مدتهاست موضوع مذاکره اصلاحطلبان با شوراي نگهبان درباره مساله انتخابات مجلس يازدهم و بررسي صلاحيتها مطرح شده است که همواره در اين رابطه موافقان و مخالفان زيادي اظهار نظر کردهاند. به نظر ميرسد امر رايزني و گفتوگو در هر برههاي از زمان موثر است اما اينکه بتواند تصميمات جامع و ديدگاههاي اعضاي شوراي نگهبان نسبت به مسائل مختلف را تغيير بدهد، بعيد است به چنين سرانجامي برسد. به طور مثال درباره نامهاي که بيش از 130 نماينده مجلس ششم آن را امضا کرده بودند بعيد است اين گفتوگو بتواند نظر شوراي نگهبان را درباره آنها تغيير دهد يا تقليل دهد. من فکر نميکنم اين گفتوگوها تاثير شگرفي داشته باشد، چراکه شوراي نگهبان داراي مشي و روشي است که هيچگونه حاضر نيست آنها را تغيير بدهد. از سوي ديگر نميگويم اين مذاکرات هيچ تاثيري ندارد اين مذاکرات ميتواند در امور جزئي و پيشپا افتاده موثر باشد. شايد اين سوال مطرح شود که اگر اين مذاکرات بيتاثير است پس شروع آن به چه دليل و با کدام سنجش سود و فايده صورت گرفته است؟ در پاسخ بايد گفت اين مذاکرات بيشتر به اين دليل است که فرداي روزگار کسي مدعي نشود که مذاکرهاي نشد و هيچ نشست و برخاستي صورت نگرفت. به هر صورت افرادي مانند عارف در جايگاه رئيس فراکسيون در مقابل مواضع سياسي بايد از اعضاي فراکسيون دفاع کند. متاسفانه شنيديم اخيرا سخنگوي شوراي نگهبان گفته است: «اين توقع نبايد باشد که اگر فردي چارچوب نظام را قبول نداشت توسط شوراي نگهبان تأييد شود چرا که چنين فردي تأييد نخواهد شد». مگر ميشود کسي که ضد نظام است در مجلس حضور داشته باشد کسي که مراحل ثبتنام را طي ميکند يعني به تمام قواعد و قوانين نظام گردن مينهد و آن را پذيرفته است.