بهطور کل چند فاکتور در زندگي شهري از اهميت ويژه برخوردار است که در اين ميان زنان نيز با محدوديتهاي بيشتر مواجه هستند.يکي از اين مسائل به امنيت و ديگري شامل ايمني ميشود. امنيت از اين منظر که زن براي تردد در تمامي نقاط شهري کمترين دغدغه را از لحاظ امنيت داشته باشد.در اين بين شايد امنيت در شهر وجود داشته باشد، اما احساس امنيت در بين شهروندان نباشد.براي مثال تاريکي و نبود شرايط براي مشاهده واضح اطراف، منجر به بروز احساس عدم امنيت در بين شهروندان به ويژه زنان ميشود.در ضمن شايد ناامني در اين مناطق نيز شکل بگيرد.براي مثال شايد زنان برخي از نقاط را براي تردد مناسب و امن ندانند، چون آنها بهدليل شرايط ويژه در جامعه و بر عهده داشتن مسئوليت خريد و ديگر نيازهاي خانواده هميشه يک وسيله در دست داشته يا فرزندشان را در آغوش ميگيرند.در اين ميان عدم احساس امنيت ناشي از شرايط فيزيکي شهر براي زنان وضعيت ويژه را بهوجود ميآورد.در اين شرايط ايجاد فضاي ايمن يکي از ملزومات اساسي براي حضور زنان در شهر است.همچنين براي تردد زنان در شب نيز بايد برخي از الزامات و اصول شهرسازي را رعايت کرد.بايد برنامهريزان و دستاندرکاران امور شهري به دو نياز اساسي زنان براي تردد در شهر توجه کنند.آنها بايد به وضعيت فيزيکي و روحي اين قشر توجه کنند.شرايط روحي زنان از اين لحاظ که هم از امنيت برخوردار باشند و هم بهطور عام امنيت براي آنها فراهم باشد.در وضعيت کنوني احساس ناامني براي زنان بيشتر از احساس ناامني براي مردان است، طبيعتا رويکرد و ديدگاه زنان در جامعه در مقايسه با مردان متفاوت است.زنان بهدليل اين تفاوت ترجيح ميدهند، از نقاطي تردد کنند که کمترين احساس ناامني برايشان وجود داشته باشد.آنها براي تردد در شب تمامي جوانب را سنجيده تا کمترين ميزان خطر را براي آنها داشته باشد.نکته ديگر اينکه برنامهريزان بدانند که گروهي از شهروندان مسئوليت بقاي جامعه را برعهده دارند؛ بنابراين شرايط مناسب را به لحاظ ايمني براي امکان تردد بيخطر آنها در شب فراهم کنند.مديران و مسئولان امر در مجموع اين عوامل مجبور به رفع موانع براي حضور زنان و ارتقاي امنيت در شهر هستند. اين امر نخستين گام براي از بين بردن فضاي بيدفاع شهري است.بايد دانست که فضاي بيدفاع شهري در دو بعد اجتماعي و سازهاي مدنظر قرار ميگيرد.در بعد اجتماعي بايد تمامي کم و کاستيها شناسايي شود.براي مثال برخي از اين نقاط محل تجمع اراذل، معتادان و بروز ديگر آسيبها از لحاظ اجتماعي است.هر چند از لحاظ فيزيکي ميتوان با تغييرات سازهاي و شهري ميزان تاثيرات آن را کاهش داد. در اين وضعيت ديگر فضاي بيدفاع شهري به عنوان محيطي براي بروز آسيب و کاهش ايمني شهروندان نميماند.با اين تفاسير مهمترين مسئوليت معاونت شهرسازي و ديگر مسئولان در سازمان شهرداري رفع اينگونه فضاها است.اين نهادها چه در ساخت و سازها و چه زماني که سازه ايجاد ميشود، در صورت مشاهده بروز فضاي بيدفاع شهري بايد ضعف و کمبودها را در اسرع وقت برطرف کنند.براساس تعاريف بينالمللي امنيت در قالب وجود امنيت و حس امنيت در جامعه مورد بررسي قرار ميگيرد.بر اين اساس کلانشهر تهران يکي از شهرهاي متوسط از لحاظ امنيت شناخته ميشود.براي مثال شايد يک شهر از تمامي فاکتورهاي امنيت برخوردار باشد، اما احساس امنيت در درون انسانها شکل نگرفته باشد.شهر تهران از لحاظ فاکتورهاي امنيت از وضعيت مناسبي برخوردار است.