در جريان اتفاقات آبان ماه، سخنان زيادي از سوي بسياري از چهرهها و شخصيتهاي تاثيرگذار به علاوه جريانات سياسي در خصوص «چه بايد کرد؟» مطرح گرديد. سخنان بسياري در باب اينکه چرا نسل جوان و دهه هفتاديها، شصتيها و به تدريج هشتاديها اين چنين آکنده از نااميدي هستند. صحبت از اين شد که بايد سخنان آنها را شنيد و به درددل مردم رسيد، صحبت از اين شد که بايد تمهيداتي فراهم کرد تا معترضان بتوانند صداي اعتراض خود را به گوش مسئولان در يک شرايط آرام و دور از خشونت برسانند. از تنزل سرمايههاي اجتماعي صحبت شد و اينکه چرا اين اتفاقات رخ داده است؟ گسترش شکاف دولت-ملت و در کنار آن، بسياري مسائل ديگر هم مطرح شد. انتظار ميرفت يا حداقل پيشبيني ميشد که مسئولان درسهايي از وقايع گرفته باشند و به رغم هزينه سنگين انساني، دست کم بتوانند به برخي از عواملي که برشمرديم توجه بيشتري داشته باشند. اينکه گفته ميشد نشان دادن اعتراضات حق مردم است و بايد صورت بگيرد، اميدواري زيادي به وجود آورد اما با کمال تعجب بايد عنوان کرد مقدمات برگزاري انتخابات مجلس يازدهم و برخي اقدامات بهگونهاي در آمده که گويي آن سخنان مورد توجه جدي مسئولان قرار نگرفته است. انتظار ميرود که انتخابات مجلس بهگونهاي باشد تا ايرادي که مجلس از راس بودن خارج و از متن به حاشيه رانده شده است، برطرف شود. به ياد داريم که در جريان مسائل آبان و افزايش قيمت بنزين اين حرف بسيار تکرار ميشد. چرا مجلس دخالتي در امور مهم کشور نداشته است؟ اينکه جايگاه مجلس بايد تقويت شود و بايد به جايگاه اصلي و تاکيد شده در قانون اساسي بازگردد، از ديگر مسائلي بود که پس از آبانماه به آن توجه شد. اما همانطور که هشدار داده شده بود، انتخابات مجلس به گونهاي در حال برگزاري است که احتمالا مجلس يازدهم در اختيار يک جريان قرار خواهد گرفت. واقع مطلب آن است که طيفي از اصولگرايان ، جبهه پايداري و طرفداران محمود احمدينژاد بيشترين و پررنگترين جريان سياسي در مجلس يازدهم خواهند بود که اين به معناي يک گام به جلو رفتن نيست. به بيان سادهتر به نظر ميرسد هيچ يک از نصايحي که بعد از آبان ماه مطرح شد، مورد توجه حداقلي قرار نگرفته و بايد تصريح کنيم که همان سياستها در حال اجراست و حتي ميتوان گفت اين سياستها چه بسا قدري شتابش بيشتر هم بشود. انتظار داريم که مجلس يازدهم با جريانها و صداهاي بيشتري تشکيل شود.