«آرمان ملي»: سيدحسين مرعشي پسرعموي همسر آيتا... هاشمي است. بيراه نيست اطلاعات بيشتري از علت رحلت آيتا... بداند. او ميگويد: نقدي وارد است و آن اينکه در مورد فوت يک شخصيت تراز اولي مانند آقاي هاشمي، منطقا اين بوده که بايد قبل از تصميم به دفن نمونهبرداريها و ارزيابيهايي ميشده، بايد کميسيونهاي مخصوص پزشکي تشکيل ميشده، اين نقد به کساني که در صحنه حضور داشتند و فني بودند وارد است. از مرعشي سوال شد آيا صحت دارد که آقاي هاشمي بدون جواز دفن، کفن و دفن شده است، وي گفت: «جواز دفن صادر شد، ولي از نظر مقررات پزشکي قانوني اين کار بيايراد نبود» و در مواجهه با اين سوال که خانواده درخواست نمونهبرداري نکردند، توضيح داد: «نه، آنها که بندگان خدا شوکه بودند که در آن شرايط... وزير بهداشت درمان در صحنه بوده، آقاي دکتر طباطبايي، پزشک مخصوص آقاي هاشمي، در صحنه بوده، آقاي زالي، رئيس نظام پزشکي، در صحنه و در بيمارستان حاضر بودند. اين کار فني بود کاري بود که ما بلد نبوديم. آخرين نفري که رسما ايشان را ملاقات کرد وزير بهداشت و درمان، وزير وقت، آقاي قاضيزاده هاشمي بود.»
کليد اسرار دردست فاطمه هاشمي
سيدحسين مرعشي معتقد است کليد اسرار درگذشت آيتا... هاشمي در دست فاطمه دختر بزرگ ايشان است يعني او اطلاعات بيشتري ميتواند داشته باشد. با مرور آنچه از سوي فاطمه منتشر شده ميتوان به جزئياتي درباره چگونگي درگذشت پدر او دست يافت اما علت اصلي هنوز سوالي بيپاسخ براي همه است. دي 97 بود که فاطمه هاشمي گفت: «شواهدي که در اين مدت به دست آوردم، مطمئن هستم که مرگ ايشان، مرگي طبيعي نبوده است» و مرعشي در اين باره توضيح داد: «تنها يک بحثي را مطرح کردند که راديواکتيو موجود در بدن ايشان بالاي حدّ مجاز 10 درصد بوده است. در آخر هم گفتند که نميدانند اين راديواکتيو از کجا آمده و دليلي هم برايش نداشتند. اين را هم گفتند که در بدن من و مامانم هم راديواکتيو وجود دارد. يک نکته را هم بايد تاکيد کنم که آنجايي که پدرم فوت کردند استخر فرح نبوده و در سال 77 ساخته شده است. بالاخره عدهاي اين پلاکاردها را از جايي گرفته بودند و در دست داشتند». غلامعلي رجايي مشاور مرحوم آيتا... هاشمي رفسنجاني گفته بود: فاطمه خانم هم يک بار چيزي گفت: «يک کسي با موتور نزديک شده و گفته است که به پدرتان بگوييد که ميخواهند بزنندش» و بعد هم رفته است... حالا آن شخص چه کسي بوده و از کجا گفته اين حرفها را من نميدانم».
ضرر روحاني از نبود هاشمي
مرعشي در گفتوگو با «اعتمادآنلاين» به موضوعات ديگري هم اشاره کرد. وقتي از او پرسيده شد چرا آقاي هاشمي سال 92 تاييد صلاحيت نشد و به اين موضوع اعتراضي نکرد، گفت: «اين بزرگي آقاي هاشمي بود. آقاي هاشمي ردصلاحيت خودش را سرمايهاي براي پيروزي آقاي روحاني کرد». رحلت آقاي هاشمي چقدر به حسن روحاني ضربه زد، سوال ديگري بود که مرعشي چنين پاسخ داد: «به هر حال آقاي روحاني يک مشاور امين و يک پشتوانه بزرگ را از دست داد.» مرعشي در واکنش به اين سوال که چرا حسن روحاني نتوانست هاشمي دوم باشد. توضيح داد: «خيلي تفاوت دارد. آقاي هاشمي بسيار پرکار بود، ايشان بسيار اهل گذشت بود و نسبت به مسائل ايران دلسوزانهتر برخورد ميکرد. آقايهاشمي يک استثنا بود. هيچکس نميتواند آقاي هاشمي بشود.» مرعشي در پاسخ به اين سوال که آيا حقيقتا آيتا... هاشمي راضي بود از اينکه شما کارگزاران را راه بيندازيد، گفت: معلوم است که راضي بود. چرا راضي نباشند؟ آقاي هاشمي آدم سياسياي بود، ايشان تا 82 سالگي که در قيد حيات بود، يک لحظه سياست را ترک نکرد. ايشان سياست را خوب ميفهميد و درک روشني از سياست داشت. يک روز در سفر آخر، دو ماه قبل از رحلتشان، کرمان بوديم به همراه آقاي رزمحسيني استاندار کرمان و من که عقب ماشين بوديم و آقاي هاشمي جلو نشسته بود. آقاي رزمحسيني از سر دلسوزي به من ميگفت: «مرعشي، تو به درد کارهاي اجرايي و اقتصادي و توسعه ميخوري. اين سياست را رها کن.» آقاي هاشمي گفت: «چي؟ سياست را رها کند؟ مگر امري مهمتر از سياست هم در مملکت وجود دارد که کسي سياست را رها کند و به دنبال چه چيزي برود؟ راه اصلاح مملکت، اصلاح سياستهاست». آقاي هاشمي سياست را خوب ميفهميد و درک روشني داشت و مساله پنهاني نبود. وي افزود: بالاخره کارگزاران هم که جداي از آقاي هاشمي نبود. کارگزاران به عنوان ادامه جريان آقاي هاشمي و به اعتبار آقاي هاشمي بود. يک نمودش هم اين بود که فائزهخانم دراين ليست قرار داشت. عضو شوراي مرکزي کارگزاران اين را هم گفت که آقاي هاشمي مرجع تقليد سياسي من بود. من ايشان را بسيار قبول داشتم و علاقه من به ايشان بسيار فراتر از روابط کاري يا روابط قوم و خويشي بود. آقاي هاشمي تنها کسي بود که هرکس استاندار يا وزير يا معاون رئيسجمهور بود و ميخواست با ايشان ملاقات کند، با آمادگي ميرفت و باز هم ممکن بود نتواند سوالات آقاي هاشمي را پاسخ دهد. يعني آقاي هاشمي ايرادات و تناقضات را بسيار خوب کشف ميکرد، مطالب را خوب گوش ميداد و بسيار دقيق مطالعه ميکرد. ايشان از هيچچيزي سرسري نميگذشتند. هيچوقت نشد گزارشي به ايشان داده شود و ايشان تمام گزارش را با دقت، کلمه به کلمه نخواند و دقت نکند يا کسي صحبتي کند و او صحبت را سرسري بگيرد و گوش ندهد.