آنچه مشخص است برخورد با متخلفان اقتصادی در ایران نیازمند یک اراده جدی است که این موضوع را نباید در ارگان و جناح سیاسی خاصی خلاصه کرد و در این برخوردها هم نباید هیچ خط قرمزی وجود داشته باشد. باتوجه به خوانش مطالبات مردم در کف جامعه باید گفت آنها میخواهند در راه مبارزه با فساد هیچ ابهامی وجود نداشته باشد و جواب همه سوالها به خوبی و با شفافیت داده شود. بهعنوان مثال مردم در زمینه پرونده املاک نجومی شهرداری تهران، پرونده بابک زنجانی و ... هنوز سوال دارند که سرنوشت این پروندهها به کجا رسیده است، البته برخی برخوردها را میتوان به فال نیک گرفت و به آینده امیدوار باشیم ولی با همه این شرایط جامعه نگاه خوبی به محاکم قضائی ندارد و باید تلاش کرد که ابهامات و بدبینیها کنار برود تا فضای اقتصادی در حال حاضر با توجه به تحریمهای همهجانبه علیه کشور برای جامعه شفافتر شود و بدانند که پشت پرده مبارزه با مفسدان اقتصادی چه میگذرد. باتوجه به گفته مسئولان دولتی و غیردولتی فساد در سه قوه و دیگر ارگانها وجود دارد بهعنوان مثال به علی ربیعی هنگامی که برای آخرین بار بهعنوان وزیر کار در مجلس استیضاح میشد اشاره میکنم که خطاب به رسانهها گفته بود برخی نمایندگان مجلس به شرط دریافت رانت میخواهند رای اعتماد بدهند. این موضوع را میتوان بهعنوان مثال مطرح کرد. هنگامی که نمایندگان مجلس از وزیر چنین درخواستهایی دارند اهمیت مبارزه با فساد مشخص میشود. در راه مبارزه با فساد ابتدا باید قوانینی را که رانت ایجاد میکنند اصلاح کرد. در راه مبارزه با فساد هر سه قوه هر یک به سهم خود باید مقابله کنند. در غیراین صورت در حد همان شعار باقی میماند. فساد هر روز شاخه و برگ بیشتری پیدا میکند که نیاز دارد همه قوا با یکدیگر همکاری کنند تا ریشه این درخت را خشک کنند. سوال اینجاست که اکنون که سلطان سکه و ... اعدام شدند و پرونده بسیاری از این سلطانها در حال پیگیری است چه شد؟ آیا اکنون دیگر دلال دلار و سکه و... وجود ندارد؟ در نقطه اول باید بهنوعی عمل کنند که دیگر راهی برای رشد و شاخه و برگ گرفتن این درخت فساد وجود نداشته باشد. مبارزه با سرشاخههای فساد باید در رأس کار قرار بگیرد و در کنار مجازات فرد و یا گروهی که فساد و رانت ایجاد میکنند برای آگاهی مردم و فرهنگسازی در ردههای پایین شفافسازی صورت بگیرد. اعتمادسازی توسط دولت، مجلس و قوه قضائیه برای بهبود وضعیت روانی جامعه تنها با شفافسازی در اتاق شیشهای میتواند وضعیت جامعه را بهبود ببخشد و امیدوار باشیم با نظارت بیشتر توسط مسئولان بالا دستی مدیران با کفایتی در بانکها، ادارات کل، مجلس، قوه قضائیه، دولت و... شروع به کار کنند.