آرمان ملي: بيترديد اصلاحات هنوز محبوبترين گرايش مورد علاقه اکثريت مردم است؛ گرايشي که تاکيد بر ساخت جامعه مدني و زندگي خوب براي مردم دارد. اصلاحطلبان از دهه 70 سعي کردند در همين مسير حرکت کنند و همگان آگاه هستند در اين مسير با چه سنگاندازيها و مشکلاتيها مواجه بوده و هستند. طبيعي است اين طيف براي تداوم مسير اصلاحطلبي با اختلاف نظرهايي مواجه شوند که البته آنچنان در رسيدن به هدف تاثيرگذار نيست مانند انتخابات مجلس که قرار است در اسفندماه برگزار شود. در اين دوره تعدادي از اصلاحطلبان براي حضور در انتخابات نام نويسي کردند اما آناني که تنها حاضر شدن دور سفره آماده را بلد هستند و در مواقع تهيه غذا و زحمت کشيدن نشاني از آنها نيست خود را بيتفاوت به انتخابات نشان دادند و يا از نيروهاي درجه 2 و 3 حزب خود خواستند اقدام به ثبت نام براي حضور درانتخابات کنند. روز گذشته محمد قوچاني عضو شوراي مرکزي حزب کارگزاران به اين وضعيت انتقاد کرد و نوشت: «آقاي عارف فکر کردند چون خودشان نامزد نميشوند نياز نيست در مقام رئيس شوراي عالي اصلاحطلبان از ديگران دعوت کنند و ديگر بزرگان... اين روزها آنقدر عليه نهاد انتخابات و اصلاحات حرف زدند که خودشان هم ظاهرا از اصلاحات و انتخابات پشيمان شدند و توبه کردند و از سر بيخيالي و بيبرنامگي و به نظرم بريدگي ما را مقابل اصولگرايان جوان رها کردند.» آنچه مورد انتقاد عضو کارگزاران قرار گرفته بهخوبي در روزهاي ثبت نام نمود داشت. از سال 84 براي بخشي از اصلاحطلبان منافع ارجح بر تداوم مسير اصلاحطلبي شده و حتي حاضر شدند با لباس مبدل در تيم رقيب به اصلاحات گل بزنند که البته اين افراد شناسايي و مجبور به ترک اردوگاه اصلاحطلبي شدند اما اکنون گلي به اصلاحات زده نميشود اما خستگي و نااميدي تصميمسازان جريان اصلاحات بيش از گل به خودي براي رقيب داراي ارزش است. به عنوان مثال در شرايطي که اصلاحطلبان بهويژه جوانان اين اردوگاه منتظر آمدن عارف بودند، رئيس فراکسيون اميد از ثبت نام خودداري ميکند و عطاي حضور درمجلس را به لقايش ميبخشد. در چنين شرايطي چه انتظاري از جوانان اصلاحطلب ميتوان داشت که به ليست حداقلي اصلاحطلبان راي دهند که البته هنوز مشخص نيست منتشر شود؟
اظهارات نسنجيده بلاي جان اصلاحات
نااميد کردن حاميان تنها بخشي از علت هواي سرد اردوگاه اصلاحطلبي است. برخي اصلاحطلبان دراين روزها اظهاراتي دارند که به سادگي نميتوان از کنار آنها گذشت. دبيرکل يکي از احزاب اصلاحطلب که براي انتخابات نام نويسي کرده بود، گفت: «اصلاحطلبان پس ازاعتراضات و کشتار اخير دچار ريزش راي نشدهاند چون اعتراضات در مناطق مرفه که پايگاه راي آنان است صورت نگرفته بلکه در مناطق حاشيهاي که پايگاه اصولگرايان بوده رخ دادهاست!» اين خطکشي ميان اقشار جامعه قابل پذيرش نيست و از سوي ديگر بسياري از بزرگان جريان اصلاحطلب مانند سعيد حجاريان بزرگ شده مناطق جنوب شهر از جمله نازيآباد هستند. ايسنا نوشته است: «سرمايه اجتماعي اصلاحطلبان کاسته شده و ديگر مانند سابق نيست، حرف بسياري از چهرههاي شاخص آنهاست. جستاري در اظهارات چند وقت اخير اين چهرههاي اصلاحطلب به خوبي نمايان ميسازد که آنها خود واقف به اين کاهش آراي مقبوليت مردمي هستند. شخصيتهايي همچون رئيس دولت اصلاحات، محمدرضا عارف و حجاريان خيلي صريح به اين واقعيت اشاره کردند و گفتند «سرمايه اجتماعي اصلاحطلبان کم شده است» درچنين شرايطي طرح چنين موضوعاتي به کاهش سرمايه اجتماعي دامن ميزند. عبدا... ناصري گفت: با توجه به آنکه چهرههاي رأيآور اصلاحطلب نامنويسي نکردند؛ در رقابت بين ليست اصلاحطلبان، ليست «جبهه پايداري و حاميان احمدينژاد» و ليست «آقاي قاليباف»، باخت سي بر هيچ اصلاحطلبان دور از ذهن نيست و ترکيبي از ليست «جبهه پايداري و حاميان احمدينژاد» و ليست «اصولگرايان سنتي با نماد آقاي قاليباف» از حوزه انتخابيه تهران وارد مجلس ميشوند. به عبارت ديگر رقابت اصلي بين اين دو ليست خواهد بود درسالهاي 92 و 96 بزرگان جريان اصلاحات درصف مقدم دعوت از روحاني براي انتخابات رياست جمهوري بودند و پس از آن هم به اقناع افکار عمومي براي راي دادن به روحاني پرداختند. آنها امروز در مواجهه با اين سوال راي دهندگان هستند که وعدههايي که داديد چه شد؟ درنهايت بايد تاکيد داشت که اصلاحات نيازمند اصلاحات است.