دبير سيوهشتمين جشنواره تئاتر فجر با انتشار پيامي خطاب به اهالي تئاتر خطاب به گروههاي انصرافدهنده از جشنواره گفت: «در خانه خويش بمانيم و يقين بدانيد همه ما يک آرمان مشترک بزرگ داريم که آن هم اعتلاي فرهنگ و هنر اين مرز و بوم و خدمت به مردمان نجيب و رنج ديده کشور عزيزمان است.» در پي انصراف تعدادي از گروههاي تئاتري از جشنواره فجر دبير اين رويداد در پيامي ضمن دعوت دوباره از گروهها تاکيد کرد: نگاهداشت حرمت تئاتر و ارزشهايش ما را بر آن ميدارد که همه عزيزاني را که در مسير مفاهمه همراه بوديم بار ديگر براي همگرايي فرا بخوانيم. آنچه ساختهايم دستاورد همه هنرمنداني است که نشان درخشان خود را با سخاوت به امروز ما سپردهاند و آنچه که خواهيم ساخت آيندهاي است که بايد مطلوب ما باشد. در متن يادداشت نادر برهاني مرند، دبير سيوهشتمين جشنواره بينالمللي تئاتر فجر خطاب به اهالي هنر تئاتر آمده است:
«به نام خداوند خورشيد و ماه
که دل را به نامش خرد داد راه
آگاهي شادمانه و اندوهبار دوسويه معناي بودن آدمي است در حضور تاريخياش. هنر به ما آموخته روشنبيني چيزي نيست جز مشارکت شورمندانه در اندوههاي جهان در سويي ديگر نمايه آگاهي شادمانهاي است از اينکه بهرغم وجود تب و تاب و غم و رنج آدمي «انسان» و ارزشهايش تداوم داشته و خواهد داشت. روزهاي سختي است براي همه ما مردمي که در سوگ عزيزان نشستهايم و بحق کيست که از عمق جان لمس نکرده باشد، اندوه و التهابي را که بر قلب و جان همگي ما سايه انداخته است؟! اگر ما بيش از هموطنان غمخوار و هموندان هنرمندمان پريشان و غمگسار نبوده باشيم، کمتر از ايشان خون به دل و اشک بر ديدگانمان نيست و عجب است اگر زماني که احساس نجيب همدردي انساني در لحظات سخت بهجاي گشودن آغوشي از مهر و نگاهي تسليبخش به بغضي بدل شود که رشتههاي پيوندمان را بگسلد و خط فرضي از جدايي و رويارويي را ميان ما بکشد. در تاريخ پر فراز و نشيبمان، نه تنها در لحظات شادماني پيوسته بودهايم، بلکه فرود ناگزير هر رنج و اندوهي نيز نه گسستگي که پيوستگي بيشترمان بخشيده و اين حکايت امروز نيست که خاطرهجمعي و حافظه تاريخي ما گواه اين انسجام و همدلي است. در ميان فضائل پر شمار هنر، فضيلتي انکارناپذير هم هست که ما را به پرهيز از عصبيت و خشونتهاي فيزيکي و نمادين فرا ميخواند و فرصت حضور گفتوشنود و مباحثه چند جانبه را فراهم ميآورد. در ميان بسياري از کنشهاي جمعي، هنر تئاتر و رويدادهايش از بهترين دستاوردهاي تمدن بشري براي از دست ندادن فرصت گردهمايي بهرغم تمامي تفاوتها و تمايزهاست؛ جايي که هيجانات منجر به يورشهاي ناروشن به امري حاد، به مواجهاي روشنگرانه و زيباشناختي مبدل ميشود. ضرورت تئاتر، آنچه که همه دل در گروي آن داريم، فراخواني براي حضور در فضاهاي گشوده و همچنين گشودن عرصههايي است که هنوز ناگشوده ماندهاند؛ دعوتي است به حضور براي پرکردن جايگاهي که غياب در آن شرايط مشارکت شورمندانه در غمها و شاديها را سخت يا ناممکن ميکند. هر رويداد مرتبط با اين هنر ارزشمند، چه اجرايي چند روزه براي همگان و چه گردهمايي هنرمندانه در فستيوال تئاتري، جهت کنش آگاهي بخش هنر را به سوي ارتباطي تعاملي با مردمي ميبرد که در هنگام غم و شادي حوزه عمومي را ميجويند تا همدلانه يکديگر را براي بروز عواطف و آگاهي خود ملاقات کنند. فستيوال تئاتر فجر در اين دوره، چون هر سال هنرمندان و مخاطبان را براي شکل دادن به اين عرصه عمومي مکالمه انساني فراخواند تا در مجموعهاي متنوع از حضور موثر هنرمندان و تبلور گونههاي پر توان هنر تئاتر «انسان»، بحرانها، رنجها، اميدها و حتي نااميديهايش را با مخاطبان و ديگر هنرمندان به اشتراک بگذارد، در ادامه سنتي کهن از تجربه بشري که صورتهاي هنر را دور از تعصب و منازعه براي مفاهمهاي خردمندانه در اختيار ما قرار داده و تداوم بخشيده است. در پي اين دعوت هنرمندان بسياري از سراسر کشور محصول توان و کوشش و حاصل عرقريزان روح و جسم خويش را عرضه کردند تا در اجتماعي از نسلهاي چندگانه و سلايق و رويکردهاي متنوع انديشهاي و هنري، شاکلهاي رنگارنگ از تئاتر را پديد آورده و در تحويل سال تئاتر ايران، چون هر سال به گذشته نگاهي ارزيابانه بياندازيم بلکه تصويري از آينده هنر تئاتر نيز بر همگان آشکار شود. استعدادها به عرصه بيايند و تجربههاي خلاقه حرفهاي و مهارتهاي هنري، مخاطبان را به شوق آورد. اکنون براي حرکت اين قطار خوندلهايي يک ساله خورده شده تا حرکت تاريخ خلاقيت را در فستيوال تئاتر فجر به نظاره بنشينيم. اگرچه برخي عزيزان و همکيشان به هر دليلي اراده پياده شدن از آن را داشتهاند اما هنوز گروههايي مصمم در اين مسير در حرکتاند و ما نيز به احترام اين عزيزان ايستاده و خواهيم ماند. نگاهداشت حرمت تئاتر و ارزشهايش ما را بر آن ميدارد که همه عزيزاني را که در مسير مفاهمه همراه بوديم بار ديگر براي همگرايي فرا بخوانيم. آنچه ساختهايم دستاورد همه هنرمنداني است که نشان درخشان خود را با سخاوت به امروز ما سپردهاند و آنچه که خواهيم ساخت آيندهاي است که بايد مطلوب ما باشد.
خانمها، آقايان
همکاران محترم
ديگر بار صميمانه و همدلانه از شما خواهش ميکنم که افتراقهاي ناچيزمان را کناري بگذاريم و در خانه خويش بمانيم، يقين بدانيد همه ما يک آرمان مشترک بزرگ داريم: اعتلاي فرهنگ و هنر اين مرز و بوم و خدمت به مردمان نجيب و رنج ديده کشور عزيزمان».
برادر کوچک شما