روابط ايران و عراق در سالهاي اخير مثبت ارزيابي ميشود؟
مناسبات کشورها بر پايه يکسري از بنيادها تاسيس شده است که اين بنيادها ستون فقرات و نقش اصلي روابط را در آينده ترسيم ميکند. در مناسبات کشورهاي ايران و عراق پس از سال 2003 و پس از سقوط حکومت صدام عملا روابط رو به بهبودي را شاهد بودهايم و ستونهاي شکسته شده گذشته ترميم شد و هر روز در اين راستا گامهاي مثبت و مفيدي برداشته شد که اين امر تا امروز نيز ادامه دارد و افق روشن و اميدوارکنندهاي را متصور هستيم بهنحوي که کارشکنيهاي پيش آمده نيز نميتواند اين ستونها را متزلزل کند.
موارد اختلافي ايران و عراق در حال حاضر چيست؟
البته هنوز هم موارد اختلافي از زمان پهلوي و رژيم گذشته عراق وجود دارد و حل نشده باقي مانده که ما بايد در اين حوزه با هوشياري عمل کنيم تا روابط خوب جمهوري اسلامي ايران با عراق خدشهدار نشود و تحت تاثير موارد جزئي قرار نگيرد و دشمنان اين دو کشور از آن سوءاستفاده نکنند. يکي از موارد اختلافي در رابطه با قطعنامه 598 است که هنوز موارد جزئي آن مورد اختلاف است که مربوط به بحث غرامت جنگ ميشود. امري که در سالگرد مقصر شناخته شدن رژيم بعثي عراق از سوي سازمان ملل اندکي بر سر زبانها افتاده است. معمولا کشورها در تاريخ روابط خود اجازه نميدهند مورد اختلافي و يا مبهمي باقي ماند. در مساله آلمان و فرانسه شاهد بوديم که دولت آلمان خود پيشقدم شد تا غرامت اشغال و جنگ با فرانسه را در جريان جنگ جهاني دوم به مردم و دولت اين کشور پرداخت کند و اعتقاد آنها اين بود که هيچمورد اختلافي نبايد باقي بماند. چنين سازوکاري براي روابط و ابهامات ميان ايران و عراق نيز ضروري است بهگونهاي که موارد اختلافي به سرعت حل شود.
در فضاي پيش رو مسئولان دو کشور چگونه بايد رفتار کنند و چه سياستي را در پيش گيرند؟
هر دو کشور ايران و عراق و به خصوص دولتهاي آنها بايد از هرگونه مورد اختلافي جديد پرهيز کنند و در همه امور خويشتنداري را سرلوحه کار خود قرار دهند. عوامل زيادي وجود دارند که بر روي اختلافات ايران و عراق کار ميکنند و از اختلاف بيشتر بين اين دو کشور خوشحال ميشوند. همين عوامل بودند که طولانيترين جنگ قرن بيستم را به اين دو کشور تحميل کردند و همچنان نيز به فعاليت خود ادامه ميدهند و هزينههاي سنگيني را براي ايجاد آتش دوباره صرف ميکنند.
سياست جمهوري اسلامي ايران در کشور عراق با ادعاهاي امروز برخي خدشهدار شده است، واقعيت امر چيست؟
جمهوري اسلامي ايران بيشترين نقش را در ثبات و بازگرداندن آرامش به عراق ايفا کرد و سياست منع مداخله و منع تجزيه را در پيش گرفته و آنچه را که به نفع دولت و ملت عراق بود، سرلوحه کار خود قرار داد، اما شاهد بوديم خلاف اين مساله در عراق تلقين شد و از آن بهرهبرداري سوء شد. البته دولت ايران نيز در اين زمينه ضعيف عمل کرد و آنگونه که شايسته بود نتوانست در بحث نرم و مسائل اقتصادي به خوبي عمل کند. تبليغات در حوزه بازسازي عراق به خوبي انجام نشد و فضا را براي عوامل معاند باز قرار داد تا تبليغات وارونه انجام دهند. امري که در اتفاقات اخير عراق به وضوح ديده شد و عملا مقدار زيادي از اعتراضات به سمت ايران گردش پيدا کرد در حالي که اعتراض مردم عراق به موارد ديگري بود. جمهوري اسلامي ايران جوانمردانهترين نقش را در تحولات عراق داشت، اين را با توجه به سير تحولات عراق از سال 2003 به بعد و نقش ساير کشورها در عراق ميگويم که همچون ايران خيرخواهانه عمل نکردند و هر کدام بهنحوي بهدنبال منافع خود بودند. جمهوري اسلامي ايران در وهله اول تمام تلاش خود را کرد تا تماميت ارضي عراق را حفظ کند و مانع تجزيه آن از سوي متعارضين شود. در گام دوم ايران در مساله امنيت عراق هزينههاي بسياري انجام و بهصورت مصداقي داعش را در عراق از بين برد و مانع تصرف قسمت اعظمي از خاک عراق توسط گروههاي تکفيري شد.
در عرصه ديپلماسي کشور ما در قبال عراق چگونه عمل کرد؟
در عرصه سياست نيز جمهوري اسلامي ايران بهصورت مداوم از هياتهاي عراقي حمايت کرد هم در مساله ابتکار صلاحالدين و هم در نشست لندن، جمهوري اسلامي ايران بهصورت مداوم از دولت و ملت عراق و منافع آنها حمايت کرد. بهصورت مشخص در نشستهاي اربيل و بغداد نيز اين روند ادامه پيدا کرد و سياست دولت عراق بهصورت کامل مورد حمايت ايران نيز قرار گرفت. در مرحله بازسازي نيز جمهوري اسلامي ايران هرساله يک خط اعتبار يکميليارد دلاري را نيز تعيين ميکرد و تمامي ظرفيتهاي فني و مهندسي موجود را در اين راستا به کار ميگرفت تا در اين عرصه نيز در کنار دولت و ملت عراق باشد و همسايهاي امن و آباد در کنار خود بسازد. اين مساله در مرزهاي دو کشور به شکل پر رنگتري انجام شد و مرزنشينان عراقي نيز در همين برهه به امکانات زيربنايي و رفاهي خوبي رسيدند و ضريب آبادي در مرزهاي دو کشور به شکل قابل توجهي ارتقا يافت. متاسفانه موضع گيريهاي افراطي و نابخردانه تمامي اين فعاليتها را زير سوال برد همچون ويدئويي که اين روزها در فضاي مجازي دست به دست ميشود و عملا به بهانهاي براي سودجويان در کشور عراق تبديل شده است تا از فضاي متشنج عراق به نفع خود استفاده کنند و با يک فضاي تبليغاتي مسموم رابطه ايران و عراق به واسطه چنين تصاويري مخدوش کنند و باور مردم عراق را تغيير دهند. تصاويري نيز شاهد هستيم که يک فرد نيز با گفتارهاي دروغ ميگويد که فلان کشور بهدنبال منافع اقتصادي خود در عراق است و اين فضا را بيشتر عليه ايران ميشوراند. متاسفانه اين کليپها بر ديپلماسي عمومي ايران در مورد عراق غلبه کرده است و اين جاي تاسف دارد که انتقال آگاهي ما در اين عرصه به شدت ضعيف بوده است. همه اينها امروزه عليه ملت ما شده است. من معتقد هستم که باز هم بايد ديپلماسي خود را در قبال عراق تقويت کنيم و بر اين اساس ميتوانيم شاهد باشيم تا ديگر اين اتفاقات تلخ اخير پيرامون ايران در عراق رخ ندهد. در وهله اول نيز اين ديپلماسي عمومي ميتواند اختلافات جزئي سران دو کشور را برطرف کند.
وضعيت مرزي کشورهاي ايران و عراق چگونه است؟
بسياري از کشورها حتي با وجود رابطه دوستانه در مرزهاي خود داراي اختلافاتي هستند و کشور ايران و عراق نيز از اين قضيه مستثني نيستند. اختلافاتي که از زمان عثماني وجود داشت و امروزه نيز جزئياتي از آن همچنان پا برجاست اما اين اختلافات بهگونهاي نيست که مناسبات گسترده و تاريخي و فرهنگي اين دو کشور را تحت تاثير قرار دهد. هرگاه يک گذرگاه مرزي بين ايران و عراق بازگشايي ميشود، مردم در دو طرف مرز استقبال ميکنند و زندگي اقتصادي آنها دچار تحولات زيادي ميشود و هرگاه مرز بسته ميشود هر دو طرف مرز متضرر ميشوند. به رغم تمامي کارشکنيها هنوز ايران موثرترين نقش را در کشور عراق ايفا ميکند و اين امر در مساله تجاري و اقتصادي نيز صدق ميکند. من معتقد هستم با وجود چنين ظرفيتهايي ديگر به سياستمداران دو کشور بستگي دارد که چگونه عمل کنند و اين ظرفيتها را به کدام سمت سوق دهند و آيا آنها را فداي اختلافات جزئي ميکنند يا خير مسالهاي است که بايد به آن توجه ويژه شود. بعد از از بين رفتن داعش در کشور عراق تا اعتراضات اخيري که در نقاط مختلف عراق رخ داد، بالاترين و بزرگترين نرخ مراودات اقتصادي در جهان بين ايران و عراق انجام گرديد و نرخ مبادلات دوميليارد دلاري دو کشور به دوازدهميليارد دلار رسيد تا اينکه اعتراضات اخير در کشور عراق آغاز شد و برخي مرزها بين دو کشور تعطيل شد و بهنحوي تاثير منفي بر اين مناسبات گذاشت اما مقولهاي که دو طرف در راستاي آن تلاش ميکنند اين است که اين ضربهاي که اعتراضات بر مناسبات اقتصادي زد بهنحوي ترميم شود.
نقش مناسبات فرهنگي در اين بين چيست؟
مناسبات بزرگي همچون اربعين حسيني يک رويداد بسيار مثبت براي تقويت رابطه مردم ايران و عراق است. ميليونها انسان ايراني و عراقي بدون اينکه مساله مليت براي آنها اهميت داشته باشد در کنار يکديگر کيلومترها براي رسيدن به يک هدف گام بر ميدارند. در حين انجام همين مناسک است که ياد شهداي ايراني و عراقي در کنار يکديگر براي دفع خطر داعش ديده ميشود و اين حس برادري را هرچه بيشتر تقويت ميکند.
چگونه ميتوان فضاي ارتباطي ايران و عراق را پس از حوادث اخير به رويکرد مثبت و سازنده بازگرداند؟
فضاي امنيتي حاکم بر مناسبات و ارتباطات کشورهاي ايران و عراق بايد تعديل شود. اينکه هر کنشي بين دو کشور وارد فضاي امنيتي شود خوب نيست و ساير مناسبات دو کشور را تحت تاثير قرار ميدهد. ما بايد کشور ترکيه را در ارتباط با عراق الگو قرار دهيم از اين منظر که 23 رايزن اقتصادي را در سفارت خود در عراق به کار گرفته است تا از ظرفيتهاي اقتصادي گسترده عراق به نفع خود و کشورش استفاده کند. متاسفانه جمهوري اسلامي ايران فقط يک رايزن اقتصادي و تجاري در کشور عراق دارد و اين تفاوتها را نشان ميدهد. رايزن اقتصادي راههاي گسترش سرمايهگذاري و بهرهوري اقتصادي را کشف ميکند و مناسبات را بر پايه تجارت استوار ميکند و دو کشور را از طريق اقتصادي به يکديگر متصل ميکند. بهنظر من ما بايد تمام تمرکز خود را معطوف به اين عرصه کنيم و همچنين در زمينه نرم به خوبي مقابله با داعش در عراق عمل کنيم تا بتوانيم بهترين بهره را از همسايگي با عراق ببريم و به آباداني هر دو کشور کمک کنيم.