امروزه کودکان بدسرپرست و بيسرپرست طيف گستردهاي را در کشور شامل ميشوند؛ اين گروهها از دو منظر حقوقي و منابع اجتماعي و خدماتي که بايد به آنها ارائه شود قابل بحث و بررسي هستند. کودکان بيسرپرست کودکاني هستند که بهدنبال فوت يا عدم حضور يکي يا هردو والد سرپرستي ندارند. کودکان بدسرپرست نيز طيف گستردهتري هستند. اين گروه عمدتا داراي والدين بزهکارند که بارها نيز مورد آزار و اذيت قرار گرفتهاند. در ايران سابقه حمايت از اين کودکان به شکل رسمي و نهادي به قبل از انقلاب اسلامي ميرسد البته حمايت از کودکان يتيم در اصول ديني و مذهبي ما ريشه دارد و بر روي اين موضوع بسيار تاکيد شده است. براساس قانون حمايت از کودکان بيسرپرست و بدسرپرست و آيين نامه اجرايي آن، اين کودکان ميتوانند با حکم قضائي از حمايتهاي سازمان بهزيستي که در قانون هم بر آن تاکيد شده، استفاده کنند. حوزه قانونگذاري قانوني که براي اين کودکان مورد استفاده قرار ميگرفت مربوط به سال 53 بود که در سال 92 قانون جديد تصويب و ابلاغ شد تا بخشي از خلأهاي قانون قبلي را پوشش دهد. اين قانون ظرفيتهاي جديدي براي حمايت از کوکان فراهم کرده است. هرچند برخي از مواد قانون مانند امکان ازدواج پدرخوانده با فرزندخوانده براساس برخي شرايط همواره با حواشي همراه بوده است که اين موضوع نياز به بازنگري دارد، چراکه با عرف ما چندان همخواني ندارد. فکر ميکنم قوه قضائيه بايد در اين خصوص پيشگام شود و اين ماده را اصلاح کند. قانون 9 مادهاي حمايت از حقوق کودکان و نوجوانان مصوب سال 81 تقريبا نيمي از قانون مدنظر فعلان حقوق کودک بود، لايحه جديد حمايت از حقوق کودکان و نوجوانان، گام بزرگي در عرصه سياستگذاري و قانونگذاري در خصوص کودکان در معرض آسيب بود. اين لايحه توسط قوه قضائيه ارائه شد و لايحهاي با رويکرد اجتماعي داشت. زماني که در سال 87 اين لايحه از قوه قضائيه به دولت رفت تقريبا 32 بار فقط از کلمه مددکاري اجتماعي استفاده شده بود. اگرچه تصويب اين قانون طولاني شد و همچنان در شوراي نگهبان است، اما اميدواريم اين لايحه هرچه سريعتر تصويب شود و به مرحله اجرا برسد. فکر ميکنم اگر اين لايحه تصويب و حتي تنها 30درصد آن اجرا شود يکي از پيشروترين کشورها در عرصه حمايت از کودکان در معرض بزه و آسيب خواهيم شد. اگر اين اتفاق بيفتد و اهتمام براي اجراي آن وجود داشته باشد اتفاقات خوبي در راه خواهد بود. معتقد هستم که در کشور قانون کم نداريم اما نکته اينجاست که قوانين موجود تا چه حد درست اجرا ميشوند؟ بايد اهتمام کافي در اجراي قوانين و ارزيابي آنها وجود داشته باشد تا سياستگذاريهاي بهتري در اين عرصه داشته باشيم. امروز هر کودکي که بيسرپرست باشد براساس قانون حمايت از کودکان بيسرپرست و بدسرپرست و آيين نامه اجرايي اين موضوع بعد از بررسيهايي که انجام ميشود با حکم قضائي ميتواند از حمايتهاي سازمان بهزيستي که در قانون هم بر آن تاکيد شده استفاده کند. فکر ميکنم حتي يک نفر نيز وجود ندارد که قانون براي بهزيستي تعيين تکليف کرده باشد، اما بهزيستي حمايت لازم را انجام ندهد.