افراطيها انديشه راديکالي دارند و به زعم خود با ذهنيت حذفي ميتوانند مشکلات عديده اقتصادي، فرهنگي، اجتماعي، سياسي و... را حل و فصل کنند غافل از اين واقعيت هستند که انقلاب ديجيتال معاني و مفاهيم جوامع کمتر توسعه يافته و در حال توسعه را تغيير داده است و نسل نوجوان و جوان جامعه متاثر از انقلاب ديجيتال جريان واقعي جامعه را شکل دادهاند و دورتر از ادبيات رسمي به دنبال فرصتي براي به کرسي نشاندن ادبيات خود هستند به همين دليل است که فناوري و تکنولوژي در قالب دادههاي شبکههاي اجتماعي بهعنوان يک دشمن بالفعل دروني ديده ميشود و انواع و اقسام اظهار نظرهاي بازدارنده در برابر اين واقعيت جهانشمول ابراز ميشود اما قدرت اجتماعي به دليل خويشي و قرابت با ادبيات دهکده جهاني عادت به سبک و روش سنتي را از دست داده است و نمونه آن قطعي اينترنت در آبان ماه 98 باعث آسيب بيشتر به اعتماد و باور عمومي شد! ادبيات انقلاب ديجيتال در فضاي دگرگوني معاني و مفاهيم است و همان طور که مسئولان دچار تعجب شدند خانوارهاي ايراني نيز متعجب و دچار ناهمگوني فرهنگي بين پدران و مادران و فرزندان شده است و اين ناهمگوني براي پدر و مادر نگران کننده اما براي فرزندان لذت بخش است چرا که آزاديهاي گوناگون در ابعاد کوچکتري تجربه ميشود و حس آزادي و رهايي از قيد و بندها هر چند پايان خوشي نداشته باشد، اما متناسب با درون بشر امروز است! اکنون به سياستمداراني احتياج است که ادبيات زير پوست جامعه را بدانند و متناسب با آن ادبيات به دنبال راهکاري براي به تعادل کشيدن جامعه باشند. گاه اين احساس تجربه ميشود که جامعه در يک رها شدگي مستمر حضور دارد و مشکلات اقتصادي آن چنان مسئولان را به روزمرگي کشيده که از ديگر بخشهاي جامعه غافل شدهاند. ايجاد فضاي دو قطبي انقلابي و غير انقلابي در واقع نواختن مارش فرهنگي و... نيست! تا هنگامي که سلايق مختلف سياسي و فرهنگي و... به رسميت شناخته نشود و تکليفمان با ادبيات بينالملل مشخص نشود نميتوان دورنماي يک جامعه توسعه يافته را متصور شد. پيام فاصله طبقاتي بين غني و فقير در جامعه امروز چيست؟ مشکلات اقتصادي موجب شکاف عميق بين طبقه فرادستان اقتصادي با طبقه متوسط و ضعيف جامعه شده است و اين شکاف در آينده اگر ترميم نشود آسيبزا خواهد شد. نکته مهم اينکه اکنون به سياستمداراني با شاخصه داشتن انقلاب اقتصادي احتياج است، بهعنوان مثال سالهاست که مبارزه با رانت و فساد کلام اکثر سياستمداران و مسئولان شده اما با اين حجم از شعار به کدام نقطه رسيدهايم که اکنون برخي داعيه اصلاح امور را دارند؟ مگر ميشود با روش و منش تکراري نتايج متفاوت گرفت؟ مگر ميشود بدون بازبيني برخي قوانين دنبال اصلاح مشکلات سختافزاري و نرمافزاري رفت؟ بوروکراسي اداري بهعنوان يک مشکل اساسي مانع حرکت رو به جلو شده است، سيستم بانکداري کشور و... مانعي مهم به شمار ميروند چرا که قوانين متناسب با جامعه امروز نيست و بايد اين نقص را پذيرفت و به دنبال اصلاح اساسي آن رفت. از يک طرف فناوري و تکنولوژي ادبيات جامعه را تحت تاثير قرار داده و از طرف ديگر ديدگاه برخي مسئولان در همان فضاي سنتي باقيمانده است، پيام اين تناقض آشکار چيست؟ اعتراض آبان ماه نه فرهنگي و... بلکه اقتصادي بود. بنابراين اگر اقتصاد جامعه دستخوش تحول نشود در زمينه فرهنگي و... گشايشي را شاهد نخواهيم بود. اگر برخي بر اين نظر هستند که اميد به آينده در جامعه کم شده است باعث و باني کماميدي فقط موضوع اقتصادي است و هر چيزي که به معيشت و رفاه جامعه آسيب بزند آن موضوع از نظر مردم مردود است. بايد مراقب شعارها باشيم چرا که تا تکليف جامعه با برخي موضوعها مشخص نشود آش همين آش و کاسه همين کاسه باقي خواهد ماند!