وزير امور خارجه روسيه اظهار کرد، مسکو احتمال استقرار موشکهاي ميانبرد و کوتاهبرد آمريکا در منطقه آسيا - پاسيفيک در مجاورت مرز روسيه را رد نميکند. سرگئي لاوروف، وزير امور خارجه روسيه درباره اين مساله با مايک پامپئو، همتاي آمريکايياش و دونالد ترامپ، رئيسجمهور آمريکا گفتوگو کرده است. او در گفتوگو با شبکه يک روسيه اظهار کرد، آمريکاييها ميگويند، نميتوانند وقتي چين در حال ساخت چنين تسليحاتي است، دست روي دست بگذارند. آنان همچنين گفتند که چنين تسليحاتي بايد در منطقه آسيا - پاسيفيک مستقر شود و علنا از ژاپن و کره جنوبي نام بردند. وي افزود: اخيرا در خصوص اين مساله با همتاي ژاپني خود گفتوگو کرده است و چيزي که روسيه را نگران ميکند، استقرار موشکهاي کوتاه و ميانبرد در نزديکي مرز روسيه است. لاوروف در ادامه گفت: در وهله اول نميخواهيم شاهد باشيم که اين موشکها چين را هدف قرار دادهاند زيرا اين کشور متحد استراتژيک ماست. اين اقدام به هر صورت وضعيت (منطقه) را متشنج ميکند. وزير خارجه روسيه در بخش ديگري از صحبتهايش گفت، مسکو بدون آن که به خودش ضربه بزند، تحريمهاي آمريکا را پاسخ خواهد داد. او در اين خصوص گفت: ما به تحريمها واکنش نشان خواهيم داد اما به گونهاي که به خودمان آسيب نزنيم. اما قطعا به آنها واکنش نشان ميدهيم و مطمئنا در ايجاد روابطمان اين مساله را درنظر خواهيم گرفت.اين مقام روس همچنين از رهبري اتحاديه اروپا خواست، اصول رويه تازهاش درباره روسيه را تشريح کند.به گفته لاوروف، موضع ناتو و اتحاديه اروپا در قبال روسيه از سوي اقليتي روسهراس و متخاصم تعيين ميشود. وي افزود: به نظر من يکي از اولويتهاي دستور کار افرادي که به تازگي وارد اتحاديه اروپا شدهاند، تشريح موضع اين اتحاديه درباره روسيه است. هماکنون رويکرد اتحاديه اروپا در قبال روسيه بر مبناي پنج اصل است که چندين سال پيش تعيين شده و اين اصول به نتيجهاي نخواهند رسيد. لاوروف در ادامه صحبتهايش گفت: بيانيه برلين درباره اين که ناتو بايد کامل باقي بماند تا از آلمان حفاظت کند، تعجببرانگيز است. وي با اشاره به اظهارات آنگلا مرکل، صدراعظم آلمان و هايکو ماس، وزير امور خارجه اين کشور درباره اينکه ناتو بايد کامل باقي بماند زيرا تنها ناتو ميتواند از آلمان محافظت کند، گفت: صادقانه بگويم، من از اين بيانات يکه خوردم؛ نه به اين دليل که آلمان هراسي تاريخي و ذهنيتي بر مبناي نفرت عليه روسيه دارد، بلکه به اين دليل که آلمان رهبر اتحاديه اروپا است. اين بيانات به اين معني است که اين يک احساس ريشهدار در طرز فکر آلمان و يک پارانويا است.