متاسفانه ورزش ما بهگونهاي توسط مسئولان اداره شده که تکليف خودش را نميداند. در شرايطي که در دنيا از ورزش استفاده بسيار خوبي ميبرند، ما نميدانيم چه هدفي را دنبال ميکنيم. دليل آن هم اين است که ورزش در کشور ما براي مسئولان اولويت اول نيست. نگاه مسئولان به ورزش نگاهي تفريحي و حتي شوخي است که بهوسيله آن بتوانند تا حدودي بار رواني را کاهش دهند و متاسفانه برخي از مديران از مديريت، عکس انداختن را ياد گرفتهاند.نشانه علاقهمندي به ورزش تدابيري است که براي آن انديشيده شده است. متاسفانه ورزش در کشور ما داراي معلوليت است چون نگاه به آن همگاني نبوده است و از همان ابتدا ورزش قهرماني را آغاز کرديم. در شرايطي که ورزش همگاني باعث شادابي جامعه و صرفهجويي اقتصادي ميشود. وقتي ورزش توسعه پيدا کند باعث نشاط و سلامتي مردم ميشود و آنها در سبدخانوار خود بهجاي هزينه دارو و درمان، هزينه تندرستي و شادابي دارند. استعدادهاي نهفته در سطح جامعه بهوسيله ورزش همگاني شناخته ميشود و در ادامه فرآيند قهرماني را ميتوان بهدرستي طي کرد، ولي در ايران مديريت گلخانهاي باعث ظهور و بروز تکستارهها در ورزشهاي مختلف ميشود و مديران اميدوارند که تکستارهها با کسب مدالهاي مختلف، نواقص را پوشش دهند. در شرايطي که در ورزش همگاني اولويت اول توسعه صحيح ورزش است تا تعداد قهرمانان بهمرورزمان افزايش پيدا کند. درحاليکه ما در رشتههاي مختلف بابت کسب سهميه المپيک از خوشحالي ذوق ميکنيم، در بسياري کشورها نقشهها براي کسب مدالهاي مختلف کشيده شده است. ورزش گلخانهاي باعث ميشود در يک دوره از المپيک صاحب 16 مدال شويم و در دوره بعدي تعداد مدالها نصف شود. متاسفانه کساني که مديريت ورزش کشور را بر عهده گرفتهاند آگاهي لازم در زمينههاي مختلف را ندارند. بهعنوان مثال در ورزش فوتبال بيش از 44 سال است که توفيق صعود به المپيک را کسب نکردهايم. در اين دوره هم در ابتدا زلاتکو کرانچار سرمربي بود، بعد سکان تيمملي را به فرهاد مجيدي داديم و الان هم حميد استيلي سرمربي شده است. بايد در ورزش پايه از افراد باتجربه استفاده شود تا کودکان و نوجوانان را بهدرستي مديريت کند. جوانگرايي در مديريت ورزشي زماني اثرگذار است که جوانها در جايي که صحيح است به مديريت بپردازند. يک فرد جوان نميتواند کودکان و نوجوانان را مديريت کند چون تجربه انجام اين کار را ندارد. مديريت غلط باعث سوختن استعدادها و هدررفتن سرمايهها ميشود. اگر امروز وضع ورزش کشور ما به مخاطره افتاده دليلش اين است که ورزش براي مسئولان اولويت اول نيست. در شرايطي که ورزش از اقتصاد، صنعت و کشاورزي مهمتر است و دليل آن اين است که جامعه سالم و بانشاط ميتواند موفقيت و پويايي را خلق کند. تمام کاستيهايي که در ورزشمان داريم به اين خاطر است که در رشتههاي ورزشي پايه، انضباط مشخصي نداريم؛ بنابراين در زماني که به ورزش قهرماني ميرسيم دچار چالش ميشويم. بايد نيروي انساني براي مديريت تربيت کنيم نه اينکه مديريتها در ورزش طايفهاي، قبيلهاي، سياسي و باندي باشد. متاسفانه در تربيت مديران توجه کافي نداشتيم و از افراد ناکارآمدي استفاده کردهايم که منجر به شکست شده است. رمز موفقيت کشورهايي چون چين، ژاپن، آلمان، روسيه و ... بهخاطر تربيت افراد توانمند در مديريت است. کيفيت برنامهاي از پيش تعيين شده است که فرآيندي را طي ميکند و به نتيجه ميرسد. قهرمانان تمامي رشتههاي ورزشي محصول برنامه هدفمند باتربيت نيروهاي واجد شرايط است.