بستن

ادب مسئولان صداقت است!

ادب مسئولان صداقت است!
امید فراغت روزنامه‌نگار

افراط و تفريط بلاي جان جامعه امروز ايران است، موافقت و مخالفت اگر بر پايه اساس حق و حقوق و جامعه‌داني و جامعه‌خواني نباشد نوعي هوچي‌گري به حساب مي‌آيد. رسانه به عنوان رکن چهارم دموکراسي جوامع بايد در فضاي ادب ذهني مسئولان باشد و اخبار دروغ و به تبع آن انتشار از سوي رسانه‌ها در واقع تخريب ستون‌هاي اعتماد و باور عمومي جامعه است اگر مسئولان در فضاي شفافيت و صداقت نباشند به آساني فرصت‌هاي به وجود آمده را به تهديد تبديل مي‌کنند جامعه امروز ايران به واسطه دسترسي آسان به منابع رسانه‌اي گوناگون به مانند گذشته گوش نيستند بر همين اساس در کم‌ترين زمان خود جست‌وجوگر پاسخ تقريب به واقعيت از طريق منابع معتبر مي‌روند فناوري و تکنولوژي باعث شده است که هر شهروند يک خبرنگار باشد بنابراين ابعاد رسانه گستردگي پيدا کرده است و به تعبيري پيدا و پنهان هر واقعه‌اي از طريق رسانه‌هاي رسمي و غير رسمي يعني همان شهروندان در معرض نمايش عمومي درخواهد آمد. مسئولان بايد واقعيت‌هاي جامعه امروز را ببينند و حضور در واقعيت باعث خواهد شد که همه اضلاع جامعه را ببينند. اگر کسي دنبال اين است که جامعه را به رنگ و بوي خود درآورد، يعني در مسير اشتباه قدم برمي‌دارد. مردم امروز به دليل فرصت‌سازي‌هايي که فناوري و تکنولوژي برايشان ايجاد کرده، نسبت به حق و حقوق خود آشنا شده‌اند و بر همين اساس به قوه انتخاب و اختيارشان بايد با احترام نگريسته شود اکنون مردم به خودبيني رسيده و دوست ندارند که ديگران به جاي آنان فکر کنند و حتي سخن بگويند چرا که شبکه‌هاي اجتماعي و صفحات شخصي‌شان محل بيان انديشه آنهاست. تخريب رسانه باعث تخريب اعتماد و باور جامعه خواهد شد قدرت رسانه توليد‌گر آرامش و عدم آرامش است با توجه به اشتراکات رسانه‌اي جهاني و يکپارچگي اطلاعات و سرعت جابه‌جايي اخبار، جامعه در فضاي انتخاب قرار گرفته است پس بهتر آن است که مسئولان فضاي گردش آزاد اطلاعات را ايجاد کنند و مهم‌تر اينکه مسئولان واهمه‌اي از بيان حقيقت نداشته باشند و از تحليل و تفسير موافق و مخالف رسانه‌ها استقبال کنند چرا که تضاد تعادل مي‌آفريند موضوع مهم ديگر اينکه اگر آسيبي هست با همان آسيب بايد با مردم مواجه شد اينکه پيوسته به دنبال ژست‌هايي غير از حال و قال مان باشيم جامعه از نتايج و واقعيت‌ها به نتيجه‌اي متفاوت از مسئولان خواهد رسيد بايد بپذيريم که در ادبيات يکپارچه نظام بين‌الملل زيست داريم. به عنوان مثال چند روز بعد از سقوط هواپيماي اوکراين به افکار عمومي جهان پاسخ منطقي داديم يعني نشان داديم که جدا از نظام بين‌الملل نيستيم و قوانين و قواعد آن را پذيرفته‌ايم. در پايان اين نکته هم قابل تامل است که بايد مسئولان موافقت‌ها و مخالفت‌هاي جامعه درون را به رسميت بشناسند و به تعبيري آن را بپذيرند.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی