بستن

در دانشگاه‌هاي ايران چه مي‌گذرد؟

در دانشگاه‌هاي ايران چه مي‌گذرد؟
مهران صولتی جامعه‌شناس

 

 

 

چند سالي است که پرسش از ماهيت حرکت‌هاي دانشجويي به سکه رايج بحث‌هاي منتهي به 16 آذر تبديل شده است. جنبش دانشجويي داريم يا خير؟! مراسمي هم به مناسبت اين روز در دانشگاه‌هاي مختلف برگزار مي‌شود. آيين‌هايي که به‌دليل بيم از خالي ماندن سالن‌ها به‌دنبال بي‌اشتياقي دانشجويان نسبت به شنيدن مباحث سياسي به جشنواره‌اي شاد و سرگرم‌کننده تبديل شده‌اند! اما در کنار اين فراز و فرود‌ها مي‌توان پرسيد که در دانشگاه‌ها و فضاي دانشجويي امروز ايران چه مي‌گذرد. به‌نظر مي‌رسد امروزه با ويژگي‌هايي از جمله آنچه در زير مي‌آيد مواجه هستيم: پويش به جاي جنبش: درست برخلاف دهه هفتاد خورشيدي که با حضور جنبش اجتماعي قدرتمندي مواجه بوديم که بر نقش دانشجوي سياسي در تحقق جامعه مدني، توسعه سياسي و پاسخگو کردن حکومت پاي مي‌فشرد، امروزه مجموعه‌اي از پويش‌هاي دانشجويي بر مسائلي همچون محيط زيست، تجاري شدن دانشگاه، کالايي شدن آموزش، حقوق شهروندي و آزادي آکادميک دانشگاه تمرکز يافته و مي‌کوشند تا با برانگيختن حساسيت‌هاي عمومي نوعي تغيير همزمان در جامعه و حکومت را پيگيري نمايند! صنف به جاي سياست: با افزايش هزينه‌هاي فعاليت‌هاي سياسي دانشجويي هم اکنون بخش قابل توجهي از دانشجويان حمايت از فعاليت‌هاي صنفي را به‌عنوان روشي کم خطر‌تر و فراگيرتر برگزيده‌اند. اينکه بتوانند با پرداخت هزينه کمتر در بهبود زندگي ملموس دانشگاهي موثر باشند. اعتراض به پولي شدن آموزش عالي، سنوات آموزشي، کيفيت نازل غذا و خوابگاه‌ها، برخي آيين‌نامه‌ها و لغو برخي از مراسم دانشجويي از محور فعاليت‌هاي جديد صنفي در دانشگاه‌هاي ايران محسوب مي‌شود! آکادمي به جاي دانشگاه: در حالي که در دهه‌هاي پيشين دانشگاه به‌عنوان کانون فعاليت‌هاي سياسي معرفي مي‌شد کمرنگ شدن جذابيت‌هاي سياست در ايران امروز دانشجويان را به سمت و سوي تقليل دانشگاه به آکادمي سوق داده است. رونق گرفتن فعاليت انجمن‌هاي علمي، کمرنگ شدن جلسات سياسي، تلاش براي ارتقاي رتبه علمي دانشگاه‌ها، برگزاري نشست‌هاي علمي مختلف در کنار تاکيد بر اصل ضرورت استقلال آکادمي از قدرت و سياست موجب بزرگنمايي مقوله علم پژوهي در دانشگاه‌هاي امروز شده است. هرچند که دوري از سياست موجبات اسارت آموزش عالي در کمند بازار و مناسبات آن را نيز فراهم آورده است! فضاي مجازي به جاي فضاي حقيقي: در حالي که جنبش‌هاي اجتماعي دهه هفتاد بيشتر به‌دنبال حضور در ميدان‌هاي اجتماعي همچون اعتراضات خياباني، تحصن‌هاي سياسي، جلسات سخنراني و اجتماعات حقيقي بودند، گسترش اينترنت و ظهور شبکه‌هاي اجتماعي امکان متفاوتي را براي شکل‌گيري نوعي فضاي دانشجويي مجازي فراهم آورده است. فرصت نويني که اگرچه از گرماي روابط چهره به چهره کنشگران تهي است ولي به‌دليل فراگيري و آزادي نسبي توانسته به کانوني براي شکل‌گيري کمپين‌ها، دعوت از روشنفکران و رونق گفت‌وگوهاي مجازي تبديل شود! جامعه به جاي دولت: برخلاف دوره‌اي که سياست‌ورزي محور دانشگاه تلقي مي‌شد و حتي ليست‌هاي انتخاباتي از آن بيرون مي‌آمد، امروزه شاهد فاصله گرفتن دانشگاه از جناح‌هاي سياسي و نزديک شدن به جامعه مدني هستيم. حمايت از اعتراضات صنفي کاميون‌داران و معلمان، ايستادن در کنار دغدغه‌هاي زنان و فرودستان، خطاب قراردادن روشنفکران و نگاه انتقادي به اصلاح‌طلبي دولت‌محور از مهم‌ترين شاخصه‌هاي دوراني محسوب مي‌شود که مي‌توان آن را عصر گذار از دولت به جامعه ناميد! نکته پاياني: سير تحولات دانشگاه در دو دهه اخير نشان مي‌دهد که گذار از سياست به بازار (دهه هشتاد) و عبور از بازار به جامعه (دهه نود) نتوانسته به سرگرداني و بلاتکليفي دانشگاه در ايران خاتمه دهد. در روزگاري که تنها يک نهاد آوانگارد با تلفيق دو ساحت روشنفکري- آکادميک مي‌تواند افقي جهت برون رفت از بحران‌هاي موجود پيش روي جامعه بگشايد متاسفانه دانشگاه ايراني همچنان روزهايي سرشار از سرگرداني و بلاتکليفي را تجربه مي‌کند.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی