در جامعه ما پدري که به زندان ميرود يا معتاد است، فرزندان آن به بيگناهان مدام العمر تبديل ميشوند، يعني اگر امروز پدر خانواده روانه زندان شود، داراي سوءسابقه ميشود نه ديگر ميتواند جاي مشغول بهکار شود و هر زماني که فرزند اين خانواده تصميم به اشتغال بگيرد بهدليل داشتن سوءسابقه پدر کار مناسبي را نميتوانند پيدا کنند که البته اين مساله درباره ازدواج آنها نيز تاثيرات منفي بهدنبال دارد که اين خود ميتواند انگيزهاي براي اعتياد در فرزندان اين خانواده نيز شود، يعني با شرايطي که ايجاد کردهايم، زمينه اعتياد فرزندان را نيز ناخودآگاه فراهم کردهايم، درباره دانش آموزان معتاد نيز رويه به اين شکل است که ديگر مدرسه آنها را پذيرش نميکند و حتي در صورت پذيرش شاهد پديده انگزني به اين دانشآموزان هستيم که اين خود ميتواند تبعات منفي را بهدنبال داشته باشد. پيشگيري از اعتياد به مراتب راحتتر از درمان يا بازپروري افراد معتاد است. اگر بخواهيم اعتياد را بهطور کامل برطرف کنيم، بايد دلايل آن را شناسايي و به رفع آن بپردازيم، به عبارت سادهتر عواملي که زمينهساز گرايش افراد به مصرف موادمخدر است را بهطور کامل شناسايي کنيم و برنامهريزيهاي کارشناسي لازم را در اين خصوص نيز انجام دهيم. بهعنوان مثال فرد 15 سالهاي که اقدام به مصرف مواد مخدر ميکند، تنها مدت کوتاهي نيست که گرايش به مصرف پيدا کرده است، بلکه او 15 سال است که زمينهها و دلايل مصرف مواد مخدر را دارد. بنابراين نميتوان تنها چند سال از زندگي او را مورد بررسي و تحقيق قرار داد. بايد در نظر داشت که هيچکاري براي افراد ترک کرده در جامعه وجود ندارد. يکي ديگر از راههاي پيشگيري از ابتلا به مصرف مواد مخدر و روشهاي موثر ترک اعتياد را ميتوان در فراهم ساختن شرايط لازم براي زندگي افراد دانست. به اين ترتيب اگر فردي در تامين نيازهاي ابتدايي زندگي خود با مشکل مواجه نشود، يعني شغل مناسب داشته باشد يا حقوق مکفي دريافت کند کمتر گرايش به سمت مصرف مواد مخدر خواهد داشت، اين مقوله در دانشآموزان نيز به اين صورت است که زماني که دانشآموز نميتواند هيچآينده روشن شغلي و تحصيلي مناسبي را براي خود متصور شود براي جبران کمبودهاي خود به استفاده از مواد مخدر روي ميآورد. فرهنگهاي نادرست نيز در شيوع اعتياد موثر است. بهعنوان مثال بسياري از دانشآموزان معتاد بهدليل داشتن مشکل در روابط اجتماعي خود با معلم و اطرافيان خود به مصرف روي ميآورند، چراکه نحوه حل مشکلات خود را آموزش نديدهاند و به همين خاطر به خود آسيب ميزنند. طبق تحقيقات بهعمل بيشتر افرادي که به سمت مصرف موادمخدر گرايش پيدا ميکنند به علت داشتن مشکلات متعدد و توانايي نداشتن در حل آن مشکلات در پي صدمهزدن به خود برميآيند و کمتر به فکر آسيب رساندن به ديگران هستند. امروزه در جوانان و نوجوانان بروز مشکلات بيشتر از ديگران است، چراکه اين قشر از جامعه داراي خواستهها و نيازهاي است، تبعيضهاي موجود در جامعه را مشاهده ميکند زورگويي که در ميان جوانان است را مشاهده ميکند. همين موارد خود انگيزهاي براي مصرف مواد مخدر ميشود.