هنوز زمان زیادی از گرایش جوامع به مردمسالاری نگذشته است. نه تنها در کشور خودمان که تاریخچه رجوع به آرای مردم با همه فراز و فرودهایش حدود صد سال است بلکه حتی در جوامع غربی هم قدمت دموکراسی به شکل کنونی نزدیک به 300 سال است و پیش از آن اغلب کشورها براساس اراده شاهانه اداره میشد و مردم هم برای تعیین سرنوشت خود حقی قائل نبودند. در واقع میتوان مراجعه به آرای مردم را تحول بسیار عمیق و عظیم تاریخ دانست که طی آن بشریت وارد مرحلهای تازه شد و زندگی انسان رنگ عادلانهتری بهخود گرفت. اگر دموکراسی در سرتاسر جهان شکل بگیرد و استحکام بیابد احتمالا دیگر شاهد جنگهای خانمانبرانداز نخواهیم بود و فرصتی بینظیر پیش میآید که انسان علاوه بر پیشرفتهای مادی روی روابط معنوی خود متمرکز شود وخودخواهیها کمتر شوند و زندگیها روی شیرین خود را نشان دهند. اگر حق تعیین سرنوشت توسط ملتها این همه آثار مبارک و عدالت محور دارد و احتمالا میتواند سایه شومترین پدیده بشری یعنی جنگ را از سر کشورها دور کند باید از هر انتخاباتی به هر میزان از صحت و سلامت استقبال کرد و هربار بر محتوا و استحکامش افزود. سنت انتخابات که بعد از انقلاب در ایران شکلی جدی و موثر پیدا کرد با فراز و نشیبهای زیادی روبهرو بوده است، گاهی به سردی برگزار شده، گاهی نتیجه چندانی برای مردم نداشته، گاهی پربرکت و راهگشا بوده، زمانی با تشنج همراه بوده و بعضا نتایج تلخ داشته است، اما مهمتر از هرچیز دیگر اینکه ملت ایران صاحب انتخابات است و هر دوسال میتواند پای صندوقهای رأی حاضر شود و تمرین دموکراسی کند و اراده خویش را با کمترین هزینه تعقیب نماید. متاسفانه در کشور ما عدهای روی خوشی به این فعالیت رسمی و سیاسی مردم نشان نمیدهند و اگر نتوانند آن را به کلی کنار بگذارند انتخاباتی محدود شده میخواهند تا نتایجش از خواستههایشان دور نباشد. اما کاملا روشن است که آگاهان و دلسوزان کشور قدر انتخابات را میدانند و هرگز حاضر به از دست دادن آن نیستند. بزرگترین دستاورد انقلاب سال 57 برگزاری همهپرسیهاست که تحت هیچ شرایطی نباید از جدیت و تاثیرگذاری آن کاسته شود. به عبارت دیگر تلاش عاقلانه و مدبرانه آن است که همواره در کشور انتخابات داشته باشیم و حق تعیین سرنوشت توسط مردم راه تکامل را بپیماید تا به استانداردهای مطلوب خود برسد. استاندارد مطلوب آن است که انتخابها و گزینههای مردم با سلیقههای جناحی و سیاسی خاص محدود نشود و به رأی و نظر نهایی اکثریت ملت تمکین شود، اما اگر در شرایط عادی انتخابات حق مسلم مردم است و بدون کوچکترین تردیدی باید همواره در مواقع خود برگزار شود در حال حاضر و در شرایط خطیری که قرار داریم بیش از هر زمان دیگری به مشارکت جدی مردم نیازمندیم و تنها در اینصورت است که بسیاری از خطرها دفع میشوند و امید و سرزندگی دوباره جان میگیرند. اگر مقدمات یک انتخابات پرشور فراهم شود و مردم احساس کنند که با حضورشان پای صندوقهای رأی دستاوردهای مثبت و تغییرات موثر و راهگشا ایجاد خواهند کرد قطعا دلگرم میشوند و همه توطئهها و فشارهای بیگانگان را خنثی میکنند. باید بپذیریم که هنوز شرایط مطلوب فراهم نشده است و فضای انتخابات متاثر از نارضایتیها و نابسامانیهاست. متاسفانه نه اعتراضهای آبانماه بهدرستی و دقت مدیریت شد و نه پس از آن راه تعامل سازنده و گفتوگو با مردم ابعاد ملی به خود گرفت. لذا هنوز معلوم نیست که آن حادثهها چه تاثیری در انتخابات خواهند گذاشت؟ قدر مسلم آن است که با یک رویکرد صادقانه و دلسوزانه و از طریق احترام به افکار عمومی میتوان در ترمیم جراحتها کوشش کرد و شکافهای ایجاد شده را برطرف ساخت. انتخابات یک فرصت بزرگ برای تبدیل تهدیدها به فرصت هاست. با انتخابات آزاد و سالم امیدها به رفع کژیها و ناراستیها فراهم میشود و بزرگواری مردم هم کار خود را میکند و شاهد ثبات و آرامش کشور خواهیم بود .