هيچ نويسندهاي به اندازه ژانرنويس با شهرزاد همذاتپنداري نميکند. ژانرنويس مخاطب را بر سرير پادشاهي مينشاند و هدفي جز تسخير تمام قلب و ذهن او ندارد. همچون شهرزاد، که اگر هرشب نميتوانست پادشاه را پاي نقل خود نگه دارد هستي خود را از دست ميداد. رمان «اقامت ابدي» در ژانر جنايي که توسط ساناز زماني نوشته شده از اين رسالت دور نيست و توانسته با روايتهاي متصل بههم خواننده را تا آخر همراه خود کند.
در شروع فصل اول رمان ميخوانيم: «هنوز شب بود که روزِ سرگرد رياحي آغاز شد.» همين يک جمله نشان از اين دارد که گرچه روي جلد کتاب نوشته شده ژانر جنايي، اما حول شخصيتي بهنام سرگرد رياحي ميچرخد و با اينکه دو جنازه در بزرگراهي پيدا شده و دو زن مظنون به قتل هستند، اما خط اصلي روايت، زندگي سرگرد رياحي است که از قضا جزو دسته پليسهاي شرلوک هولمزي هم نيست. آدمي معمولي با درگيريهاي شخصي است که با توجه به شغلش در دايره جنايي مجبور است از دريچه مرگ به زندگي نگاه کند. همسرش فوت کرده و يکي از پسرانش که خواننده زيرزميني بوده بهصورت قاچاقي فرار کرده و از نظر سرگرد اين کار او مايه سرشکستهگياش شده است.
اختلاف نظر ميان دو نسل از ديگر خطهاي داستاني است که بهغير از زندگي شخصي سرگرد در جاهاي ديگر رمان هم حتي در زندگي دو مقتول هم ديده ميشود که در شناخت شخصيت سرگرد کمک بسياري کرده. از ديگر وجههاي سرگرد در اين رمان احساسي است که به دختري همسن پسرانش دارد که در نقش معلم زبانش است. عشقي که ساناز زماني در کتاب به آن گذرا اشاره ميکند وجه ديگري از کاراکتر او را ميسازد؛ که همه اين شخصيتپردازي که نويسنده براي کاراکتر سرگرد رياحي انجام داده به نوع نگاهش در پيداکردن قاتل واقعي کمک بسيار ميکند.
پيداشدن دو جسد در تاکسي کنار بزرگراه يعني اتصال دو زندگي يا دو روايت به سرگرد رياحي که قرار است گره معماي اين قتل را باز کند. يکي از جسدها مربوط به راننده تاکسي است و ديگري به استاد دانشگاهي. «هرچند شغل آدمها بعد از مرگشان چيزي در حد لباسهايشان است، پوشاننده ضعفهايشان و گاهي وقتها گمراهکننده.» شواهد نشان ميدهد که اين دو از قبل آشنايي داشتند، هرچند از دو قشر متفاوت جامعه بودهاند اما اينکه چطور سرنوشت برايشان رقم ميخورد که باهم به اقامت ابدي بروند قصه اين رمان است.
«اقامت ابدي» در شش فصل توانسته خواننده را با ايجاد معما و تعليق و واردکردن در زندگي شخصيتهايي که با تصميمهايي لحظهاي سرنوشت خود و آدمهاي دوروبرشان را تغيير دادهاند همراه کند. ورود به زندگي ارسلان نيازي و حميد دلاويز مقتولين اين پرونده که نقطه مشترکشان کودکي است که توسط زني به نام آزيتا به دنيا آمده اما به هنگامه همسر ارسلان که دکتر متخصص زنان است براي سرپرستي سپرده شده است.
«اقامت ابدي» به غيراز اينکه گره از يک قتل باز ميکند به روانشناسي آدمها نيز پرداخته است. آدمهايي که صرفا به يک طبقه اجتماعي تعلق ندارند. از سرگرد رياحي گرفته تا زنهايي که مضمون به قتلاند و مردهايي که کشته شدهاند. حتي آدمهايي که هستند اما بيرنگاند مثل فرزندان سرگرد. پرداختن به اين موضوع توانسته رمان را تا حدي متفاوت و جذاب کند. نکات ريزي که در شخصيتپردازي سرگرد رياحي که نکته بارزش غمگيني اما درعينحال اخلاقگرابودن رعايت کرده توانسته از او شخصيتي ماندگار در ذهن بسازد. از آن دسته شخصيتهايي که شايد به گفته خود نويسنده در ديگر آثار بعدياش هم قدم بگذارد.
«اقامت ابدي» از آن دسته رمانهاي پليسي است که گره رمان از روي نشانههاي ريز توسط سرگرد رياحي همچون نوشتههاي ژرژ سيمنون (سربازرس مگره) و هنينگ مانکل (کارآگاه والاندر) باز ميشود. اينکه مثلا بوي عطر زنانهاي با مارک جاسمين نوير در ماشين به مشام ميرسد که نشان از اين است صاحب عطر زني ميانسال و باوقار بايد باشد يا شکلاتي نصفهخوردهشده در محل قتل پيدا ميشود که جاي ريز دندان کودکي خردسال روي آن جا انداخته است.
ساناز زماني از تکنيکيترين و سختترين شکل داستانگويي براي روايتش استفاده کرده که توانسته خواننده را دنبال خود تا انتهاي بازي قتل بکشاند. او توانسته سلايق مختلف خواننده را با آوردن زيرلايههاي عاشقانه و هيجاني درعين حالي که ريتم داستان کُند نشود بپوشاند.
نام کتاب: اقامت ابدي
(رمان ژانر)
نويسنده: ساناز زماني
ناشر: هليا