کيومرث جان در حاليکه برخي از مسئولان عزيز اين روزها فقط در ميوهفروشي محلشان سخنراني نکرده تا از رشادتها و تصميمهاي بزرگ و راهگشاي سازمان و وزارتخانه متبوعشان صحبت کنند؛ در روزهايي که وزير ارتباطات با کلاه کاسکت در محوطه وزارتخانه با موتور برقي توليد داخل دور دور ميکند، در همين روزهايي که قيمت پژو 206 از 100 ميليون تومان هم عبور کرده و بهزودي بهتر و منطقيتر است که پژو 206 سوار ما شود، اميرحمزه قادري، نماينده مردم سيستان و بلوچستان در مجلس گفته است اين استان پس از 20 روز از سيل همچنان آب شرب ندارد. زيبا نيست کيومرث؟! هيجانانگيز نيست؟
گاهي با خودم فکر ميکنم اين دعواهاي قرمز و آبي، اين حواشي بيمزه و لوس جشنواره فيلم فجر که از حاتميکيا تا ريحانه پارسا را دربرگرفته است، براي مردمي که آب شرب ندارد، اصلا اهميتي دارد؟ يعني اين وسط يک بياهميتي خاصي در جريان است. کسي که آب خوردن ندارد چرا بايد به اتفاقهاي اينچنيني واکنش نشان دهد. (اصلا ريحانه پارسا کيه؟!).
براي مسئولان مربوطه هم ظاهرا اين مشکلات اهميتي ندارد. ما همين که به منطقه سيلزده برويم انگار کارمان را انجام دادهايم. آنقدر که مسئولان ما در مناطق سيلزده و زلزلهزده عکس يادگاري دارند، گردشگران کنار برج ايفل و پيزا و ديوار چين ندارند، قشنگ آلبوم عکسهايشان (فولدر بحران 98 که کنار بحران 97 است) کامل کامل است!
همين نماينده محترمي هم که اين مساله را مطرح کرده، بايد يکي از کساني باشد که براي حل اين مشکل اقدام کند؛ اما ظاهرا عين دسته آتاري که هميشه خراب بود، دکمه اقدام عملي مسئولان ما هم خراب است و اين بزرگواران در نقش گزارشگر، مشکلات را به مردم گزارش ميدهند. هيچ بعيد نيست همين فيلمهايي که در تلويزيونها هم پخش ميشود و به اسم گزارش مردمي، مشکلات را نشان ميدهد هم کار همين مسئولان باشد.
کيومرث ديدم بد نيست در همين رابطه با يکي از مسئولان يا مديران مربوطه به حوادث غيرمترقبه تماس بگيرم و نظر ايشان را جويا شوم:
من: با عرض سلام خدمت شما مدير زحمتکش!
مدير بحران: بنده هم به نوبه خودم عرض ادب دارم خدمت مردم عزيز و زهرمار خدمت شما، پيشاپيش فرارسيدن بحران غيرمنتظره و غيرمترقبه و پيشبيني نشده بعدي را هم تبريک و تهنيت عرض ميکنم!
من: چه شروع هيجانانگيزي! قربان از وضعيت سيل در سيستان و بلوچستان چه خبر؟!
مدير بحران: اي بابا! کي سيل اومد؟ باز توي ساعت اداري نيم ساعت خوابيديم، يهاتفاقي توي اين خراب... نه يعني توي اين مملکت دوستداشتني افتاد؟! ميزان خسارترو چقدر برآورد کردي؟! مصدوم و کشته چقدر داشته!؟
من: اولا اينا چيزاييه که شما بايد اعلام کنيد، نه من! دوما منظورم سيل بيست روز پيش بود!
مدير بحران: اي بابا! بيست روز پيش که تموم شد رفت! مگه رئيسجمهور نرفتن به مناطق سيلزده؟
من: خب؟
مدير بحران: خب و کوفت ديگه! مشکلات حل شده پس.
من: با رفتن و اومدن که مشکلات حل نميشه، الان مردم اون مناطق آب آشاميدني ندارن.
مدير بحران: اونو که قبل از سيل هم نداشتن خنگِ خدا!
من: خب بايد چيکار کرد؟
مدير بحران: ببين همين که تمساح و گاندو نخوردنشون بايد قدردان زحمات ما باشن. توام بيخود سياهنمايي نکن، حرفمفتم نزن.
من: مشکل آب شربشون رو نميخوايد حل کنيد؟
مدير بحران: چرا حل کنيم؟ عزيزم ما ايرانيا کلا ژن چاقي داريم، آبم ميخوريم و هوام ميخوريم چاق ميشيم. هدف ما از عدمکنترل آلودگي هوا که کار جيگرکيهاست و عدم تامين آب شرب، همين حفظ سلامت مردم و چاق نشدنشونه! باور کن من خودم سه بار رژيم دکتر کرماني گرفتم، جواب نداد. رژيم کانادايي بد نبود اما فعلا با هم قهريم، رژيمشونم نميگيريم، من فهميدم مشکل از استعداد چاقي ماست... الو؟ صدامو داري؟ الو؟ قطع کرد نفهم!