توانمنديهاي بالقوه نوزاد با رفع نيازهاي اوليه و مراقبتهاي افراد آموزش ديده شکل ميگيرد و بيتوجهي به هر يک از اين موارد منجر به عقب ماندن کودک در هر يک از توانمنديها ميشود. اين توانمنديها شامل مهارتهاي اجتماعي، چگونگي واکنش به رويدادها، کنترل احساسات، توانمندي براي حل مشکلات پيچيده، اعتمادبهنفس، خيرخواهي و تمام صفاتي است که ميتواند موجب تعالي يک کشور شود. هر نوزاد با 100 ميليارد سلول کامل مغز (نورون) از بدو تولد براي يادگيري و ارتباطگيري با دنياي پيرامون خود آمادگي دارد، از تولد به بعد ما شاهد رشد کيفي مغز هستيم. رشد کيفي به سبب فعاليتها و تجربههاي نوزاد به دست ميآيد و وابسته به امکاناتي است که به طور مستقيم و غيرمستقيم براي کودک فراهم شده و محرکها و ارتباطهاي مناسب و مستمر بخشي از اين رشد کيفي را سبب ميشود. در گذشته رشد کودک را منحصر به رشد جسمي ميپنداشتند اما از اواخر قرن 19 اين آگاهي شکل گرفت که رشد کودکان را بايد در ابعاد مختلف ديد، مغز کودک از لحظه تولد آماده يادگيري است و مغز تا 6 سالگي 90 درصد رشد ميکند. در انتهاي قرن 20 کارشناسان مسائل کودکان به اين آگاهي دست يافتهاند که رشد جنبههاي متنوع و پيچيده دارد و محدود کردن رشد کودک به يکي از اين ابعاد موجب اختلالهاي اساسي در زندگي کودک ميشود. به همين دليل نظريه رشد همهجانبه کودکان مطرح شد و تمام جنبههاي رشد کودکان مورد توجه قرار گرفت و بر فراهم کردن شرايط مناسب براي بروز رشد همهجانبه تاکيد بسيار شد. امروزه برخي از روانشناسان بر اين باورند که کودکان در حوزههاي جسم، حرکت، عواطف، روابط اجتماعي، شناخت و حتي در حوزه کلامي نيز رشد ميکنند و همه حوزهها مهم بوده و نيازمند توجه و زمينهسازي هستند. اين مراقبتها زمينهساز عملکرد آنها در بزرگسالي بوده و هر يک از ابعاد رشد ويژگي و اصول و مباني دارد و شامل مهارتها، استعدادها و ظرفيتهاي ويژه خود است.
مهارتهاي پايهاي در کودکان
فاطمه جعفري روانشناس کودک به ايرنا ميگويد: تواناييها و ظرفيتها در هر يک از ابعاد رشد، در ميان کودکان عمومي و پايهاي است، يعني هر کودک به صورت بالقوه اين تواناييها را دارد و اگر در مسير رشد و شرايط مناسب قرار گيرد و نيازهايش بر آورده شود، ميتواند مهارتهاي پايهاي را از خود بروز دهد. وي ادامه ميدهد: استعدادها به خودي خود، به سختي ميتواند به ظهور برسد و لازم است، والدين، پرستاران و مربيان کودک اين فضاها و موقعيتها را فراهم کنند و با مشاهده نشانهاي از تواناييهاي پايهاي کودکان، زمينههاي رشد و بروز اين توانايي را فراهم کنند تا کودک بتواند در زماني که هر يک از اين موارد با تفاوتهاي فردي او مناسب است، به حداکثر استعدادها و تواناييهاي خود دست يابد. اين استاد دانشگاه آزاد اسلامي ميگويد: براي توانمندسازي مغز مراقبت همهجانبه از اوان دوران کودکي حتي چند ماه قبل از بارداري از اهميت ويژهاي برخوردار است و کمبودهاي تغذيهاي در دوران بارداري، به ويژه در نخستين سالهاي زندگي ميتواند بر آينده کودکان اثر بگذارد. جعفري تصريح ميکند: کمبودهايي مانند آهن، يد و محروميت از شير مادر ميتواند حدود 30 امتياز از بهره هوشي کودک را کم کند و اگر اين کودک با وزن کم هم به دنيا آمده باشد باز حدود پنج امتياز جمعا 35 امتياز از بهره هوشي را از دست ميدهد که اين اثرگذاريها بيشتر در اولين سالهاي زندگي رخ ميدهد و بعد جبران نميشود. وي ميگويد: وقتي درباره غفلت کردن از دوران کودکي صحبت ميشود، ميتوان تعداد کل تولدهاي مناطق محروم را در 30 امتياز هوشي ضرب و مشاهده کرد که در کل کشور به طور مستمر چه غفلتي صورت ميگيرد و چه تواناييها و ظرفيتهايي از دست ميرود. جعفري تاکيد ميکند: حق نداريم نيازهاي امروز کودک را ناديده بگيريم چون فرداي کشور براساس توان و بهره هوشي کودکان امروز شکل ميگيرد و اين نسل نو ميتواند در عرصههاي مختلف از علم، اقتصاد و هنر تا ارزشهاي متعالي بدرخشد و نماينده ايراني با توانمنديهاي فراوان باشد. وي ميافزايد: غفلت کردن از کودک و مادر باردار يا شيرده غيرقابل جبران است، يعني آنها را در چرخه مراقبتي مورد توجه خاص قرار ندادن، با کودک بازي نکردن، او را در آغوش نگرفتن، با او به گرمي صحبت نکردن، محبت نکردن، لمس نکردن، يعني مغز آماده يادگيري او را به حال خود رها کردن و اين نهتنها مانع رشد و بالندگي او ميشود بلکه يک ذخيره مهم کشوري به هدر ميرود. اين روانشناس اظهار ميدارد: دانش امروز نشان داده که در دوران کودکي ارزشهاي انساني و هدفهاي متعالي بنا گذاشته ميشود و پايههاي خصلتهاي خوب مانند هدفمند کردن، انگيزه داشتن و رعايت حقوق ديگران در اين سالها ساخته ميشود و چگونگي تامين اين نيازها خود نياز به توجه دولتمردان، سياستگذاران و انديشمنداني دارد که به آينده کشور علاقهمندند و به آن عشق مي ورزند.
کودک به توجه نياز دارد
رضا معتمد روانشناس ديگري نيز در اين زمينه به خبرنگار ايرنا ميگويد: مراقبت براي رشد و تکامل کودکان خردسال فقط به آنچه در دوران کودکي ميگذرد، نيست، بلکه به آنچه کودک براي رشد و نمو خود نياز دارد نيز معطوف ميشود. وي ادامه ميدهد: براي اينکه کودک بتواند سالم و طبيعي تکامل يابد، بايد نيازهاي اصلي براي نگهداري، تغذيه و سلامتي او تامين شود، لازم است نيازهاي او براي تاثير متقابل، تقليد، عواطف، ايمني و يادگيري در اثر کشف و جست وجو نيز برآورده شود. معتمد گفت: پشتيباني از رشد و تکامل اوليه کودک نهتنها نتايج سرشاري براي والدينش دارد، بلکه در بلندمدت موجب توانايي براي ايفاي نقشي مفيد در جامعه نيز ميشود. توجه به کودکان در سالهاي اوليه زندگي موقعيت بسيار مناسبي براي جلوگيري يا کاستن از اشکالات يادگيري است و داراي منافع ماندگاري براي افراد و اجتماع است. اين روانشناس توضيح ميدهد: والديني که ارزشها و اخلاق زندگي را رعايت ميکنند يک الگوي عالي براي کودکان خود هستند، والدين بايد در تکامل و رشد شخصيتي کودک خود نقش موثري داشته باشند. آنها نهتنها بايد بتوانند کودکاني موفق و با اعتماد به نفس تربيت کنند بلکه بايد اهميت ارزشهاي جامعه را نيز به کودک بياموزند و مزاياي بلندمدت آن را در زندگي به کودک نشان دهند.
2 سالگي؛ دوران طلايي کودک
معتمد افزود: کودک در خانواده منسجم و در تعامل با والدين خود ياد ميگيرد که مشکلات پيچيده زندگي با روشهايي آرام و ساده قابل حل هستند زيرا موثرترين سالهاي زندگي کودک دو سالگي است و اين سن بهترين زماني است که بايد روي کودکان خود کار کنيد، والدين بايد بيشترين تعامل را با کودک داشته باشند، از اين رو رفتار و شخصيت والدين روي زندگي کودک در آينده تاثير بسزايي دارد و در شکل گرفتن شخصيت کودک موثر است. وي مي گويد: اگر والدين در اين زمان انرژي کافي براي رشد شخصيتي کودک خود صرف کنند، کودکاني با اعتماد به نفس، متين و موفق در آينده خواهند داشت و نگراني از بابت سنين بزرگسالي و تصميم گيريهاي وي ندارند.