بستن

حکومت نبوی و «داغ‌های ملی»

حکومت نبوی و «داغ‌های ملی»
هادی سروش پژوهشگر دینی

وقتي مسلمين به فتح چشمگيري دست پيدا کردند، يکي از سرداران سپاه اسلام به منطقه‌اي که اعلام قبول اسلام نکرده بودند، اعزام شد و طبق تشخيص خود، در آنجا زد و کشت و تخريب‌ها کرد... خبر به پيامبر(ص) رسيد، اولين کاري که آن پيامبر خدا(ص) کرد، با صداقت تمام آنچه انجام شده بود و داغي که خانواده‌ها ديده بودند، و مهم‌تر، لطمه‌اي که به «آبروي اسلام» رسيده بود را، بدون فوت وقت و بدون ذره‌اي «پنهانکاري» اعلام نمود. ثانيا؛ «سردار خطاکار» را از هر گونه سِمتي حذف کامل نمود. ثالثا؛ در جمع حاضران اشک ريخت و به خداي متعال از خون‌هايي که ريخته شده، طلب مغفرت نمود و از رفتار آن سردار نظامي‌اش اظهار بي‌اطلاعي کرد و تبري نمود. و رابعا؛ حضرت اميرالمومنين(ع) را براي پوزش و دلجويي و پرداخت خسارات وارده، عازم آن منطقه نمود. آيا اين بليات بسيار سوزناک که پشت سر هم جان اين ملت مظلوم و شريف را مي‌نوازند، ابتلائات (آزمايش‌هاي) الهي است؟ يعني؛ [خداي نخواسته] رفتاري چون ندانم‌کاري، فريب، بازي قدرت، غرور، دروغ و عدم صداقت، اهانت به مخالف خود و تضييع حقوق، اختلاس نجومي و... در پيدايش آن نقشي ندارد؟ يا نه، از ماست که بر ماست؟ براساس قرآن، اين احتمال دوم را نمي‌شود انکار نمود! چرا که فرمود: «ان ا... لايغير ما بقوم حتي يغيروا ما بانفسهم؛ خدا وضع و حال هيچ قومي را عوض نخواهد کرد، مگر آنکه انسان‌ها خودشان وضع و حال خودشان را تغيير دهند.» (رعد/11) اگر [خداي نخواسته] ذره‌اي احتمال وجود گزينه دوم مي‌رود که منشأ بسياري از «داغ‌هاي ملي» است! راه درست، همان راهي است که پيامبر (ص) انجام داد و تنها چراغ راه حکومت است.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی