سردار قاسم سليماني، قهرمان ملي ايران آنقدر بزرگ و عزيز است که ميتوان روزه سکوت را به حرمت خون پاک او شکست و دمي از دلخورهاي ناشي از بيتدبيريها گذشت. در غليان احساسات ناشي از شهادت سردار بزرگ ايران زمين و در شرايطي که بر طبل جنگ و انتقام دميده ميشود، سخن از بردباري، صبر استراتژيک و گام برداشتن در مسير عقلانيت، ميتواند تهمت ترس و بزدلي را به همراه داشته باشد، اما نبايد تهمت ترس مانع از گفتن نظر باشند، هر چند که خوشايند برخي نباشد. با وجود آنکه رهبران ايران و آمريکا بارها اعلام کردهاند به دنبال جنگ نبوده و جنگي نخواهد شد، اما وقايع عراق و به دنبال آن شهادت سردار سليماني و... ميتواند عامل جنگ، هرچند محدود شود. بر همين مبنا چون گذشته، من همچنان جنگ را آنقدر دور نميبينم که براي صلح تلاش نشود. با تغيير ذهنيتها و سياستهاي کلان در کشور، ميشد به امروز نرسيد، اما نشد. با اين وجود هنوز دير نشده و ميتوان جلوي فاجعههاي بدتر و بزرگتر را گرفت. اگرچه همگي ميدانيم که شهادت آرزوي مردي از جنس سليماني بود، اما بايد خون گريست که بخش مهمي از شهادت سردار نه ناشي از برنامهريزي و جسارت آمريکا، بلکه از اهمال ما بوده است. سردار مورد کين تمام دشمنان ايران بود و از عمده هدفهاي سرويسهاي امنيتي و تروريستي بود. در واکنش به شهادت سردار، عراق را ميتوان به سرزمين سوخته ايران و آمريکا تبديل کرد، اما اين آتش به خرمن نه تنها ايران بلکه به منطقه کشيده شده و ميتواند فجايعي غيرقابل جبران بهوجود آورد. همانگونه که بارها گفته و نوشتهام جنگها به يکباره آغاز نميشوند. جنگها در شيبي آرام بسترسازي شده و ناگهان با تندباد و حادثهاي شعله جنگ برافروخته ميشود. بايد با تدبيري که همراه حکمت است پاسخي دقيق داد که عزت ايران حفظ شود. در تشديد تقابلات ايران و آمريکا خط قرمز هر راهکاري و هر کسي که به ايران و ايرانيان ميانديشد، بايد حفظ ايران باشد. نبايد در اين مقطع به دام ترامپ ديوانه افتاد. امروز گرگهاي منطقه دندان تيز کردهاند. دردناکتر از شهادت سردار سليماني دردي نيست، اما يقين دارم که چشمهاي نافذ او همچنان نگران ايران و ايرانيان است و از اين روست که بايد با تمام توان از آرمانهاي سردار پاسداري کرد و در عين حال نبايد وارد برنامهاي شد که دشمنان اين کشور در سر دارند. سردار به آرزوي خويش رسيد و ما در غم فقدان و عزاي او بيتدبير و بدون محاسبات حرکت نخواهيم کرد و با عقلانيتي دقيق، کوبندهترين پاسخ را خواهيم داد. حسرت دشمناني که در پي از بين بردن ايران، اين نام تاريخي هستند را بر دلشان خواهيم گذاشت. ما بهعنوان ايران و ايراني روزهاي سختتري از امروز داشته و سرداران بسياري چون سليماني را از دست دادهايم اما قامتمان همچنان سرافراز مانده است. تاريخ معاصر گواه اين سخن است. نکته آخر آنکه بازي سياست، بازي قدرت و عمل ممکن است. نبايد بدون محاسبه دقيق قدرت خويش، به تقابل رفت. شهادت سردار سليماني قهرمان ملي ايران و اسطوره مقاومت در منطقه اگرچه مايه اندوه و حسرت ما شده ليکن اين عمل واشنگتن اثبات کننده چهره خشن و عريان آمريکايي است که از دست زدن به هيچ قباحتي، ابا ندارد. بايد عکسالعمل را براساس واقعيت تعريف کنيم. اعتماد و باور به آمريکا سادهلوحي است اما انکار واقعيتها هم به همان اندازه نادرست است. مرثيههاي بسيار براي زخم ناشي از شهادت سردار سيلماني خواهيم سرود و عمل آمريکا و اعتراف واشنگتن در به شهادت رساندن سردار را فراموش نکرده و همواره آن را در عقبه ذهني خود خواهيم داشت اما گام هايمان را نه براساس احساس، بلکه بر پايه عقلانيت بر خواهيم داشت.