بستن

از صندلی‌خواب‌ها به کارتن‌خواب‌ها

از صندلی‌خواب‌ها به کارتن‌خواب‌ها
فریور خراباتی

ماهيت و واقعيت برخي از خبرها آنقدر تلخ و جانسوز است که آدم اصلا دوست ندارد حتي آنها را بازنويسي کند. حتي به زبان طنز هم نمي‌توان به آنها پرداخت. مثل همين ماجراهاي گورخوابي و کارتن‌خوابي که ما اصلا دوست نداريم‌ اينجا به آنها بپردازيم اما برخي از مسئولان وقتي جدي در مورد آنها صحبت‌ مي‌کنند، ناخودآگاه طنز ماجرا بالا مي‌زند‌.

نمونه‌اش همين واکنش استانداري تهران به زندگي کارتن‌خواب در گورهاي خالي است که اعلام کرده: «کارتن‌خواب‌ها به دليل مصرف مواد، تمايلي به حضور در مراکز نگهداري ندارند». واقعا حرف اين مسئول عزيز، آنقدر عجيب است بود، که اصلا آدم از پاسخ مي‌ماند.

در همين راستا يک مسئول ديگر مربوط به بحث خودرو اعلام کرد: مردم به دليل‌ عدم‌علاقه به ترمز، تمايلي به استفاده از خودروي استاندارد ندارند.

يک مدير مرتبط با بحث غذا و دارو گفت: وجود قرص در کيک و بيسکوئيت به دليل تمايل مردم به درمان در حين مصرف مواد خوراکي است.

مدير ديگر در بحث گردشگري نيز افزود: توريست‌ها به دليل نياز به‌ زيرساخت‌هايي مثل هتل و وسيله حمل‌و‌نقل استاندارد، تمايلي به سفر به کشور‌ ندارند.

البته اين مورد آخر را خيلي تخيلي گفتم. چون همين چندوقت قبل آقاي روحاني اعلام‌ کرد که هر سه روز، چند ايراني تحصيلکرده به خاطر اينکه در کشورهاي ديگر مشکل اشتغال وجود دارد (واقعا؟) و در کشور ما فرصت شغلي مثل دمپايي در سطح شهر ريخته است، از خارج به داخل برمي‌گردند. پس فرضيه آخر طبق صحبت‌هاي رئيس‌جمهور کلا منتفي است.

در رابطه با مساله کارتن‌خوابي يک مصاحبه فرضي با مسئول موردنظر انجام داديم.

من: سلام! در رابطه با مساله کارتن‌خوابي باهاتون تماس گرفتم.

مدير: ببين من عاشق کارتونم! خصوصا پلنگ صورتي و سندباد.

من: کارتن‌خوابي استاد! کارتن‌خوابي يه چيز ديگه‌ست که خيلي‌ها توي کشور گرفتارش هستن‌.

مدير: اتفاقا منم گرفتار فيلم‌خوابي‌ام. تا مي‌شينم پاي فيلم، جلوي تلويزيون روي کاناپه خوابم مي‌بره.

من: مثل اينکه متوجه عرايض بنده نشديد.

مدير: عرايضت رو درست بگو، منم جواب بدم.

من: يک عده از مردم به خاطر شرايط اقتصادي گورخوابي و کارتن‌خوابي مي‌کنن.

مدير: آهان! اونو ميگي! ببين؛ من تلفني مصاحبه نمي‌کنم.

من: حضوري حرف‌ مي‌زنيد؟ کجا بيام؟

مدير: کانادا... نه؛ يعني‌ چيزه... الان اومدم دهات‌مون سر بزنم به فک و فاميل. فعلا در دسترس نيستم.

من: يکي از مسئولان گفته‌ کارتن‌خواب‌ها به دليل مصرف مواد، تمايلي به حضور در مراکز نگهداري ندارند.

مدير: خب؛ جوابتو داده ديگه!

من: اين جوابه آخه؟

مدير: ببين؛ من که نمي‌تونم در اين نوع حرف زدن رکورد مدير قبلي رو بزنم. اينا اول برن ترک کنن، بعد ما بهشون جاخواب مي‌ديم.

از اين مصاحبه‌هاي احتمالي که به طنز ما مي‌گيريم اما مسئولان جدي‌جدي آن را بيان مي‌کنند. مثلا در مورد حل مشکل طلاق مي‌گويند: خب؛ ازدواج نکنيد! در مورد حل مشکل اعتياد مي‌گويند: خب؛ نکشيد! در مورد مشکل اشتغال افراد تحصيلکرده مي‌گويند: خب؛ درس نخونن! در مورد مشکل عدم‌پرداخت حقوق کارگران‌ مي‌گويند: خب؛ کار نکنن! کار مي‌کنن هم، پول نخوان!

با اين فرمول نه‌تنها مشکلات کشور ما، بلکه مشکلات تمام ابناي بشر، موجودات فضايي و بقيه حل خواهند شد. يعني بگوييم چون يک مشکل ديگري وجود دارد، پس مشکل ديگر حل نخواهد شد. گورخواب‌ها و کارتن‌خواب‌ها هم مشکل‌ خودشان است، يک عده هم پشت ميزخواب و صندلي‌خواب هستند و روي صندلي و پشت ميزهايي که مسئوليت دارند، مي‌خوابند! يک عده هم کارتن‌خواب مي‌شوند، چرا فقط نيمه‌خالي ليوان را مي‌بينيد؟

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی