از سال 83 که سرماي شديد، باعث مرگ تعدادي از آسيبديدگان شد و حتي در سال گذشته دو نفر در سرماي هوا جان خود را از دست دادند، افکار عمومي را نسبت به کارتنخوابها حساس کرد شهرداري تهران اقدام به راهاندازي گرمخانههايي کرد که در ابتدا تنها يک چادر بود اما به مرور شکل ساماندهيتري گرفت و امروز تقريبا هر منطقهاي در تهران ساختماني را براي اسکان و اطعام شبانه در نظر گرفت. آمار رسمي در رابطه با تعداد کارتنخوابهاي تهران وجود ندارد، اما برخي از کارشناسان تعداد اين افراد را بالغ بر 200 هزار نفر عنوان ميکنند. در حال حاضر نيز 19 گرمخانه در شهر تهران وجود دارد و شهرداري هم اعلام کرده که در صورت مشاهده کارتنخوابها با سامانه 137 تماس بگيرد تا اين افراد به گرمخانهها برده شوند.
قاعده و قانون گرمخانهها
محمد خانمحمدي، مسئول يکي از مددسراهاي تهران درباره قواعد گرمخانهها ميگويد: «پروندههايي داريم که مشخصات شخصي مددجويان - از قبيل نام، ميزان تحصيلات، وضعيت تاهل، وضعيت بيماري، شغل، مدت کارتنخوابي و مشکل اصلي مددجو - در آن ثبت ميشود. قبل از اينکه اين افراد به اين مراکز وارد شوند، توسط پزشک معالج از نظر بدني معاينه ميشوند، اگر بيماري خاصي نداشته باشند، سرپايي درمان ميشوند در غير اين صورت به مراکز درماني انتقال داده ميشود. بعد از آن اين افراد نظافت شخصي کرده و به آنها مطابق با فصل لباس داده ميشود. سالنهاي بزرگ با تختخوابهايي که در اطراف آن قرار دارد، محل خواب اين افراد است. زمين ورزش، رستوران واتاق مطالعه هم در اين گرمخانهها قرار دارد.»ساعت کاري اين خانههاي موقت، از ساعت 5 عصر شروع ميشود و تا 8 يا 9 صبح تمام ميشود. البته زمستانها باتوجه به سردي هوا کمي عقربههاي ساعت جلو کشيده ميشود.
محلهايي براي نجات جامعه
ماجراي گرمخانهها، مختص به کارتنخوابان، بيخانمانها و معتادان تنها نيست، موضوعي است که تمام مردم شهر با آن درگير هستند. سرزميني کوچک مخصوص آدمهاي خاص که اگر نباشد، حکايتهايي تلخ را رقم خواهد زد. از سرقتهاي کوچک گرفته تا حوادثي تلخ و سنگيني که نميتوان بهراحتي از کنار آن عبور کرد.دکتر هومان نارنجيها پژوهشگر و کارشناس اعتياد در اين رابطه ميگويد: وجود گرمخانهها نه تنها چهره شهر را زيباتر ميکند، بلکه امنيت اجتماعي را نيز بالا ميبرد. کارتنخوابها و بيخانمانها بهعلت اينکه جايگاهي براي خواب ندارند، گرمخانه برايشان پناهگاهي محسوب ميشود تا شب را دور از سرما به سر کنند. گرمخانه هم به آنها غذا ميدهد و هم دارويي که جبران نبود مواد را ميکند. پس اين افراد براي تامين غذا و مواد و مايحتاج اوليهشان مجبور نيستند دست به هر کاري بزنند. گاهي اين افراد از فرط گرسنگي و بيموادي مجبور ميشوند دزدي و زورگيري کنند تا خود را سير يا موادشان را تامين کنند. در تمام دنيا هم چنين جاهايي وجود دارد؛ مثلا در فرانسه محلي وجود دارد که شبها به معتادان جاي خواب و قهوه ميدهند. اين کار باعث ميشود تا بهصورت غير مستقيم از جامعه حفاظت شود.
رنج زنان آسيبديده
يکي ديگر از خدماتي که شهرداري تهران در راستاي وظايف محوله انجام ميدهد، نگهداري زنان آسيبديده شهر تهران در «سامانسراي لويزان» است، مرکزي که قرار بود به محلي موقت براي نگهداري زنان تبديل شود اما به مرور زمان تبديل به مرکز نگهداري زناني شد که نه تنها هيچ کسي سراغ آنها را نميگيرد بلکه سازمانهاي متولي همچون بهزيستي نيز بنا بهدلايل مختلف از پذيرش آنها سر باز ميزنند. مهمانهاي اين گرمخانهها زنانه، اغب دختران بيسرپرستي هستند که پناهي نداشته و آواره خيابانها بودهاند. مهوش يکي از اين مهمانهاست، او درباره زندگياش ميگويد: سخته آوارگي، سرما، دربهدري. سخته صبح که از خواب بيدار ميشي، ناخنت از سرما سياه شده باشه. سخته موندن تو سوز و سرمايي که حق تو نيست. در خانوادهاي به دنيا آمدم که سيگار کشيدن براي پسرها هم ننگ بود. 15 سال پيش با مردي ازدواج کردم که معتاد از آب درآمد، بددل و بداخلاق بود. 12-10 سالي با اين مرد زندگي کردم و هر بار که خواستم طلاق بگيرم، موفق نشدم. بعد از مدتي شوهرم شروع کرد به تهديد که بايد مواد مصرف کنم. گاهي تا سرحد مرگ کتکم ميزد. چند ماهي تحمل کردم، اما بالاخره معتاد شدم. وقتي خانوادهام فهميدند که معتاد شدهام، از خانه بيرونم کردند. شروع کردم به گشتن در خيريهها. يکي دو بار هم به کلانتري مراجعه کردم. بعد راهي امامزاده حسن شدم و چند شب را در آنجا سپري نمودم. بعد از مدتي دوباره رفتم پيش شوهرم. گاهي دو سه روز گرسنه ميمانديم. اين گرمخانه را وقتي پيدا کردم که ديگر به هيچجا راه نداشتم و از همه جا بريده بودم. حالا پاکم، اينها من را نجات دادند. اگر اينجا نميآمدم معلوم نبود چه بر سرم ميآمد.
مشاورههايي براي نجات
گرمخانهها علاوه بر اينکه شرايط سني دارند و افراد زير 18 سال نميتوانند ساکن اين محلها باشند، ميتوانند شرايطي داشته باشند تا تنها براي گروه آسيبديده جامعه محل خواب نباشند بلکه بتوانند مسير زندگيشان را هم تغيير دهند. دکتر هومان نارنجيها پژوهشگر و کارشناس اعتياد ادامه ميدهد: اما خدماتي که در اين مراکز ارائه ميشود صرف غذا و محل خواب و استحمام نبايد باشد. در کنار اينها خدمات مشاورهاي و مددکاري نيز بايد در اين مراکز انجام شود. دورههاي آموزشي وجود دارد که به مددجويان آموزشهاي فني و حرفهاي داده ميشود. حتي ميتوان بعد از آموزش، مددجوها را به مراکزي براي کار معرفي کرد. اينطوري به افرادي که اعتياد دارند، انگيزه داده ميشود تا به زندگي بازگردند چرا که خيلي از اينها بهخاطر نبود انگيزه از زندگي دست کشيده و خياباننشين شدهاند. البته نبايد اين مراکز را خيلي پيشرفته کرد چرا که بعضي از افراد با ديدن شرايط مناسب اين محلها، ممکن است خودشان را جاي معتادان و بيخانمانها جا بزنند.