بستن

«پروانه‌اي» که بايد «سلحشور» ميدان اصلاحات بماند

«پروانه‌اي» که بايد «سلحشور» ميدان اصلاحات بماند

ادامه از صفحه اول / يقين دارم که دانش جامعه‌شناسانه و تجارب ارزشمند ايشان در دوران نمايندگي مردم، شناخت و بينشي عميق از وضع موجود برايشان رقم زده است، اما آيا انديشه کرده بود که تشديد يأس و نااميدي مردم از اصلاح‌طلبي، چه کساني را ميدان‌دار عرصه سياست مي‌کند؟ آيا نمي‌دانست که ميدان‌داري و قانون‌گذاري قانون‌گريزان حقوق ملت ستيز، چه پيامدهاي مخاطره‌آميزي براي ملک و ملت در پي دارد؟ آيا در نيافته بود که نماينده‌اي که چهار سال صداي ملت شده، از حقوق شان دفاع کرده، نماد و نمود اميد و اصلاح‌طلبي بوده، از مسائلي سخن گويد و بنويسد «با توجه به ساختارهاي محدودکننده اقتدار مجلس، ناديده گرفتن نظر و خواست مردم، ... و ‌اتفاقات پاييز نود و هشت، با وجود تمام احساس دِيني که به مردم و محبت‌هايشان دارم، نتوانستم وجدانم را براي اين حضور قانع کنم و تصميم بر عدم شرکت در انتخابات گرفتم.» به چه ميزاني جامعه جنبشي را دچار يأس مي‌کند؟ آيا پي نبرده بود که مايوس شدن مردم از اصلاحات، تقويت همزمان افراطي‌گري است؟ مي‌دانم که به‌واسطه حضور در خانه‌اي که بايد خانه ملت باشد، بسي بيش از امثال اينجانب از مخاطرات آگاهي دارد، اما نمي‌دانم که تضعيف و عبور از اصلاح‌طلبي انتخابات محور و سياست ورزي در عرصه ممکنات را با چه استدلال و جايگزيني انتخاب کرده‌است؟ او مي‌توانست و حق داشت که به هر دليلي و از جمله دلايلي که در بيانيه‌اش برشمرده ‌است، در انتخابات به‌عنوان کانديدا حضور نيابد، اما با عرض پوزش، نمي‌توانست و حق نداشت، موضعي در تضاد با خرد جمعي جريان اصلاحات اتخاذ کند. اين سخن البته هرگز بدان معنا نيست که اصلاح‌طلبان بي‌اشتباه هستند و راهبردهاي درستي اتخاذ کرده‌اند، اما از آنجا که نمايندگي را از معبر تصميم خردمندانه اصلاح‌طلبان در انتخابات گذشته و سپس اعتماد مردم دارد،‌ اي کاش تصميم نهايي شان را نيز به ترازوي خرد جمعي اصلاح‌طلبان مي‌سنجيدند. اگر حوادث ناگوار پائيز، ايشان را به فاصله از اصلاح‌طلبي رهنمون ساخته است، بسياري از جمله اينجانب را به تلاش بيشتر در مسير اصلاحات و مساعدت براي تقويت اين گفتمان فراخوانده است. اگر رد صلاحيت «قباديان‌ها» به رأي‌آوري «سلحشورها» انجاميد، همچنان مي‌توان سلحشوراني ديگر در بين ثبت‌نام‌کنندگان يافت. عدم حضور امثال ايشان در مجلس، هرچند معدود، تقديم عامدانه فرصت‌ها به مخالفان مصالح ملي است. باري اما اين اقدام سلحشوري را هرگز نبايد به معناي جدايي ايشان از اصلاح‌طلبي و سازوکارهايش قلمداد کرد که يقين دارم احساس مسئوليت شان به سرنوشت ايران و ايرانيان، منافع و مصالح ملي و انتخاب مسيري صواب براي عبور شرايطي که راهي جز اصلاح آن در پيش نداريم، ايشان را به حرکت در مسير خرد جمعي رهنمون خواهد کرد. آبرويي که به‌خاطر پيروي از خرد جمعي اصلاح‌طلبان و دفاع از حقوق ملت کسب شده است، صرفا در مسير خرد جمعي و دفاع از حقوق ملت استمرار خواهد يافت و نشان داده‌اند بسي بيش از بسياري از همکارانشان به اين پيمان وفادارند. عرصه سياست نه عرصه عقل محض است و نه مي‌تواند به احساسات پاک انساني بي‌التفات باشد. احساسات انساني، شجاعت و عقلانيت را بايد معطوف به مصالح کشور ساماني نو داد و خود را براي فصلي جديد از سياست ورزي مصلحانه آماده کرد. سلحشوري‌ها نبايد بگذارند که اميد سوزان داخلي و خارجي مردم را عليه منافع واقعي‌شان مايوس کنند. بايد مسئولانه به ميدان بيايند، جان و اميدي تازه به کالبد ميهن و اصلاح‌طلبي بدمند و نگذارند خانه ملت به‌واسطه يأس‌ها، ناکارآمدي‌ها، بي‌برنامگي‌ها، ناوفاداري‌ها و ناتوانمندي‌ها، خانه ‌افراطيون شود. بايد از نيامدن سياست قهر نسازند، بيايند و در مسيري که مصالح ملي و خرد جمعي مصلحان بدان مي‌رسد، مصلحانه سياست ورزي کنند و نگذارند مجلس از مصلحان خالي شود. اميدوارم با حضور امثال ايشان در بين مردم، درايت اهالي نظام تدبير و تصميم، گفت‌وگو در سطوح مختلف، مصلحت ملت و کشور بر عرصه سياست ايران عزيز طنين‌افکن شود. پروانه‌هاي سلحشور، صالح‌ترين ميدان‌داران و راهبران سياست‌اميد، اصلاح و توسعه ‌ايرانند.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی