با دقت به موضعگيري اروپاييها درمييابيم که کشورهاي قاره سبز عموماً مواضعي متزلزل نسبت به مسائل مختلف دارند. يعني آنها اغلب علاقه دارند که موضعي مناسب در خصوص يک موضوع ثابت اتخاذ کنند اما منافع متغير آنها ايجاب ميکند که نظرات خود را تغيير دهند. اروپا و از جمله فرانسه اين روزها ديگر قدرتهايي تأثير گذار هستند و نه تعيين کننده. برجام نمونه خوبي در اين زمينه است. اروپا پيش قدم شد تا مذاکراتي ميان ايران و آمريکا شکل بگيرد و برجام به امضاي طرفين برسد اما با گذشت زمان آنچه شاهد بوديم، خروج آمريکا از برجام و در پي آن ناتواني اروپا در اجراي تعهدات بود. امروز نيز آنها ميخواهند با طرح بهانههاي گوناگون روابط خود را با ايران شکرآب نشان دهند و از زير بار تعهداتشان شانه خالي کنند. آنها هيچگاه نميخواهند نشان دهند که مواضعشان انفعالي است اما به ناچار و در شرايط گوناگون اين انفعالشان در عرصه عمل ظهور و بروز مييابد. نگاهي به موضعگيري اخير فلورانس پارلي، وزير دفاع فرانسه نيز روايتگر همين انفعال است. او ميگويد «آمريکا بايد در منطقه خاورميانه حضور پررنگتري داشته باشد» و «در کنار متحدانمان هستيم» اما «به مذاکره با ايران ادامه ميدهيم». اين مواضع چگونه با يکديگر جمع ميشوند و در اظهارات يک وزير اروپايي مطرح ميشود؟ از يک سو در اجلاس ضد ايراني منامه شرکت ميکنند و به سخنراني عليه جمهوري اسلامي ميپردازند، از سوي ديگر ميگويند اروپا همچنان به برجام پايبند است و براي حفظ توافق هستهاي تلاش ميکند. اين تناقضها نشان ميدهد که اروپا آن چيزي که ايدهآليستهاي اروپايي گمان ميبرند نيست و قاره سبز نميتواند بهعنوان يک بازيگر مستقل در عرصه بينالمللي عمل کند. اروپا ترجيح داده استراتژي «دنباله روي» از ايالات متحده را در پيش گيرد و مواضع خود را با توجه به خواست و طراحي کاخ سفيد تنظيم کند. همين نيز سبب شده که در نهايت اروپا نيز همان مسيري را برگزيند که آمريکا رفته است. در اين ميان امکان دارد که در حوزه تاکتيکها و روشها تفاوتهايي وجود داشته باشد اما هم اروپا هم آمريکا به تلاش براي «تغيير رفتار ايران» و اگر بتوانند «تغيير رژيم در ايران» ادامه خواهند داد. در اين زمينه آمريکاييها تلاش کردهاند با خروج از برجام و استفاده از استراتژي «فشار حداکثري» جمهوري اسلامي را به خود اصلاحي وادارند اما اروپا ترجيح داده از دشمني آشکار بپرهيزد و با مذاکره و ديپلماسي از ايران بخواهد که تغيير در الگوي رفتاري خود ايجاد کند. هدف هر دو اين قدرتها يکسان است اما راههايشان تفاوت دارد.