قديمها يک بازيکن فوتبال بود به اسم رونالدينيو.
اين بشر جدا از خصايص فردياش (که اطلاعي از آن در دست نيست) و تواناييهاي عادي فوتبالياش مثل دريبل و لايي و غيره، يک مدل خاصي در پاس دادن داشت، اين شکلي که مثلا چپ را نگاه ميکرد و به راست پاس ميداد، يا به راست حرکت ميکرد و به سمت چپ شوت ميزد.
بعد از او اين سبک حرکت به نام حرکت رونالدينيويي معروف شد.
اما جالب اينکه اين حرکت فوتبالي، در سپهر سياست ما جاي خود را باز کرد و اتفاقا خيلي هم جا افتاد. به اين شکل که مثلا سه سال پيش محمود احمدينژاد به عنوان ساقدوش يک بنده خدايي به وزارت کشور رفت تا آن بنده خدا در انتخابات کانديدا بشود، بعد يکهو طي يک حرکت فوق رونالدينيويي خودش نامزد شد و همه را سورپرايز کرد. (البته يک لايي ريز خورد و رد شد).
يا مثال اخيرتر اينکه طرف مثلا به عالم و آدم گير ميدهد، به دکتر گير ميدهد که تو چرا اينقدر پول درمياوري، به گاج و قلمچي گير ميدهد که شما مافياي کنکور هستيد، به همه گير ميدهد و قرار هم نيست که در انتخابات شرکت کند، اما يکهويي احساس خدمتگزارياش شديد ميزند بالا و بدجور تيز ميشود که برود خدمت ملت برسد؛ ببخشيد به ملت خدمت کند.
فلذا يک حرکت فريب ميزند و ناگهان در حال ثبت نام در مشهد عکسش مخابره ميشود. حالا حرکت رونالدينيويي که خوب است، اخيرا مشاور سابق آقاي الف.نون هم حرکت زده، اما سيستم حرکت استاد اسدي و گل به خودي همراه با مصدوم کردن يار خودي، به عبارتي پنج تا شعار انتخاباتي داده که خود اونورآبيها هم تسمه پاره کردند.
يعني در حدي که در انتخابات مدرسه ابتدايي هم اينقدر شعارهاي ساختارشکنانه داده نشده است. همه اينها به کنار، عباس آقاي جديدي هم با سيستم «گتوزو» دوباره احساس مسئوليت کرده تا بيايد و شاخ بزهاي درهم تنيده سياست را جدا بکند و جاي مردان سياست آپارچونيتي بکارد بلکه هوا تازه شود.
خوبي اين مورد اخير اين است که ميتواند در موارد لزوم و حملات تروريستي زير يک خم مهاجم را بگيرد و يا در صورت مناقشات جناحي يک تنه هشت نفر را فيتيله پيچ و بزکش و واکش کند.
خلاصه مطلب اينکه ورزش براي سلامتي خوب است و الگوگيري از ورزشکاران در سياست خيلي جواب است.