اين روزها عراق شرايط سختي را تجربه ميكند. شهادت سردار مقاومت در فرودگاه بينالمللي بغداد، فضاي سياست در عراق را وارد فاز جديدي كرد. قهرمان مبارزه با داعش ناجوانمردانه هدف حملات پهپادي آمريكا قرار گرفت. اين اتفاق براي مردم عراق كه از نزديك شاهد دلاوري و از خودگذشتگي حاج قاسم در ميدان نبرد با تكفيريها بود؛ قابل هضم نبود و شكوه ميليوني مردم عراق در شهرهاي بغداد، بصره و كاظمين به نوعي پاسخ مردم عراق به اقدام جنايتكارانه ترامپ بود. نكته در اينجاست كه مردم عراق به صرف اعتراض بسنده نكردند و شعار كلا كلا آمريكا را در منطقه خاورميانه طنين انداز كردند. آمريكا مدعي آوردن ثبات و دموكراسي به عراق بود و حضور نظامياش را در جهت ثبات بخشي و امنيت سرزمين عراق توجيه و تفسير ميكرد. در اين شرايط وقتي پارلمان عراق با اكثريت آرا راي به خروج هر چه سريعتر نيروهاي حاضر آمريكايي در عراق داد؛ همه هيمنه و ادعا يك دفعه بر سر ترامپ آوار شد و ترامپ متوجه اين واقعيت شد كه سياست در خاورميانه پيچيدهتر از آن است كه تصور ميكرده است. در رابطه با ماهيت سياست در خاورميانه اين قاعده ميان انديشمندان روابط بين الملل پذيرفته شده كه خاورميانه به دريايي عميق و پر از كوههاي يخي و موانع طبيعي ميماند كه شنا كردن در اين دريا كار هر كنشگر سياسي نيست. براي سياستورزي در اين منطقه، شناگر بايد خيلي حرفهاي باشد و از ريز و بم تحولات در منطقه آگاه و مطلع باشد. داستان امروز ترامپ در منطقه خاورميانه به همين ميماند. ترامپ با تفكر سادهانديشانه و نگاه سطحينگرانه و زورمندانه تصور دارد كه قادر به پيادهسازي هرگونه استراتژي در منطقه است. اين در حالي است كه سبك سياستورزي در خاورميانه خاص و متفاوت است. حس غرب ستيزي در منطقه خاورميانه به سبب عقبه طولاني حضور استعمارگران قوي و اثرگذار است. اساسا اين تصور در ملت هاي منطقه است كه ريشه خيل عظيمي از چالشهاي منطقه در سياستگذاري ناصحيح قدرتهاي بزرگ غربي است. حضور مردم عراق در خيابانهاي بغداد و ساير شهرها و اعلام مخالفت با سياستهاي آمريكا از همين حس و نفرت تاريخي سرچشمه ميگيرد. راهپيمايي روز جمعه كه به دعوت روحاني با نفوذ شيعي مقتد صدر برگزار شد؛ حجت را بر آمريكاييها تمام كرد و كاخ سفيد متوجه واقعيتها در داخل عراق شد. البته واكنش دولت آمريكا در نوع خود جالب بود. وزارت خزانهداري آمريكا صراحتا اعلام كرد كه در صورتي كه عراقيها مصر بر خروج نيروهاي نظامي آمريكا باشند در آن صورت معافيت هاي تحريمي عراق پايان ميپذيرد و اين كشور مشمول مجازات هاي تحريمي ميشود. خود اين واكنش از اين جهت قابل تامل است كه دولت ترامپ درك درستي از فضاي سياسي منطقه و عراق ندارد. تحريم به عنوان يك ابزار اقتصادي كاركرد خاص خود را دارد و كسي منكر تاثيرات سوء اين ابزار بر اقتصاد كشور تحريم شده نيست. اما تجربه تاريخي نشان داده كه مسائل حيثيتي و هويتي با تحريم قابل حل و معاوضه نيست. امروز مساله خروج آمريكا از عراق به يك خواسته و جنبش مردمي تبديل شده است. حال در اين مسير كشور هدف، آمريكا هر چه ميزان بر دامنه تهديد اش عليه دولت عراق بيفزايد اتفاقا به همان نسبت باعث بيزاري و نفرت بيشتر مردم عراق از آمريكا خواهد شد. در اين راستا به نظر ميرسد اصرار مردم عراق به خروج و انكار از طرف آمريكا ميتواند فضاي موجود در عراق را بغرنجتر نيز سازد. براي همين خروج هر چه سريعتر نيروهاي آمريكا كه ميتواند طي يك توافق با دولت عراق صورت گيرد؛ ميتواند مانع از افزايش التهابات درعراق گردد.