بستن

حق با زنان است

حق با   زنان است
محمود اسعدی استاد دانشگاه

عنوان «حق با زنان است» بوي فمنيستي مي‎دهد و البته براي بانوان پرجاذبه است. در روزگاري که سخن‎‌ها و حرف‌ها و نکته‎‌هاي بديع، آموزنده و راهگشا در محاق بي‌اعتنايي رسانه‎هاي زرد و سبک و کم‌محتوا رفته‎اند و کمتر سخني در شبکه‎‌هاي مجازي جاي درنگ و تامل مي‎يابد، «جلب توجه» مخاطب، هدف اصلي اغلب نويسندگان و متفکران و هنرمندان قرار مي‎گيرد. شم نام‎گذاري مقالات، برنامه‎‌هاي تلويزيوني، کتاب‎‌ها و فيلم‎‌ها و حتي مشاغل و رشته‎‌هاي مختلف در رويکرد مردم بسيار مؤثر بوده و هست. اکنون با وفور اطلاعات و ماشين‎‌هاي چاپ و تکثير، ضرورت نام‎گذاري درست بيش از گذشته است. در جامعه‎ شناسي فرهنگي مبحث نام‎گذاري انسان‎‌ها، گروه‎‌ها و نهادها گسترده است که در جاي خود قابل طرح است، اما مي‎توان اشاره کرد که نام و فاميل اشخاص مبناي قضاوت و هسته اصلي انگاره‎‌سازي شخصيت‎‌ها تلقي مي‎شود. نکته‌‎اي که به ميزان اهميت آن چندان پرداخته نمي‎شود. «حق با زنان است» عنوان نخستين مقاله استاد محمدابراهيم باستاني پاريزي فرزند حاج آخوند پاريزي است. وي آورده است: در تيرماه سال 1321 سال‎هاي بحبوحه جنگ جهاني اول که ترک تحصيل هم کرده بودم، روزنامه بيداري کرمان مقاله‎‌اي از مرحوم اسماعيل مرتضوي برازجاني در انتقاد از زنان منتشر کرده بود که من جواب نوشتم و بدون اينکه تصور بکنم که قابل چاپ است فرستادم و اتفاقا آن‎را چاپ کردند. تحت عنوان «تقصير با مردان است نه زن‎ها» و دفاع کرده بودم از زنان که اگر مردان توقعات بي‎خودي از زنان نداشتند، زنان غيراز آن‎گونه رفتار مي‎کردند که مي‎کنند و شاهد مثال از حضرت زهرا(س) آورده بودم. نخستين مقاله من است که شصت و چندسال پيش چاپ شده است. باستاني پاريزي اولين کتابش را با عنوان «پيغمبر دزدان» در سال 1334 درحالي که دانشجوي دانشسراي مقدماتي کرمان است منتشر مي‎کند. اين کتاب شرح‎نامه ‎هاي طنزگونه شيخ محمدحسن زيدآبادي است. بعدها مجموعه ‎هاي «هفت» مثل خاتون هفت قلعه، آسياي هفت سنگ، ناي هفت بند، اژدهاي هفت سر، کوچه هفت پيج، زير اين هفت آسمان و سنگ هفتم انتشار مي‎يابد. خود مي‌‎گويد: وقتي اين هفت‌ها تمام شد ديدم ته‎ مانده‎ بعضي مقاله ‎ها مي‎تواند يک کتاب ديگر بشود. حروف‎چيني ‎ها را نشان ايرج افشار دادم و گفتم نمي‎دانم اسم اين کتاب را چه بگذارم. افشار گفت: يک اسم هشلهفي روي آن بگذار. من فورا حرف او را چاپيدم و اسم کتاب را گذاشتم هشت‎الهفت. هم کتاب هشتم است هم کلمه هفت دارد هم يک اسم هشلهفي هست که به هرحال چهارتا خواننده دارد. باستاني پاريزي دوستاني خوب و باسواد داشت و حشر و نشر با آنها ذوق و شوق را افزون مي‎کرد. او طنزآميز و جذاب سخن مي‎گفت و اين شايد به‌دليل آميختگي صميمي با مردم کوچه و خيابان و شهر محل تولد خود يعني کرمان است. اگر آثار متنوع، متفاوت و نکته دار او نه فقط در سطح استان کرمان بلکه در اقصاي ايران و برخي مناطق جهان ديده و خوانده مي‎ شود. به‌دليل بومي‎‌بودن و توجه خاص به زيست بوم او بوده است. نکته‎‌اي که محققان کشور اگر رعايت کنند ما آثار ماندگاري از همه شهرها، روستاها و طبقات مردم کشور خواهيم داشت که مي‎تواند کالاهايي فرهنگي براي ديگر ملل باشد. باستاني پاريزي به‌عنوان مورخ و نويسنده‌‎اي زبردست، مشاهده‎‌گر برجسته‎اي بود که قوه تشخيص و درک بالايي از رفتارهاي اجتماعي داشت. او به خصوص در کتاب «سنگ هفت قلم» و در مقاله «زن و جنگ» و «ناي هفت بند» به تفصيل به تاثير و تاثرات جامعه ‎شناختي بانوان در اجتماع و نقش زنان در تاريخ پرداخته است. اما مهم‌ترين خصلت او توانايي جذب مخاطب در نام‎گذاري مطالب است و جلب توجه و چگونگي سخن گفتن و نوشتن به گونه ‎اي که خاص و عام بفهمند، نکته‎اي که اکنون مشکل اساسي اغلب نخبگان است.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی