فاطمه معتمدآريا گفت: دستمزدهاي ميلياردي از پولهاي بينشان نشات ميگيرد و اين پولهاي بينشان را که ربطي به سينماي ما ندارند را بايد بررسي کنند و ماليات آن درآمدها و پولها را بگيرند.اين بازيگر سينما شامگاه 5 آذر ماه مهمان «فرش قرمز» برنامه پشت صحنه راديو تهران بود که در ابتداي گفتوگو عنوان کرد: فرشهاي قرمز را براي سلبريتيهايي نگه داريد که احتياج به فرش قرمز دارند يا در فضاهاي مجازي به فرش قرمز متداول شده و با حضور بازيگران مترادف شده است. ميخواهم بگويم من يک بازيگر سينما تئاتر و تلويزيون هستم و سلبريتي نيستم.وي درباره طرح لغو معافيت مالياتي هنرمندان که بهتازگي مطرح شده است، گفت: ما هنوز در انجمن بازيگران سينماي ايران به هيچ عنوان درباره اين مساله بحث جدي نکردهايم. من بهعنوان فاطمه معتمدآريا درباره مسائل مالياتي صحبت خواهم کرد. اگر بخواهيم درباره انجمن بازيگران و خانه سينما وارد بحث مالياتي شويم آن وقت يک مناسبات ديگري ميپذيرد. من بهعنوان يک بازيگر سينما ميتوانم درباره اين مساله اطلاعاتي بدهم.وي ادامه داد: سالهاست که براساس يک کارشناسي قوي به اين نتيجه رسيدهاند که هنرمندان نه فقط بازيگران سينما و تئاتر، بخشي از تلويزيون و ديگر هنرها، ماليات ندهند. اگر قرار باشد از هنرمندان ماليات بگيرند اتفاقا اينها بايد انتهاي خط مالياتي باشند. چون نسبت به مسائل مالي و چرخههاي مالي که وجود دارد، کمترين درآمد را بازيگران دارند.اين بازيگر سينما خاطرنشان کرد: از حدود پنج هزار نفر که در سينماي ما به طور مشخص عضو خانه سينما هستند، ساليانه اگر 100 فيلم ساخته شود، 400 نفر سر کار هستند. اين نمايش شکوه، جاه، مقام و پولي که در اين صفحات مجازي خيلي متداول شده مانند همين فرش قرمزها، براي تعداد محدودي از هنرمندان ماست. بقيه کساني هستند که واقعا در طول سال يا به سختي اموراتشان را ميگذرانند و يا اصلا به سختي درآمدي براي امرار معاش دارند. فاطمه معتمدآريا در ادامه، با اشاره مصطفي امامي به حقوق ميلياردي بعضي چهرهها و مطرح شدن برخي ارقام، گفت: اين مساله از جاي ديگري نشأت ميگيرد. از پولهاي بينشاني که وارد سينما شدند. اسمي برايش نميگذارم. فقط ميدانم چرخه سينما با اين پولها نميچرخد. اتفاقا يک برنامهريزي خيلي دقيق و درست شده است که اين پولهايي که براي سينما و هنر نيست را وارد هنر کرده و يک تعداد خاصي را با خودشان همراه ميکنند. بيشتر يک نمايشي از آن همه پولهاي دستنيافتني و رويايي وجود دارد. اين يک چرخهاي است که سرش به سينما نميرسد، از سينما بيرون است و معقول و متداول نيست. اين پولهايي که به سينما وارد ميشود و بريز و بپاشهايي که وجود دارد، خيلي با هنرمندان فاصله دارد. اتفاقا بايد به آن پولها رسيدگي شود. نه هنرمندان که واقعا بهجاي اينکه حال مردم را خوب کنند، حال خودشان هم بد باشد.اين هنرمند گفت: در مسائل مالياتي که مربوط به هنرمندان ميشود، فکر ميکنم که آن 9 درصد ماليات بر ارزش افزوده که از سينما گرفته ميشود کافي باشد. بايد به پولهاي نامعلوم رسيدگي کنند. اين پولها ربطي به من، همکاران من و خانه سينما ندارد. از جاهاي ديگر ميآيد و بايد آن را پيدا کنند.وي افزود: بهنظر من خيلي خوب است که تمام سازمانهاي دولتي براي ايجاد تسهيلات براي کل مردم با هم يک تعاملي داشته باشند که يک بخشي از آن ماليات است. ماليات را از کساني بگيرند که واقعا باعث يک اختلاف طبقاتي عظيم در جامعه شدهاند، چه طبقه هنرمندان، چه طبقه کارگران و چه طبقه مرفه. سالها روي اين مساله کار کردند و به اين نتيجه رسيدند که به چه دليل و چگونه هنرمندان نبايد ماليات بدهند و اداره ماليات هم اتفاقا از اين مساله ضرر نکند.معتمدآريا ادامه داد: اينطور نيست که سينما ماليات ندهد. سينما ماليات خودش را ميدهد اما اين ماليات از افراد گرفته نميشود و از فروش بليت سينماها گرفته ميشود. پشت هر بليتي که خريده ميشود نوشته شده است که چند درصد از آن پرداخت ميشود. اين پولهاي عظيمي که هيچ ربطي به سينماي ما ندارد و به سينماي ما نشت کرده است را اتفاقا بررسي کنند و ماليات آن درآمدها و پولها را بگيرند ولي به خود سينما برگردانند. اگر قرار است کسي بهرهاي از سينما ببرد، اول بايد خود سينماييها باشند.