بستن

غفلت تکراري شهرداري هنگام بارش نزولات آسماني

غفلت تکراري شهرداري هنگام بارش نزولات آسماني
مجید ابهری رفتارشناس و جامعه‌شناس

(بازم مدرسه‌ام دير شد) بازهم شهرداري غافلگير شد. زمان جواني ما سريالي در تلويزيون به نمايش در مي‌آمد که پسري بازيگوش هرروز به يک علت از رسيدن به موقع مدرسه محروم مي‌شد و اين تاخير ناشي ازغفلت دستمايه داستان‌هايي با ژانر طنز مي‌شد. اما درظاهر موضوع چندان هم دور از عقل وعمل نبود و بارش نعمت‌الهي باز شهرداري را غافلگير کرد.جهت اطلاع شهردار محترم و پارلمان شهري بايد عرض کنم با شروع سرما انتظار هر بارشي اعم از برف وباران دور از انتظار نيست.آماده‌سازي امکانات خدمات شهري و در دسترس گذاشتن شن و نمک مثل سنوات گذشته ساده‌ترين و کمترين حرکت در اين زمينه است.ديروز شهروندان در بزرگراه نيايش يادگار امام(ره) و ستاري شاهد صحنه‌هاي آزار‌دهنده‌اي از ليزخوردن وتصادفات مختلف بودند که اوضاع شمال شهر دراين ميان تاسفبارتر بود و شهروندان در اولين روز هفته با خستگي روحي و جسمي و فرسودگي عصبي، چشم به دستان عوامل شهرداري داشتند.آن‌گونه که به‌نظر مي‌رسد کم کم غافلگيرشدن وارد ژن‌هاي ما شده و يکي از اجزاي دي‌ان‌آ ما خواهد شد.بارش نزولات آسماني از چند روز پيش رصد شده و پيوسته اعلام مي‌شود؛ چرا شهرداري تمهيداتي در اين زمينه‌ها نينديشيده بود؟ دپوي شن و نمک در تقاطع بزرگراه‌ها مگر چه هزينه‌اي داشت؟ بخشي از اتوبوس‌هاي بي‌‌‌آر‌تي نيز زمينگير شده بودند، تکليف شهروندان به‌خصوص دانش‌آموزان و افراد سالمند چه بود؟ البته منظره شهر از اتاق جناب شهردار خيلي شاعرانه و زيبا بود! و از کنار فن‌کوئل‌هاي اطاق درختان پارک‌شهر و اطراف واقعا ديدني بود؛ اما هرکس که از ايستگاه باغ فردوس خيابان وليعصر عبور بر قامت خميده و شکسته درختان حسرت مي‌خورد.اعضاي محترم شوراي شهر در اين ساعات دشوار در کدام منطقه شهر بودند؟کاش به‌جاي بحث‌هاي غيرتخصصي و گفتمان‌هاي بي‌‌‌حاصل يک نفر فقط يک نفر از مردم شهر از شهردار محترم در مورد تمهيدات زمستاني سوال مي‌کرد.

برف و آسيب‌ها

ديگر بچه‌ها دل و دماغ ساختن آدم برفي را ندارند وگرنه مسابقه ساخت خانواده برفي به اجرا گذاشته مي‌شد و کلي شعر و غزل و دوبيتي و رباعي نو و کهنه از سوي علاقه‌مندان سروده مي‌شد. از روزهاي آينده يخ‌زدن معابر و کوچه‌هاي تهران به‌خصوص شمال شهر باعث ايجاد مشکلات ريز و درشت خواهد شد که کوچکترين آنها شکستگي و بزرگترين‌شان و......خواهد بود.لابد از جهت صرفه‌جويي در هزينه‌هاي خدمات شهري نمک از ترکيب خدماتي حذف شده و اصلا ماسه هم لازم نشود. کاش آن 75000 تن شن و خاک که با گندم ها مخلوط شده بود، امروز در خيابان‌ها ريخته مي‌شد.متاسفانه به‌درستي مشخص نيست اگر امروز کسي براثر زمين‌خوردن دچار شکستگي شده و يا حتي آسيب‌هاي بيشتري ببيند يا اگر يک خودرو براثر لغزندگي دچار حادثه شود، چگونه در اين شرايط خسارت آنها جبران خواهد شد. اهل نظر و نخبگان منصف و منطقي قطعا مي‌پذيرند که قصد و هدف از بيان نکات ياد شده تخريب شهردار و شهرداري نيست.اگر به‌عنوان يک شهروند وظيفه‌شناس که حقوق و عوارض خود را پرداخته و زباله‌هايش را تفکيک شده تحويل داده از شهردار محترم بخواهيم در اين زمينه پاسخ دهد؛ عيبي دارد؟ گزارش به مردم که با هزينه‌هاي قابل توجه در ديوارها به نمايش درآمده‌اند، نمي‌توانند در راستاي يک حرکت تخصصي و اجرايي محاسبه شود. کاهش 3000 نفر از نيروي انساني در شهرداري؛ در شرايط حاضر که تورم و گراني آه از نهاد قشر کم در آمد درآورده بيکار نمودن اين همه افراد مصيبتي بزرگ براي خانواده‌ها و خود آنهاست. ممکن است در استخدام آنها ضوابط لازم رعايت نشده اما حالا فرصت مناسبي براي اين کار نبود.اگر هرکدام از آنها حداقل 3 نفر تحت کفالت داشته باشند .9‌هزار نفر دچار اضطراب شده‌اند. آيا اين‌گونه وظايف برعهده شهرداري است؟پس ميراث فرهنگي در اين گونه موارد چه نقش و جايگاهي دارد؟ به‌جاي اين همه هزينه چاپ اين بنرها مي‌شد در رسانه‌هاي مجازي و واقعي خدمات ياد شده را ارائه کرد.صد البته خود مديريتي و ايثار اجتماعي شهروندان مي‌تواند کمک موثري به حل اين معضل کند. خودمديريتي در عدم استفاده از خودرو در مواقع غيرضروري و ايثار به مفهوم استفاده از وسايل نقليه عمومي ( درصورت مهيا بودن) دو اهرم کارآمد در کاهش آلودگي هوا وتسريع روند جابه‌جايي شهروندان است.کاش بعضي از مديران ما به‌جاي استفاده از دوچرخه و مترو در عکاسي اينستاگرامي به فرهنگسازي وتوسعه فرهنگ استفاده از وسايل نقليه عمومي مي‌پرداختند. هيچ ‌شهروند منطقي و دلسوز توقع ندارد که مديران ارشد از جمله شهردار تهران وقت ارزشمند خودرا در مترو يا اتوبوس بگذارند.چرا که اوقات ايشان متعلق به همه شهروندان تهراني است و دقايق آن بايد صرف مشکلات کلان شود.در شرايط جوي امروز ارزش وجايگاه ايمن‌سازي فضاهاي شهري مشخص مي‌شود. و نکته آخر هرچند با موضوع مرتبط نباشد با سرماي هوا خطرهاي موجود در کمين بي‌‌‌خانمان‌ها است، البته گرمخانه‌ها تا چند برابر ظرفيت خود مشغول پذيرش اين افراد هستند، اما مشکل اساسي آنها طول روز وسرماي طاقت‌فرساي آن است.شايسته است شهردار محترم و اعضاي شوراي چگونگي اوضاع مراکز بهاران را مورد بررسي قرار دهند. مراکزي که هرکدام با ميلياردها تومان بودجه (از دو‌ميليارد تومان به‌بالا) با انواع امکانات درماني حرفه‌آموزي و اقامتي رفاهي تجهيز شدند و برخي از آنها توسط نورچشمي‌ها به حياط خلوت وحتي کمپ خصوصي ترک اعتياد تبديل شدند.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی