تحولات اخير در عراق حاوي پيامهاي متفاوتي است. مردم عراق پس از فروپاشي صدام و استقرار دولت جديد تحولي را در راستاي ايجاد فضاي مثبت به منظور تحقق اهداف و منافع ملي عراق شاهد نبودهاند. فساد در ارکان دولت کنوني عراق خود را به نمايش گذاشته است. از سوي ديگر عنوان کردن دخالت کشورهايي چون ايران در امور داخلي عراق بهعنوان کاتاليزور و شدت بخش اين جريان، خود را به نمايش مي گذارد. آنچه که موجب شده جامعه اعراب طغيان خود را شدت بخشند مبتني بر نارضايتي از سيستم حکومتي موجود است که در آن دولت حاکم يک دولت فاسد و فاقد کارايي براي جوابگويي به نيازهاي امروز و خواستههاي فرداي جامعه تلقي مي شود. اين عوامل در نهايت زمينهساز ايجاد عواملي خواهد شد که ما در آن شاهد شکلگيري نوعي بياعتمادي و بياعتباري دولت حاکم خواهيم بود که جريانهاي سياسي موجود چه در درون جامعه عراق و چه در منطقه در جهت ايجاد فضاي منفي عليه دولت عراق وارد عمل شوند. از يکسو اعتراض به حق مردم عراق از ناکارآمدي دولت و فساد گسترده موجود و از سوي ديگر عوامل تشديدکننده بيروني بر ميزان نارضايتي ها شدت بخشيده است. همينطور عامل شدت بخش اين جريان نه تنها خواهان برکناري عادل عبدالمهدي بلکه خواستار تغيير رژيم حاکم هستند. در نتيجه بايد عوامل دروني و بروني ناظر بر تشديد اعتراضات جامعه ملي عراق عليه دولت حاکم را مورد بررسي قرار داد که در بافت متن دانايي ملتها در برابر قدرت دولتها شکل ميگيرد. بايد توجه داشت که جهان هم اکنون در عصر شبکهاي به سر ميبرد و اسناد و مدارک موجود گوناگون درباره عملکرد دولتها دير يا زود در ميان مردم پخش و مورد راستي آزماييهاي گوناگوني قرار مي گيرد که به نوبه خود مي تواند تشديدکننده التهابات دروني و نارضايتيهاي موجود مردم باشد و در همين حال تبادل آزاد اطلاعات موجب ميشود دولتها و حکومت ها به اجبار در اين زمينه پاسخگو باشند. مردم عراق خواستار تغيير رژيم و ايجاد يک فضاي جديد با ساختار و کنشگراني هستند که بتوانند آينده عراق را به سمت و سوي دولت کارآمد حرکت دهند. پرداختن به اين موضوع که آيا مردم عراق در رسيدن به اين هدف موفق خواهند شد يا خير زمان خواهد برد. با استعفاي عادل عبدالمهدي اينگونه برداشت مي شد که مردم به خانههاي خود باز ميگردند و اين استعفا موجب حاکم شدن آرامش بر فضاي عراق ميشود، اما آنچه که هم اکنون ديده ميشود اين است که مردم در شهرها و ميادين مختلف حضور پيدا کردهاند و خواهان تغيير و تحول بيشتري هستند. درخواست برگزاري انتخابات زودرس از جانب برخي جناحهاي سياسي نيز مطرح است که در اوضاع نابسامان کنوني و با حمايت مرجعيت شيعه ميتوان گفت که هم اکنون برگ برنده دست معترضين است و آنها هستند که بايد با حضور و حرکت خود در تظاهراتهاي موجود يا خارج شده از آن آينده اين حرکت را مشخص کنند. اما آنچه که اکنون ديده ميشود و سيگنالهايي که از کشورهاي عربي دريافت ميشود اين است که مردم ديگر اهداف خود را رها نخواهند کرد تا اينکه بتوانند به خواسته هاي اصلي خود دست يابند.