بستن

چنین است هالیوود!

چنین است هالیوود!
یاسمن خلیلی‌‌‌فرد داستان‌نویس

«ويرانه‌هاي زيبا» عنوان رماني از جس والتر است که از دو منظر مي‌توان آن را بررسي کرد: نخست متن پرپيچ‌وخم آن‌ و سپس ترجمه‌اي که در راستاي پيچيدگي‌هاي متن اصلي قطعا سختي‌هايي را به مترجم تحميل مي‌کند. «ويرانه‌هاي زيبا» داستاني تخيلي را در يک مقطع زمانيِ خاص و مهم از تاريخ سينما روايت مي‌کند؛ داستاني که اگر ندانيم شايد فکر کنيم براساس واقعيت محض نوشته شده است. بزرگ‌ترين تبحر والتر در حقيقت همين است که داستاني تخيلي را به شيوه‌اي کاملا مستندگونه و رئاليستي روايت مي‌کند؛ طوري که انگار کتاب سرگذشت يک هنرپيشه‌ واقعي به‌نام دي موري است.

«ويرانه‌هاي زيبا» را مي‌توان در گروه ادبيات عاشقانه دسته‌بندي کرد، اما وجوه و ابعاد رمانتيک آن، آنقدر پررنگ نمي‌شوند که داستان را به سمت يک رمانتيسيسم محض بکشانند و درواقع داستان با توصيفات عيني و دقيقش به‌نحوي سينماي هاليوود را در سال‌هاي ابتدايي دهه‌ 1960 ميلادي ترسيم مي‌کند. از ديگر امتيازات والتر علاوه بر داستان‌گويي سرراست و روانش مهارت او در تقسيم‌بندي کتاب به بازه‌هاي زماني مختلف است که هرکدام، بخشي از پازل روايي داستان را تکميل مي‌کنند.به‌واسطه‌ اينکه هربخش از داستان در دوره‌ زماني به‌خصوصي روايت مي‌شود مي‌توان سايه‌ اتفاقات و وقايع آن برهه‌ از تاريخ را بر سر آنها ديد؛ سايه‌ جنگ در خواندني‌ترين داستان کتاب که همان روايت پاسکواله و دي موري است (با اينکه خود داستان در دوران جنگ نمي‌گذرد) پررنگ است و تاثيرگذار. ضمن آنکه نويسنده کوشيده زيروبم‌هاي فرهنگي، اجتماعي، هنري و سياسي هر برهه را به داستان‌ها وارد کند تا مخاطب از داستان فاصله نگيرد و خود را جزيي از آن به شمار آورد.

والتر در هر اپيزود، پيرنگ مجزايي را شکل داده و داستانش را کامل و به تفصيل جلو برده و به پايان مي‌رساند. درواقع شيوه‌ روايت داستان‌ها کلاسيک اما نوع تقسيم‌بندي‌شان در کتاب يادآور داستان‌هاي مدرن است و او به‌خوبي از پس ادغام اين دو سبک روايي برآمده است. «ويرانه‌هاي زيبا» را مي‌توان يک رمان تصويري به‌شمار آورد؛ شايد دليل تصويري از آب‌درآمدن آن قابليت بالاي دراماتيکش باشد. نويسنده به شيوه‌ روايت‌پردازي کلاسيک، در ترسيم جزييات پرهيز نمي‌کند و با ذکر آنها تصويرسازي‌شان را در ذهن مخاطب مهيا مي‌سازد. با اينکه فصل‌هاي مختلف کتاب با ذکر مکان و سال از يکديگر مجزا شده‌اند اما حتي اگر نويسنده در سرفصل‌هاي کتابش اين جداسازي را اعمال نمي‌کرد همچنان به‌واسطه‌ تفاوت لحن و تغيير جزئيات روايي، مخاطب مي‌توانست اين تفاوت‌ها را در ذهن خود ايجاد کند.

«ويرانه‌هاي زيبا» را مي‌توان يک کتاب ايتاليايي-آمريکايي به حساب آورد؛ نه به جهت خاستگاه نويسنده بلکه از لحاظ موقعيت جغرافيايي و فرهنگي شخصيت‌ها و واقعه‌هايي که در داستان اتفاق مي‌افتند. آدم‌هاي اصلي داستان ايتاليايي و آمريکايي هستند و مواجهه‌ آنها با يکديگر رخدادهاي اصلي اثر را شکل مي‌دهد. اينجاست که ديالوگ‌ها و کنش‌ها همه و همه حائز اهميت مي‌شوند. نويسنده براي درست‌درآمدن تفاوت‌هاي زباني، ضعف پاسکواله را در صحبت به زبان انگليسي در شيوه‌ سخن‌گفتن او در قالب ديالوگ‌ها لحاظ مي‌کند و فرناز کاميار در ترجمه‌ کتاب اين تمهيد را به شکلي هوشمندانه رعايت مي‌کند. درواقع، انگليسي دست‌و پاشکسته‌ پاسکواله و ديگر شخصيت‌هاي ايتاليايي‌زبان در ترجمه به شکل درستي تمييز داده مي‌شوند و همان موقعيت مد نظر نويسنده را در داستان اصلي بازنمايي مي‌کنند. همان‌قدر که جس والتر داستان را روان پيش مي‌برد، کاميار نيز در ترجمه‌ آن مي‌کوشد تا روايت دچار لکنت نشود و متن سرراست و روان پيش برود. چيزي از داستان حذف نشده و متن تمامي جزييات مدنظر نويسنده را در زبان فارسي به مخاطب منتقل مي‌کند. اگر باز به داستان‌پردازي جس والتر بازگرديم ذکر نکته‌ ديگري نيز ضروري ا‌ست. در داستاني بلند با شاخ‌وبرگ‌هاي متعدد و شخصيت‌هاي پرشمار، نويسنده بايد حواسش را جمع کند تا در گره‌افکني‌ها، ايجاد تعليق و حفظ کشش دراماتيک در سراسر داستان دچار تکرار و يکنواختي نشود و ضمنا کار چندپاره از آب درنيايد. والتر در اين زمينه عملکرد درستي دارد. ساختار کلي داستان او مستحکم و پرملات است و روح واقع‌گراي اثر در بخش‌هاي مختلف آن حفظ شده‌اند. نويسنده بارها در طول داستان ماجراها و شخصيت‌هايش را مي‌سازد و دوباره ويران مي‌کند و اين عمل آنقدر تکرار مي‌شود تا رمان به پاياني متقاعدکننده برسد؛ پاياني که بي‌ترديد تأمل‌برانگيز است و درست‌ترين پايان‌بندي براي چنين داستاني.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی