نيروهاي آمريکايي دست به اقدامات نسنجيدهاي به خصوص در زمان دونالد ترامپ در منطقه زدند امري که بر خلاف شعارهاي انتخاباتي ترامپ بود و اين اقدامات در وهله اول سبب شد تا مجلس عراق آنها را از اين کشور اخراج کند و اين براي آنها يک شکست تلقي ميشود. اين اقدامات براي آمريکا تبعات داشته و بايد هزينههاي آن را پرداخت کند. روند دولت آمريکا در اين اواخر به گونهاي بود که عملا حاکميت و سياست اين کشور را هدف قرارداد. آمريکاييها به نيروهاي حشد الشعبي که قسمتي رسمي از نيروهاي مسلح عراق هستند حمله کردند، و همچنين ترور سپهبد سليماني و ابومهدي المهندس به واکنش در عراق منجر شد که در نهايت عراقيها اخراج آمريکاييها را کليد زدند. شايد اگر آمريکا اين اقدامات را انجام نميداد، ميتوانست نفوذ خود را در اين کشور حفظ کند و با قدرت در آنجا باقي بماند. اگر آمريکا از اين پس خرد و عقل را سرلوحه خود قرار دهد ميتواند اندکي از اين ضربهاي را که خورده است جبران کند. پيشبيني من اين است که اگر دولت آمريکا همين سياست را در منطقه در پيش گيرد با شکستهاي سنگينتري مواجه شود زيرا ساير کشورهاي منطقه نيز ديگر رفتارهاي مداخلهجويانه اين کشور را تحمل نميکنند. جمهوري اسلامي ايران بايد در اين راستا با هوشمندي کامل گام بردارد که يکي از آنها تعامل بيشتر با کشورهاي موثر در خاورميانه است. شاهد هستيم که کشورهاي موثري همچون امارات و عربستان به اين نتيجه رسيدهاند که ديگر حرف اول و آخر را در منطقه آمريکا نميزند و جايگاه واقعي ايران را شناختهاند. از اين روست که اين دو کشور در رويکرد خود با ايران تغييراتي ايجاد کردهاند و پيامهايي ميان آنها رد و بدل ميشود. کشورهاي حاشيه خليج فارس عملا به اين نتيجه رسيدهاند هنگامي که آمريکا نميتواند از منافع خود دفاع کند چگونه ميتواند به تضمين حمايت از آنها عمل کند و اين مقوله است که ديد آنها را نسبت به ايران و آمريکا تغيير داده است و در آينده اين تغيير محسوستر خواهد شد به نحوي که شاهد هستيم سياست امروز اين کشورها اين است که امنيت و ثبات خود را به صورت طبيعي و از طريق کانالهاي ديپلماتيکي که در منطقه وجود دارد تامين شود.