آرمانملي- زينب مختاري: بازار سرمايه در روز دوشنبه توانست رکورد رشد دو برابري خود از ابتداي سال را بشکند و در نخستين ساعات معاملات، با رشد 6400 واحدي به بيش از 363هزار واحد برسد. اگرچه در ادامه، اين شاخص 4000 واحد ريزش داشت اما همان رشد اوليه، رکورد رشد 100درصدي از ابتداي سال را به ثبت رسانده بود. داوود سوري- اقتصاددان- در اين باره بيان کرده بود که «افتخار به بازدهي 100درصدي بازار سرمايه در سال گذشته، اعلام ناداني و جهالت نسبت به بيماري اقتصاد کشور است». اين در حالي بود که ثبت اين رشد، مورد تحسين بسياري از فعالان بازار سرمايه قرار گرفت. «آرمانملي» در گفتوگويي با محمود جامساز- اقتصاددان- نظر او را در اين مورد جويا شده است که در ادامه ميخوانيد.
شما تا چه ميزان با بيمار خواندن اقتصاد ايران موافق هستيد؟
در اينکه اقتصاد ما بيمار است شکي نيست. اين بيماري هم روز به روز بيشتر جان اقتصاد را ميگيرد. به دليل اينکه سنگ بناي ساختاري اقتصاد ما از ابتدا بد گذاشته شده است. يعني يک ساختار دولتي رانتي و نفتي که به شدت با سياست گره خورده و نميشود آن را از سياست جدا کرد. در حالي که اقتصاد مانند يک موجود زنده است؛ ارگانيسمي دارد که در داخل آن سلولها يا همان متغيرهاي اقتصادي به کنشها و واکنشهاي طبيعي خود مشغولند و در بستر يک بازار آزاد رقابتي اين اقتصاد تضمينکننده رشد اقتصادي است. اما وقتي که نگاه ميکنيم در چهار دهه گذشته اقتصاد ما هيچگاه يک اقتصاد آزاد نبوده و بازار رقابتي را تجربه نکرده است. بخش خصوصي که در حقيقت بخش واقعي اقتصاد است و بايد بهعنوان پيشرو و پيشران توسعه اقتصادي باشد همواره توسط بخش دولتي و فرادولتي اقتصاد که روز به روز هم فراختر و بزرگتر ميشود، سرکوب شده است. خصوصيسازي هم که با هدف تقويت بخش خصوصي و کوچکسازي دولت انجام گرفت سرابي بيش نبود. يعني خصوصيسازي در حقيقت بخش خصوصي واقعي را بيشتر تضعيف کرد و بخشي را به وجود آورد که با رانتهاي دولتي، انحصار ايجاد کرده و به طور کلي بازار رقابتي را از بين بردند.
در اين صورت ميتوانيم بگوييم بازار سرمايه نيز بخشي از همين اقتصاد دولتي بيمار است؟
شما در اقتصادي که انحصار در آن حاکم است و تمام عوامل و ابزار توليد در اختيار يک بخش بزرگ حاکميت دولتي قرار گرفته است، چگونه ميتوانيد بازاري را عاري از انحصار و اعمال حاکميتها و آمريتهاي دولتي در تعيين قيمتها و هدايت بازارها پيدا کنيد؟
در نتيجه، بازدهي کنوني بازار سرمايه غيرواقعيست؟
ما در صورتي ميتوانيم در بخشهاي مختلف اقتصادي بازدهي داشته باشيم که يک بازار آزاد رقابتي حاکم باشد و عمل کند. ما اسما يک بازاري داريم که به قول دولتيها رقابتيست و هر کسي ميتواند وارد آن شود اما عملا سازمانهايي را ايجاد کردهاند مانند سازمان حمايت مصرفکنندگان و توليدکنندگان که بيشتر اقتصاد را در کام فروپاشي ميبرد. چرا اين سازمانها را منحل نميکنند؟ چه اتفاقي ميافتد اگر سازمان حمايت را که در واقع حامي بخش دولتيست منحل کنند؟ اين تعزيرات حکومتي تا چه حدي ميتواند در توسعه اقتصادي موثر باشد؟ ما تاثير آن را در جهت عکس توسعه اقتصادي همواره تجربه کردهايم. هيچ بخش خصوصي واقعي نميتواند در يک بازار پرريسک و پرخطري که دولت ايجاد کرده به فعاليت طبيعي خود ادامه دهد. بنابراين بازارهاي مختلفي مانند سرمايه، کالا، پول و ارز همگي بازارهاي غيرطبيعي هستند. هيچکدام از اينها انطباقي با الزامات علم اقتصاد ندارند و هر کدام ساز خود را ميزنند. آن هم به دستور قدرتهاي رانتي که طي اين سالها بهويژه از زمان احمدينژاد به بعد که تحريمها هم آغاز شد، با دورزدن تحريمها انباشت ثروت کردند. آنها هنوز هم با مساله برجام مخالفند و از بيرون رفتن ترامپ از برجام بسيار شادمان شدند؛ زيرا بهتر ميتوانند از آب گلآلود ماهي بگيرند و در اين شرايط، بخش خصوصي هم روز به روز ناتوانتر ميشود.
آيا ميتوان گفت رانتها و سفتهبازيها از بازارهاي ارز و سکه به بازار سرمايه منتقل شده است؟
اولا بيشتر شرکتهاي عضو بازار سرمايه يا بورس اوراق بهادار شرکتهاي خصولتي هستند. بخش خصوصي واقعي در حقيقت درصد بسيار ناچيزي را از اين بازار به خود اختصاص داده است. بيشتر اين شرکتها هم زيانده هستند و بازدهي سطح سرمايه آنها بسيار پايين است؛ اما با نشر اطلاعات نامتقارن و دخالتهايي که به طور نامشروع در بازار صورت ميگيرد قيمت سهام بالا ميرود. اگر مجموع داراييهاي واقعي اين شرکتها را بررسي کنيم درمييابيم که با مجموع ارزش سهام همخواني ندارد. يعني اين شرکتها داراييهاي بسيار مسمومي دارند که ارزش واقعي آن، چيزي نيست که در بازار سهام منعکس ميشود. بنابراين بازار سرمايه بازاري بسيار پرخطر، رانتي و حبابي است. اين حباب هم بالاخره روزي خواهد ترکيد. من معتقدم تا وضعيت اقتصادي و سياسي کشور دچار تغيير و تحول بنيادين نشود هيچکدام از اين بازارها بازدهي حقيقي نخواهند داشت.
در صورت ترکيدن اين حباب، تکليف سرمايههاي مردم چه خواهد بود؟
در سال 84 هم حباب بازار سرمايه ترکيد و بسياري از مردم کمتوان مالي مثل معلمان، بازنشستگان و کارگراني که سرمايهاي اندوخته بودند، بسيار متضرر شدند. آنها در نتيجه پروپاگاندايي که دولت در اين زمينه ايجاد کرده بود و در واقع به پشتوانه دولت سهام خريدند اما يکباره حباب بورس ترکيد و سرمايه خود را از دست دادند. دولت هم هيچ کمکي به آنها نکرد. من بيانيهاي دادم تحت عنوان «آزمون عدالتخواهي دولت» به اين مضمون که حالا که شما اينقدر در بازار سرمايه تبليغ کرديد و مردم کمدرآمد هم آمدند اين سهام را خريدند حداقل بياييد اصل سرمايه آنهايي که تا 10ميليون تومان سهم خريدند را به آنها بدهيد؛ زيرا اين افراد به اعتبار پشتيباني دولت اين سهام را خريداري کرده بودند. در حال حاضر هم به نظر من تمام بازارها پرخطر هستند؛ بهويژه در حالي که ما از هر جهت محاصره اقتصادي شديم و تحريمها روز به روز بيشتر ميشود. من ترديد دارم که مذاکرات مالزي و مذاکرات با آقاي آبه در ژاپن به نتيجهاي برسد؛ يا مذاکراتي که با سه کشور اروپايي داشتهاند و آن فرصتي را که به ما دادهاند و دارد به انتها ميرسد نتيجهبخش باشد و ايران FATF را امضا کند. در حالي که علنا دولت ميگويد ما گام پنجم را هم برميداريم، نتيجه اين ميشود که تحريمهاي جديد اتحاديه اروپا هم بر تحريمهاي آمريکا اضافه ميشود و اين محدوديت و انزواي اقتصادي و سياسي ايران را بيشتر ميکند.