بهنظرم اتفاقاتي که در تيمملي فوتبال کشورمان رقم خورده است، سناريو از قبل نوشته شده نيست. اين نتايجي که تيمملي هماکنون کسب ميکند ثمره اواخر دوران مربيگري کيروش است. بعد از رقابتهاي جامجهاني، براي جامملتها مجددا با کيروش قرارداد بستند اما او ديگر مثل سابق نبود. نتايجي که هماکنون تيمملي کسب ميکند دنباله همان باخت به ژاپن در جامملتهاست. بينظميها در اواخر دوره کيروش بهوجود آمد و همچنان در تيمملي وجود دارد. تيمي که کيروش درست کرده بود، پس از رفتنش نياز به تغيير داشت. همان ابتدا که ويلموتس به فوتبال ايران آمد، من به آنها گفتم شما تيم کاملي بعد از کيروش به ارث نبرديد و بايد از نو پايههاي تيم را بسازيد. بهدليل اينکه برخي از مهرهها هشت سال با کيروش بودند و دوران فوتبالي آنها تمام شده و نياز به تغيير دارند. اخراج شجاعي در بازي مقابل عراق به اين معني بود که او حداقل سه تا چهار سال اضافه در تيمملي حضور داشته است. اشکان دژاگه يکي ديگر از بازيکنان تيمملي است که دوره فوتبالياش تمام شده است و حتي در تيم تراکتور بهصورت ثابت بازي نميکند. مطمئن باشيد با تيم کيروش در مسابقات جامجهاني و يا جامملتها نتيجه نميگيريم. باخت ايران مقابل بحرين و عراق با اشتباهات زيادي همراه بود. در مقابل عراق، سرمربي تيم مسئوليت مرکز زمين را به بازيکني سپرد که در اوج جواني بهراحتي ميتوانست در اين پست بازي کند، اما با بالارفتن سنش اشتباهاتش هم بيشتر شد و نتوانست از عهده اين مسئوليت بهخوبي بربيايد. البته مسعود شجاعي مقصر نيست، بلکه ايراد از سرمربي تيم است که چنين چيدماني انتخاب ميکند. بهنظرم در اين بازي داور شجاعي را اخراج نکرد بلکه سرمربي تيم باعث اخراج او شد. يک فرد باهوش بهراحتي در دقيقه 15 متوجه ميشد، مسعود شجاعي براي اين بازي جواب نميدهد. مگر ميشود يک جوان 23 ساله تازهنفس و باانگيزه از شجاعي پا به سن گذاشته ضعيفتر باشد؟! اشتباهات تيم ايران در مقابل بحرين و عراق نشان داد تيم ما در کوران مسابقات در پروسه تجربه و خطا قرار گرفته است. تجربيات متعدد و خطاهاي مکرر براي اين برهه زماني نيست، بلکه در بازي تدارکاتي بازيکنان چنين اشتباهاتي مرتکب ميشوند. تيمملي به سمت هماهنگي و پايان تجربه و خطا نميرود، همچنين به سمت بهترشدن استراتژي هم نميرود. بهنظرم اين تيم، فوتبال را گم کرده و بازيکنان نميدانند در يک بازي چگونه گل بزند، در حاليکه در زمان کيروش، تيم حداقل ميدانست چگونه گل بزند. در زمان کيروش، سرمربي راه گل نخوردن را بلد بود، اما الان بازيکنان برنامه ندارند و نميدانند وقتي توپ به آنها ميرسد چگونه آن را به گل تبديل کنند. به اعتقاد من تيمملي در شرايط حساسي است و بايد به اين تيم کمک کرد تا تصميمات بزرگ گرفته شود. تصميماتي که همه تيمهاي بزرگ دنيا ميگيرند و از اجراي آن واهمه ندارند. تفکر، شخصيت و نگرش ويلموتس به فوتبال ايران سازگار نيست و بهنظرم بايد تغييري در کادر فني بهوجود بيايد. ويلموتس مقابل تيمهايي نتيجه را واگذار کرد که اهميت داشتند و بهنظرم با اين نتايج مردود شده است و فدراسيون بايد به فکر تغيير مربي باشد. کاريزما، شخصيت و سبک نگرش ويلموتس سازگار با فوتبال ايران نيست و اگر اين اتفاق نيفتد شاهد حذف ايران در اين مرحله پيش پا افتاده خواهيم بود. من ايراد اصلي تيمملي را مسائل فني ميدانم و مسائل جانبي چندان بااهميت نيستند. چرا چيدمان تيمملي تا اين اندازه بايد ايراد داشته باشد؟! سرمربي تيم دير به ايران آمد و آنها بهترين زمان ريکاوري را از دست دادند، تيم هم به اردن دير اعزام شد. از آن طرف فدراسيون هم با اينکه ميدانست با مشکلاتي بانکي براي انتقال پول ويلموتس روبهرو است، اما زودتر به فکر پرداخت حق و حقوق اين مربي نبود. همه اين مسائل درست و ما هم منکر آن نميشويم، اما مسائل فني و چيدمان غلط ويلموتس چنين نتايجي را رقم زد. در ترکيب تيمملي بازيکني داريم که در اروپا بازي ميکند، اما با نظر ويلموتس نيمکتنشين بود و دقايق آخر بازي به ميدان آمد. چگونه ويلموتس فکر ميکند مسعود شجاعي که از نظر آماري تعداد پاس نفوذ او صفر است، از اين بازيکن بهتر است؟! سرمربي تيم در انتخاب بازيکن کليدي زمين چنين اشتباه بزرگي مرتکب ميشود.بهنظرم اين اشتباهات به ديرآمدن سرمربي يا نداشتن بازي تدارکاتي ارتباطي ندارد. نمره هوش و چيدمان ويلموتس قابل قبول نيست چرا که او در چيدمان بسيار ضعيف است.