواد و حتي داروي جايگزين به طور کامل قطع ميشود و در رويکرد کاهش آسيب، مصرف مواد به طور کامل قطع شده و درمان دارويي و غيردارويي نگهدارنده در آن حفظ ميشود. فرحزادي ادامه داد: اما نگاه بيشتر مردم و حتي مسئولان و سياستگذاران بر رويکرد پرهيزمدار است و اغلب قائل به قطع مصرف دارو هستند، حتي در برخي مواقع بر طولاني بودن درمان بيماران خرده ميگيرند، اين در حالي است که فقط در بيماران با وابستگي پايين که هنوز دچار عوارض مصرف مواد نشدهاند (هرچند تعداد کمي از مصرفکنندگان را شامل ميشوند) بايد انتظار درمان پرهيزمدار داشت و بالعکس در گروه کثيري از بيماران که با عوارض شديد جسمي و رواني و رفتارهاي پرخطر همراه است و هرچه طول دوره درمان طولانيتر باشد احتمال موفقيت در درمان بالاتر خواهد رفت. رئيس کميته پژوهش انجمن صنفي مراکز درمان اعتياد کشور با بيان اينکه با تغيير شيوه و نوع مصرف مواد از موادمخدر سنتي و نيمهصنعتي به مواد محرک و توهمزاي صنعتي رويکردهاي درماني نيز در حال تغيير هستند، تاکيد کرد: درمانهاي غيردارويي و مشاورهاي منسجمتر و قويتر مانند درمان گروهي ماتريکس، درمانهاي شناختي رفتاري و درمانهاي افزايشدهنده تعهد بيمار در پاکي مورد نياز است. تحريک مغناطيسي مغز و همچنين تحريک الکتريکي مغز از روشهاي نوين در درمان اختلال مصرف مواد محسوب ميشود. استفاده از برنامههاي منظم فعاليت فيزيکي و شبکههاي اجتماعي در درمان وابستگي به مواد مورد توجه پژوهشگران قرار دارد. بنابر اظهارات وي، داروهاي مختلفي از گروههاي مختلف و با عملکرد متفاوت در درمان اعتياد در حال آزمايش است، اما هيچ يک نتوانستهاند بهاندازه داروي متادون و بوپرنورفين ايمني بالا، عوارض پايين و اثربخشي قابلقبولي داشته باشند. انتخاب روش درمان، نوع دارو و ميزان آن نيز بايد تنها از طريق مشورت با پزشک درمانگر دوره ديده، روانپزشک و پي اچ دي اعتياد انجام شود و اعتماد به ساير افراد ممکن است دردسرهاي غيرقابل جبراني را به همراه داشته باشد.