سرنوشت حسن روحاني و آيتا... هاشمي هر روز شبيهتر ميشود، البته انشاءا... نه به شباهت شعار پلاکاردهاي اجارهاي استخر فرح، بلکه به سه دليل تاريخي. اول وضعيت تحويل گرفتن دولت. دوم ترکيب دولت و سوم برخوردها و تخريبها. درباره دليل اول، آيتا... هاشمي دولتي جنگزده را تحويل گرفت و روحاني دولتي ويران از جنگ نانوشته احمدينژاد با منافع ملي. دليل دوم درباره ترکيب دولتهاي هاشمي و روحاني است که نه مثل دولت اصلاحات ترکيب باندي و جناحي داشتند و نه مثل دولت احمدينژاد ترکيب مريدي و مرتاضي. در دولت هاشمي ميشد هم رئيس دولت اصلاحات را ديد و هم ميرسليم را. در دولت روحاني هم جهانگيري و رحماني فضلي کنار هم مينشينند. اما مهمترين شباهت روحاني با هاشمي را ميتوان در نحوه تخريبها و برخوردها بالاخص در دولتهاي دور دوم ديد. آيتا... هاشمي که با ايثار تمام کشوري جنگزده را تحويل گرفته بود بعد از قريب پنج، شش سال با دو طيف برخورد غيرمنصفانه از سوي اصولگرايان و اصلاحطلبان با استراتژي عبور از هاشمي روبهرو شد. اصولگرايان با انگ تجملگرايي بر هاشمي تاختند و اصلاحطلبان قدرنشناسانه فقدان آزادي رسانهاي را فرياد کردند. جالب است که بعدها هم اصلاحطلبان به قدرت رسيدند و هم اصولگرايان. که هر دو کارنامه مردودي گرفتند. اصلاحطلبان با شعار توسعه سياسي از راه هاشمي دور شدند و در غبار تحصن مجلس ششم و تنازعات گم شدند و اصولگرايان هم در گرداب خرافات و انحرافات احمدينژاد، کشور را به ناکجاآباد بردند. امروز همان کارنامههاي مردودي که ناجوانمردانه بر موفقترين دولت بعد از انقلاب -دولت سازندگي- تاختند، در ائتلافي نانوشته براي تخريب روحاني مسابقه گذاشتهاند. دولتي مظلوم همچون دولت هاشمي که آگاهانه پاي به زمين سوخته احمدينژاد گذاشت تا کشور را از لبه پرتگاه برگرداند. پر واضح است که هم در دولت هاشمي و هم در دولت روحاني اشتباهاتي وجود داشته و دارد اما سوال اصلي اين است که اين دو شخصيت در انجام ماموريت تاريخي چقدر موفق بودهاند؟ کارنامه دولتهاي سازندگي و اعتدال قابل دفاعتر است يا دولتهاي اصلاحات و احمدي نژاد؟ اين دولتها چه تحويل گرفته و چه تحويل دادهاند؟ همين امروز اگر بجاي روحاني، عارف يا جليلي رئيسجمهور شده بودند، کشور چه وضعي داشت؟ روزگار پر تشنج اصلاحات يا روزگار شعارهاي بيحاصل احمدي نژاد؟ حتي اگر آقاي رئيسي که شخصيت نسبتا معتدلي است رئيسجمهور شده بود با کدام کارنامه ميخواست در سياست خارجي عرض اندام کند؟ پيشنهاد نگارنده به هر دو جريان سياسي کشور آن است که از تجارب تاريخي خود درس بگيرند و دست از برخوردهاي سلبي فرصتطلبانه با روحاني که قبلا مشابه آن را با آيتا... هاشمي کردهاند برداشته و به اين سوال واضح در قالبي عالمانه و ايجابي پاسخ دهند که ما اگر جاي روحاني، رئيسجمهور بوديم چه ميکرديم؟ پاسخ همين سوال ساده ميتواند مبناي شکلگيري بهترين مسير عدم تکرار تجربههاي تلخ گذشته باشد.