بستن

تاریخ اندیشیدن

تاریخ اندیشیدن
محمدصادق رئیسی شاعر و مترجم

کتاب‌هاي بسيار زيادي در زمينه فلسفه و تاريخ آن ـ چه به زبان فارسي و چه به زبان‌هاي ديگر ـ به رشته تحرير درآمده­اند. هر کدام از اين کتاب‌ها، ويژگي­هاي منحصر به خود را دارا هستند. يکي از کتاب‌هايي که در اين حيطه نگاشته شده، کتاب «تاريخ تحليلي فلسفه غرب» است که به همت دي. اي. اوکانر گردآوري شده و توسط خشايار ديهيمي به فارسي برگردانده شده و از سوي نشر نقش جهان به چاپ رسيده است.

اوکانر در درآمد اين کتاب، حوزه مخاطبان کتاب را معين مي­کند. وي از همان ابتدا اين مجموعه را کتابي متفاوت در نظر مي­گيرد که براي استفاده دانشجويان دوره ليسانس فلسفه و خواننده عام فرهيخته فراهم آمده است. از اين‌رو، سير تاريخي فلسفه از نخستين دوره و نخستين فيلسوفان يونان تا عصر حاضر در منظر ديد خواننده قرار مي­گيرد. به همين دليل، مخاطب کتاب حاضر نه‌تنها بخشي از تاريخ تکوين فلسفه و گذر تاريخي آن آشنا مي­شود، بلکه با «تحليل و نقد» فلسفه مواجه مي­شود. درنتيجه اين عمل، مرکزيت کتاب حول محور «مسائل متافيزيک و معرفت­شناسي» مي­چرخد. کتاب، حاوي دوازده مقاله مفصل و جامع است که از نخستين فيلسوفان يونان آغاز شده و به فيلسوفاني نظير افلاطون، ارسطو، آگوستينوس، توماس آکويناس، هابز، دکارت، اسپينوزا، جان لاک و ديگران مي­پردازد. اگرچه در ديد نخست به‌نظر مي‌آيد چندان ربطي ميان مقالات وجود نداشته باشد، اما در کمال حيرت مي­توان پي برد علاوه بر اينکه هيچ‌گونه گسستي در پيوند و ضبط‌وربط مقالات وجود ندارد که عميقا به‌هم مرتبط­اند. از اين بابت که وقتي با تحليل تفکرات فلاسفه يونان باستان در فصل نخست روبه­رو مي­شويم، سير تحول فلسفه و مکاتب جاري در آن روزگاران نوع پيوستگي تاريخي و سير پيشرفت‌هاي فلسفه و تفکر را مشاهده مي­کنيم. از اين منظر مخاطب برداشتي کلي و درعين‌حال تاريخي به‌دست مي­آورد. همين سير آشنايي را در فصول ديگر کتاب به وضوح مي­توان مشاهده کرد. آنجا که به تحليل «انديشه»هاي فلاسفه بزرگ مي­پردازد، عصاره دقيق و درست و بجايي را به تصوير مي­کشد و از سويي ديگر فضايي را براي خواننده ايجاد مي­کند تا از يک جنبه به درک درست مباحث و انديشه­هاي آنان برسد و از جنبه ديگر گزينش شخصي خود را بدست آورد. بدين معنا که از ميان اين فلاسفه و مکاتب مطرح‌شده، آن را که به حوزه فکري و علاقه اوست، در پيش بگيرد.

«تاريخ تحليلي فلسفه غرب» از اين بابت در زمره کتاب‌هايي است که مي­تواند مخاطب خود را سرخوش و لبريز از آگاهي­هاي لازم، به حال خود رها سازد. از اين زاويه، کتاب حاضر مي­تواند شناخت درستي در اختيار مخاطب علاقمند به فلسفه جهان قرار دهد. گزينش مقالات و اسامي فلاسفه موجود در کتاب نشان مي­دهد که هدف کتاب ارائه تصويري از جريان تفکر فلسفي از دورترين زمان تا زمان حاضر بوده است. به همين دليل، نظرگاه فيلسوفاني به بوته نقد و تحليل کشانده مي­شوند که هسته کانوني تفکر در ميان سايرين بوده­اند. ويژگي مهم ديگري را که مي­توان براي اين کتاب درنظر گرفت اين است که هرگز تلاش نمي­کند تا به نقد يک­سويه­نگرانه به فيلسوفان و مکاتب نظري بپردازد و خاستگاه ديگري را ترسيم نمايد. بلکه بر آن است نگره واقعي انديشه تاريخي فلاسفه را در يک سير تاريخي در بستر تحولات اجتماعي و البته کمتر سياسي، در منظر ديد مخاطب قرار دهد و همين مي­تواند مهم‌ترين خصلت هر کتابي باشد که در پي آن نيست تا خود را بر مخاطب تحميل کند، بلکه همپاي خواننده حرکت مي­کند و اگر گاه پيشاپيش وي به راه مي­افتد، از اين جهت است که آينه را نشان مخاطب دهد تا خود در آن نگرد. لذت­انگيزي کتاب از اين جنبه بسيار مهم است.

بي­ترديد «تاريخ تحليلي فلسفه غرب» مي­تواند خلأ درک فلسفه را از نخستين دوره تا عصر پيشرفت‌هاي فکري و اجتماعي پر کند. آنجايي که فلسفه تمايل پيدا کرده ـ و فرصت يافته ـ تا به زندگي عمليِ انسان معاصر نزديک شود. يعني دارد به فلسفه عملي بدل مي­شود تا شايد بتواند حالا از آن ذهن­گرايي محض بيرون بيايد و خود را در لايه­هاي رفتاري انسان جاي دهد؛ چراکه جهان امروز پيش از هرچيز به انديشه و انديشيدن نيازمند است. نياز امروز انسان درمانده در زير چرخ­هاي خُردکننده تکنولوژي آن است تا دمي به تفکر بنشيند.

نام کتاب: تاريخ تحليلي فلسفه غرب

نويسنده: دي.جي. اوکانو

مترجم: خشايار ديهيمي

ناشر: نقش جهان

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی