سرمايههاي اجتماعي يکي از متغيرهاي مهم و از نشانههاي سلامت اجتماعي و توسعه يافتگي در جوامع به حساب ميآيد و نشانگر اين واقعيت است که يک جامعه تا چه اندازه در مسير درست توسعه يافتگي قدم بر ميدارد. عواملي که باعث ارتقاي سرمايه اجتماعي ميشود شامل اعتماد عمومي، مشارکت مردم، صداقت در گفتار و رفتار مسئولان است که متاسفانه اين روزها در کشور ما به اين مولفههاي مهم توجه چنداني نميشود. مجموعه عواملي همچون نهادهاي دولتي، سازمانها و گروههاي مردمي ميتوانند موجب ارتقاي سرمايه اجتماعي شوند و بالعکس، عملکرد ضعيف آنها موجب فرسايش و آسيب به سرمايههاي اجتماعي ميشود و اين شمشير دولبه به عملکرد درست و صداقت گفتار و رفتار مسئولان بستگي دارد. اگر ما بتوانيم کارآمدي لازم براي ارتقاي اين سرمايهها در کنار مولفههايي همچون افزايش اعتماد عمومي، همراهي با مردم و مشارکت با گروههاي مردمي، عملکرد درست در سياستگذاريهاي اجتماعي و سياسي داشته باشيم، سرمايههاي اجتماعي روز به روز افزايش پيدا خواهد کرد و کشور در مسير توسعه يافتگي اقتصادي، سياسي و فرهنگي قرار خواهد گرفت، اما اگر موضوعات مورد بيتوجهي قرار بگيرد آن زمان ريزش سرمايههاي کشور را شاهد خواهيم بود. بهعنوان مثال نهاد سياسي همچون دولت با عملکرد درست نسبت به وظايف خود در قبال مردم، ميتواند اعتماد عمومي ايجاد کند و اگر نقدها و اعتراضات مردمي را بشنود و در جهت بهبود آنها گام بردارد، بيشک موجب رشد سرمايهها در کشور خواهد شد و اگر برعکس موضوعات مذکور عمل نمايد و دولت به وظايف خود نسب به مردمي که مسئول ايجاد امنيت، رفاه و تحقق عدالت اجتماعي آنها است، توجهاي نداشته باشد قطعا با فرسايش سرمايههاي اجتماعي روبهرو خواهيم بود. اگر اين روزها سرمايه اجتماعي ما به پايينترين حد در چند دهه گذشته رسيده، عمده دليل آن به نهادهايي همچون دولت بازمي گردد که مردم را با شور و اشتياق در سالهاي 92 و 96 پاي صندوقهاي راي کشاند. البته ناگفته نماند همه مشکلات به دولت باز نميگردد و بهعنوان مثال نهادي همچون دانشگاه اگر زمينه و بستر پيشرفت نخبگان و دانش آموختگان را در راستاي خدمت به جامعه فراهم ننمايد، زمينهساز آسيب به سرمايههاي اجتماعي خواهد شد. احزاب سياسي نيز ميتوانند در اين راه موثر باشند. متاسفانه ما در چهار دهه گذشته احزاب مستقل و کارآمد در حد مورد انتظار نداشتيم، در حالي که لازمه حضور پرشور مردم در انتخابات، اعتماد به احزاب است، اگر احزاب عملکرد درستي در تحقق اهداف مردم همچون استقلال، رفاه و اطلاعرساني نداشته باشند، اين عامل نيز موجب فرسايش سرمايههاي اجتماعي خواهد شد. بياعتمادي عمومي نيز يکي از آفتهاي بزرگ در شاخصهاي سرمايه اجتماعي به حساب ميآيد و ما بايد به شعور بالاي مردم احترام بگذاريم و با آنها صادق باشيم، چون جوان امروز با جوان 50 سال پيش بسيار تفاوت دارد. همانطور که همه ديديم يک عدم اطلاعرساني درست و به موقع در حادثه هواپيماي اوکرايني موجب کاهش و تضعيف اعتماد عمومي شد. مردم در اين رابطه احساس کردند مسئولان با آنها صادق نيستند، در صورتي که اگر مسئولان همان زمان صادقانه به اشتباه اصابت موشک با هواپيما اشاره ميکردند، شاهد کاهش اعتماد عمومي تا اين اندازه نبوديم و مردم ما آنقدر نجيب هستند که بپذيرند کشور در شرايط جنگي است. پس اعتماد عمومي، مشارکت مردم، صداقت در گفتار و رفتار مسئولان باعث افزايش سرمايههاي اجتماعي و به تبع آن توسعه يافتگي کشور عزيزمان ميشود.