طبق اين پژوهش و به گفته ناصر موسوي لارگاني، عضو کميسيون اقتصادي مجلس، شاخص خط فقر 3ميليون و 400هزار تومان در سال 97 تعيين شده، اما درآمد ماهانه 55درصد خانوارها کمتر از 3ميليون و 400هزارتومان است. مرکز پژوهشهاي مجلس پيشتر نسبت به مخاطرات اجتماعي برخاسته از فقر و فقر مطلق هشدار داده است.
تهرانيها چقدر پولدارترند؟
رئيس سازمان مديريت و برنامهريزي استان تهران نيز روز گذشته اعلام کرد: طبق طرح يارانه بنزين که وزارت رفاه انجام داد بالغ بر 51درصد تهرانيها مشمول يارانه بنزين نشدند، آيا جزو سه دهک بالاي درآمدي هستند: نيمي از تهرانيها جزو دهکهاي 8، 9 و 10 درآمدي محسوب ميشوند. نعمت الله ترکي در مورد فقر مطلق در تهران، گفت: سرانه دريافتي يک خانوار تحت پوشش کميته امداد و يا سازمان بهزيستي 50هزار تومان بود که در اين سه سال سقف اين دريافتي به 750هزار تومان رسيد. وي ادامه با بيان اينکه براي بودجه سال آينده 15هزارميليارد تومان براي فقر مطلق در نظر گرفته شده است، افزود: نميگويم فقر مطلق نداريم، با اين پديده مواجه هستيم اما ميگويم که سياست دولت براي کاهش فقر مطلق، سياست درستي است.
50درصد تهراني جزو سه دهک بالاي درآمدي هستند
از سوي ديگر دکتر صادق پيوسته جامعهشناس اقتصادي درباره آمار فقر ميگويد: در مورد فقر، هم آمارهايي وجود دارد و هم نمودهاي اجتماعي آن را ميبينيم. ستاد ملي ساماندهي جوانان ميگويد 15ميليون نفر زير خط فقر در کشور وجود دارد. منظور از اين زير خط فقر چيست؟ گاهي بحث ما فقر نسبي است يعني نداشتن سطحي بهنسبت قابلقبول از داراييها و امکانات در زندگي. مرز فقر نسبي، به نسبت معيارهايي که در نظر ميگيرند، متفاوت است. همچنين، گاهي تبعيض چنان زياد است که با وجود پيشرفت فناوريها و با وجود اينکه ما زندگي معمولي خود را داريم، احساس فقيربودن ميکنيم و برساخت اجتماعي فقيربودن در ذهن ما وجود دارد و فکر مي کنيم آدم فقيري هستيم چون امکاناتي را که به نسبت ديگران، حق خود ميدانيم، در اختيار نداريم اما گاه مساله فجيعتر از اينها است. در مورد اين 15ميليون نفر چنين است. آنان در خانوارهايي زندگي ميکنند که کمتر از يکميليون تومان درآمد ماهانه دارند. اينها دچار فقر مطلق هستند.
گسترش حاشيهنشيني
به باور کارشناسان يکي از عواملي که ميتواند مصداق بارز گسترش فقر در جامعه باشد، پديده حاشيه نشيني است. پيروز حناچي، شهردار تهران رشد سکونت در حاشيههاي شهر تهران را 18درصد اعلام کرده و گفته است: رشد سکونتگاهي در تهران دودرصد است در حالي که در حاشيههاي شهر 18درصد شده است. دکتر پيوسته در اين رابطه ميگويد: حاشيه نشيني معني فقر را ميگسترد و فقير شدن خود به خود شما را به سمت حاشيه نشيني سوق مي دهد. طور کلي ميبينيد که پديده حاشيهنشيني در کشور همواره بيشتر شده است.
تبعات فقر در ميان کارگران
به اعتقاد کارشناسان 70درصد از 40ميليون خانوار کارگري کشور زير خط فقر قرار دارند، فرامرز توفيقي، رئيس کميته دستمزد کانون شوراهاي کار در رابطه ميگويد: زماني که ما دو ماده قانوني کار يعني ماده هفت بهعنوان امنيت شغلي کارگران و ماده 41 بهعنوان حقوق و معيشت خانوادههاي کارگري را نميتوانيم براي آنها اجرا کنيم، خانوادههاي کارگري بهعنوان کوچکترين کلونيهاي اجتماعي، متزلزل ميشوند. وقتي يک کارگر قرارداد بلندمدت ندارد و گاها با او قراردادهاي سفيدامضا و شفاهي بسته ميشود، او هر لحظه کابوس بيکارشدن را ميبيند، پس بنابراين نميتواند برنامهريزي بلندمدتي براي تشکيل خانواده داشته باشد. حالا به فرض محال يک جوان کارگر توانست در اين شرايط اقتصادي جامعه خانواده نيز تشکيل دهد، با اين دستمزدهاي يکميليون و 600هزار توماني چطور هزينههاي مسکن، خوراک، پوشاک، درمان و... که در هر لحظه بالاتر ميرود، فراهم نمايد. وي در ادامه ميافزايد: اين استرسها و نگرانيها بر خانوادههاي کارگري غالب ميشود و اين استرسها براي جامعه زيانبار است و در نتيجه در جامعهاي که بيشتر آمار آن را کارگران تشکيل ميدهند، تنشهاي عصبي به حد خود ميرسد و درگيريها و بداخلاقيهاي اجتماعي هر روز بالاتر ميرود، چون ضريب تحمل و تابآوري که همان تقوا است در افراد جامعه يکسان نيست. بسياري از کارگران در حاشيههاي شهر و شهرستانهاي اطراف مانند شهريار، کرج، اسلامشهر، رودهن و... زندگي ميکنند و هر روز ترافيک سنگيني در جادههاي منتهي به تهران وجود دارد. نيرويي که صبح در اين ترافيک ساعتها منتظر ميماند تا به سرکار برسد بهدليل خستگي راه، بازدهي و کارايي مناسب را ندارد و وقتي يک کارگر کارآمد نباشد امنيت شغلي او به خطر خواهد افتاد. همان فرد در حالي شبها با تن خسته و پراسترس به خانه ميرود که نتوانسته سبد خانوار و مايحتاج زندگياش را با توجه به گراني و کمبود دستمزد تامين کند، نتيجه آن ميشود که استرسش را به افراد خانواده تزريق ميکند. همه اين عوامل مانند زنجير به يکديگر متصل است و ما نميتوانيم اقتصاد را از اخلاق، و اخلاق را از تبعاتش براي اجتماع و خانواده جدا کنيم و افزايش شکاف بين هزينه خانوار و درآمد در حال دامنزدن به اين موضوعات است.