همين ديروز در مورد مشکل آلودگي هوا در کلانشهر در ستون حرف حساب نوشتيم و چهار گزينه احتمالي را مطرح کرديم که زارپي باران از داخل آن انتخاب شد و اميدوار بوديم بازندگي يکبار ديگر در نقش مسئولان براي حل مشکل آلودگي هوا ظاهر شود که متاسفانه بارندگي منجر به سيل شد و الان مردم خوزستان تا کمر توي آب هستند. يعني مشکلات الان به اين صورت است که يکي از آنها خود به خود رفع ميشود، مشکلات بعدي که از قبل زنبيل گذاشته و توي صف ايستادهاند، از راه ميرسند. چرا گفتم زنبيل ميگذارند؟ چون وقتي سيل آمد، برق بيمارستان امام خميني اهواز قطع ميشود و متاسفانه چهار بيمار جان خود را از دست ميدهند. به افتخار مسئولان عزيز کف مرتب بزنيم يا هنوز زود است و هنرنماييهاي جديد در راه است؟! يعني برنامه اين هفته به اين صورت بوده که شنبه و يکشنبه آلودگي هوا و مرگ بر اثر خفگي، دوشنبه باران و سيل و سهشنبه مرگ بيمار به خاطر قطعي برق بيمارستان داشتيم. از الان نگران چهارشنبه و پنجشنبه هستيم. کلا روزهاي هفته ما تماما شبيه عصر جمعه و صبح شنبه شدهاند. در همين رابطه (سيل!) اگر با مديران مربوطه صحبت کنيم، يک چنين ديالوگهايي بين ما رد و بدل خواهد شد:
من: سلام خسته نباشيد! قربان سيل خوزستان رو برداشته برده!
مدير: بنده ضمن تشکر از خودم و تشويق خودم و درخواست تشويق از خودم و مخالفت از استعفاي خودم بايد مراتب ناراحتيام از اين اتفاق تلخ رو اعلام کنم.
من: خب؟!
مدير: خب يعني چي؟!
من: مردم؟ مردم چيکار کنن؟!
مدير: مگه ما فضول زندگي مردميم؟! وايسا ببينم! از کجا خط ميگيري که اينجوري القاء کني که مديران توي مسائل زندگي مردم و اتفاقهاي خونههاشون دخالت ميکنن؟!
من: سيل رفته داخل خونههاي مردم!
مدير: خب غلط کرده! شمارهشو بده تا من زنگ بزنم بگم بيخود کردي مزاحم زندگي مردم عزيز و صبور کشورمون شدي!
من: توي خيابونها وضعيت داغونه.
مدير: ببين ديگه خيلي داري سوال ميپرسي، صدبار گفتم سوالها رو بذار واسه بعد جلسه!
من: اين حرفا که فايده نداره، زندگي مردم مختل شده.
مدير: باور کن با تمام اختلالهايي که بنده شخصا با تصميماتم براي مردم اتخاذ ميکنم، نميدونم چرا اونجوري که به جيگرم بچسبه، زندگي شون مختل نميشه!
من: برنامهاي براي مشکل سيل داريد يا نداريد!
مدير: نداريم!
من: يعني چي؟! نداريد؟
مدير: ببين اونجوري که نداشته باشيمم که نه! داريم! فعلا کسايي که کرال و قورباغهشون خوب نيست از خونه خارج نشن. حتما در داخل منازل از کرجي و پارو استفاده کنند، اينجوري به صنعت گردشگري دريايي کشور هم کمک کردن.
باور کنيد از وقتي فيلمي ديدم که مسئولان داشتند با چنگک بيل مکانيکي آب خيابان را تخليه ميکردند ديگر آن آدم سابق نشدم. همين که فعلا به پارو و کرجي رضايت دادهاند نشان ميدهد که پيشرفت داشتهايم.تازه پسفردا هم مدعي ميشوند که شما با اين قيمت ارز و مشکلات ويزا ميخواستيد برويد ايتاليا و ونيز را از نزديک ببينيد؟! ونيز را ما يکراست و تالاپي آوردهايم داخل خانههايتان! و در همين رابطه احتمالا شاهد خواهيم بود؛ يک مدير راهسازي در راستاي طرح شبيهسازي اعلام کرد: ميخواستيد تا کنيا برويد و کيفيت جادههاي آنجا را ببينيد؟! ما جادههاي کنيا را آوردهايم همينجا! يک مدير خودروسازي هم اعلام ميکند: کجا پا ميشيد ميريد شتر ببينيد؟! ما خودرو براتون ميسازيم، شتر پيشش فول آپشنه! شتر ترمز داره، ماشينهاي ما نداره! يک مدير اقتصادي افزود (به چي افرود؟): براي درک شرايط اقتصادي در هائيتي و کومور؛ ما شبيهسازي اين قضيه رو انجام داديم تا شما با مشکلات کشورهاي ديگه آشنا بشيد.يک کارشناس تغذيه که در صدا و سيما حضور فعالي دارد، عنوان ميکند: ببينيد شايد براتون جالب باشه که بدونيد مرتاضهاي هندي چطوري با يه ليوان آب، يک هفته زندگي ميکنند، الان با اين قيمت مواد خوراکي هنوز درک نميکنيد يا درک ميکنيد؟! زودتر خبر بدهيد اگر هنوز درست درک نکرديد، قيمتها را بالاتر ببريم.