بيژن بنفشهخواه:
تلويزيون، عطاران و مديري را فراري داد
بيژن بنفشهخواه سالهاست در عرصه سريالهاي طنز فعاليت دارد و در مجموعههاي مختلفي هم با سروش صحت همکاري داشته است. اينبار اما در سهگانه «ليسانسهها» بازي و توانمنديهايش بيشتر بهچشم آمد و حتي خودش ميگويد مردم او را که ميبينند دستهايشان را مثل نقش دکتر مهاجر بالا ميآورند و ميگويند «سپاس. شاد و پيروز باشيد» و تکيه کلام او را در اين سريال به کار ميبرند.گفتوگوي «مهر» با بيژن بنفشهخواه را در ادامه ميخوانيد:
اين چند وقت در مجموعههاي مختلفي حضور داشتيد اما شايد هيچکدام به اندازه نقش دکتر مهاجر در «فوقليسانسهها» ديده نشد، اين کاراکتر چه جذابيتهايي براي خود شما داشت؟
بزرگترين مشکل ما در مجموعههاي طنز فيلمنامه است، چون نويسنده خوب کم داريم و از بين اينها کارهايي که به ما پيشنهاد ميشود کم هستند. کارهايي که از لحاظ مالي به توافق برسيم يا شرايط کار بهگونهاي باشد که سرکار برويم و حضور در سريالهايي مثل «فوقليسانسهها» يک اتفاق خوب است.در اين سريال نه تنها شخصيت دکتر مهاجر بلکه کل شخصيتهاي اصلي درآمده بود و بازيگرها ميدانستند کاراکتر در هر موقعيتي چه واکنشي دارد. ناراحتي و عصبانيت آنها و تمام خصوصيات فردي يک نفر با اطرافيان پرداخت شده بود. ارتباط شخصيتها و خود کاراکترها به تدريج کامل و ملموستر شدند با اينکه «فوقليسانسهها» نوعي فانتزي داشت که شايد همه آن را نپسندند اما خروجي خوبي را براي سريال رقم زد.
فانتزيهاي سروش صحت هم بهگونهاي است که بيشتر خودش ميتواند آنها را کارگرداني کند.
متن فيلمنامههاي کمدي خيلي مهم است، ايمان صفايي که دوست سروش است و با هم متنها را مينويسند و خوشبختانه خود سروش هم کارگرداني ميکند و اين يک امتياز است که نويسنده و کارگردان يک نفر باشد. سروش در کارگرداني بسيار وسواس دارد و بهطور مثال خاطرم هست من يکبار ديالوگي را تا 20 بار ادا ميکردم و سروش ميگفت آکسان اشتباه است تا اينکه درآمد، او حتي به جزئيات حرکات دست من حساس بود.
اين جزئيات مثل نوع حرکات به خودتان تعلق داشت يا در فيلمنامه نوشته شده بود؟
درباره خيلي از جزئيات حرف ميزديم و پيشنهاد ميداديم. هوتن شکيبا البته بيشتر از همه روي برخي از جزئيات حساسيت داشت.مثلا ميگفت اگر کتش مارک ندارد، برايش بدوزند و يا جوراب سفيد از ايدههاي خودش بود. من هم ايدههايي داشتم ولي بهشدت هوتن نبود. پيشنهادهاي زيادي ميدادم خيليها رد ميشد خيليها هم قبول ميشد. بيشتر جزئيات هم جزو کاراکترم بود و خود سروش معتقد بود بايد لبخند داشته باشم و اين کاراکتر بايد با لبخند سر ببرد.
سروش صحت پيشنهادپذير است؟
خيلي. برخوردش بهگونهاي است که با او راحت هستيد. مثلا اگر 10 ايده بدهيد و نپذيرد بازهم برخوردش به شکلي است که پيشنهاد يازدهم را هم ميدهيد، چون ارتباطش با بازيگران خيلي خوب است.
بازخورد مردم نسبت به اين نقش چه بود؟
(ميخندد) مرا که ميبينند با حالت دستهاي بههم چسبيده ميگويند سپاس، شاد و پيروز باشيد!
بهنظر ميرسد متن فيلمنامههاي طنز از همان اول مشخص ميکند که کار موفقي ميشود.
برخي از فيلمنامهها را تا حدي ميتوانم بگويم خوب است يا نه. مثلا براي سه فصل «ليسانسهها» وقتي فيلمنامه ميرسيد براي بازي سکانسهايمان عطش بازيگري داشتيم و حتي موقع خواندن لبخند روي لب ميآمد.خيلي از فيلمنامهها هم هست که پنج صفحه اول را ميخوانيد فکر ميکنيد وقتتان را تلف کردهايد. مخصوصا در فيلمنامه کمدي، کمي اين طرف يا آن طرفتر باشد مخاطب کار را پس ميزند. بهنظرم در يک کار کمدي تهيهکننده، کارگردان، بازيگر، عوامل و... همه مهم هستند. حتي شانس هم اهميت دارد.
کمشدن سريالهاي طنز براي شما بهعنوان بازيگر اين مجموعه چقدر اهميت دارد؟
خيلي بد است. مردم نياز دارند ساعتهايي بخندند شاد شوند و سرگرم شوند. سال به سال دارد بدتر ميشود و تلويزيون چندان کمدي نميسازد، برخي از کمديسازان را هم خودشان فراري دادند مثل رضا عطاران يا مهران مديري بهجاي اينکه سريال بسازد «دورهمي» را توليد ميکند. حيف نيست؟ مديري بايد سريال بسازد.
حضور اين کارگردانان چقدر براي بازيگران تضمين براي يک کار خوب و حرفهاي است؟
مديري و عطاران يا حتي سعيد آقاخاني کارگرداناني هستند که مثل سروش صحت ميتوانيد بدون فيلمنامه با آنها قرارداد ببنديد، من اگر در سينما کار کنم و زندگيام از لحاظ معيشتي بچرخد در تلويزيون کار نميکنم. چون اوضاعش خيلي خراب است همه بازيگران سريالها از تلويزيون طلب دارند. من خودم بابت دو سريال هنوز طلب دارم.
اين برخلاف تصوري است که برخي فکر ميکنند همه بازيگران وضعشان خوب است و پول زياد هم ميگيرند!
همه جاي دنيا وضع بازيگران بد نيست و دستمزدهاي بالا ميگيرند ولي اين براي همه صدق نميکند. من فکر نميکنم بيش از حدود 1000 بازيگر حرفهاي داشته باشيم. از طرفي درصد خيلي کمي هستند که دائم کار ميکنند و هم دستمزدهاي بالا ميگيرند.اکنون موج قضيه ماليات به راه افتاده و کساني که درباره ماليات هنرمندان حرف ميزنند، به اين فکر نميکنند که ما فقط حدود 20 سوپراستار سينما داريم که دستمزدهاي بالا ميگيرند، باقي مثل کارگرها حقوق و دستمزد دريافت ميکنند.شايد حتي برخي از رانندهها در پروژههاي سينمايي و تلويزيوني ماهي سه يا چهار ميليون تومان ميگيرند. تعداد بازيگراني که 400 و 500 ميليون تومان به بالا ميگيرند و يا درصدي از فروش دريافت ميکنند انگشتشمار است. حتي بايد بازيگري را که يکسال است در خانه بيکار است را هم به حساب بياورند، خود من معمولا سرکار هستم ولي بازيگري که چند سال است نه در تلويزيون است نه در سينما بايد در اين مباحث نظر گرفته شود. حتي برخي از اين بازيگران هم کارهاي تجاري ديگري دارند و يا برخي از تهيهکنندهها ميخواهند از ماليات فرار کنند و وارد سينما ميشوند و فيلم ميسازند که ماليات ندهند و بيشتر بايد جلوي همين افراد را گرفت.