بستن

سابقه‌ لاکچری من

سابقه‌ لاکچری من
فرزانه گلچین

امروز شنيدم که سياه کولي (نوعي ماهي در شمال) کيلويي صد هزار تومان شده است. راست و دروغش را نمي‌دانم ولي به فرض ارتقاي سياه کولي به غذاي لاکچري، من هم براي خودم لاکچري‌السابقه‌اي مي‌باشم.

ده دوازده ساله بودم. پدرم به شدت به دو تا ضرب‌المثل اعتقاد داشت، اول اينکه مرد که مي‌آيد خانه، بايد آن‌قدر دستش پر باشد که با پا در را باز کند. دوم اينکه هرچه مفت باشد، کوفت هم باشد اشکالي ندارد و با توجه به بودجه و خلاقيتش در تلفيق ضرب‌المثل، ضرب‌المثل جديدي ابداع کره بود: مرد بايد دستش از چيزهاي مفت بازار پر باشد. منتهي چون تو کار تلفيق ضرب‌المثل بود حواسش نبود که آن زن و خداست که بايد يکي باشد و چيزهايي که مي‌خرد نبايد از يک جنس باشد و تنوع هم چيز خوبي است (البته آن‌موقع هنوز کارگاه‌هاي چندهمسري برگزار نشده بود). بيست کيلو زردآلو هر چقدر هم ارزان باشد و دست‌ها را پر کند، حداقل هفده کيلوي آن راهي سطل آشغال خواهد شد.

يک روز با مقدار متنابهي سياه کولي آمد خانه و توضيح داد فروشنده نصف قيمت مي‌داده. بعد از اينکه چند ناهار و شام، پشت سر هم سياه کولي خورديم، سياه کولي بدبخت که براي خودش کسي بود و در هر سفره‌اي در صدر مجلس جا داشت، از چشم افتاد و املت به آن ترجيح داده شد. بعد هم تغيير کاربري داد و شد شورکولي. معمولا کسي سياه کولي لاکچري را شور نمي‌کند، البته شايد اعيان‌ها هم اين کار را مي‌کردند و ما اشتباهي اعيان شديم. براي مدت‌ها عضو ثابت سفره‌ ما شور کولي بود. يعني زرشک پلو هم اگر داشتيم شور کولي هم بود و آري اين چنين است که ما هيچ وقت هوس سياه کولي نمي‌کنيم و من لاکچري‌السابقه اي هستم که چون دستم به سياه کولي نمي‌رسد نمي‌گويم پيف پيف

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی