به گذشته بازگرديم. برجام چه بود و قرار بود چه دستاوردي براي ايران داشته باشد؟ اولين و مهمترين دستاورد توافق هستهاي براي ايران آن بود که از ذيل فصل هفتم منشور سازمان ملل خارج شد و خود را از تبعات امنيتي فاجعه بار نجات داد. نگاهي به فصل هفتم منشور ملل متحد نشان ميدهد که اگر از سوي شوراي امنيت، کشوري مخل امنيت و صلح جهاني تشخيص داده شود، ابتدا با فشار اقتصادي و تحريم و سپس با اعمال جنگ تنبيه ميشود. به آن معني که اعضاي شوراي امنيت دست به هرکاري ميزند تا آنچه را امنيت جهاني ميخواند، تأمين کند. در آن زمان ايران بر اساس گزارش آژانس بينالمللي انرژي اتمي که مدعي بود فعاليتهاي هستهاي ايران غيرصلح آميز است، 6 قطعنامه عليه جمهوري اسلامي ايران به تصويب رسيد و کشورمان در آستانه يک جنگ تمام عيار قرار گرفت. مذاکرات برجامي اين تهديد را از سر ايران برداشت و با تصويب قطعنامه 2231 نه تنها قطعنامههاي قبلي ملغي اعلام شد، بلکه تعهداتي نيز بر دوش طرف مقابل قرار داد تا منافع ايران نيز تأمين گردد. اگر امروز که دونالد ترامپ در آمريکا بر سر کار است، برجامي وجود نداشت و قطعنامههاي پيشين به قوت خود باقي بود، تمام دنيا براي جنگ عليه ايران بسيج ميشد. وجود برجام سبب شده تا آمريکا به تحريمهاي يکجانبه و غيرقانوني روي بياورد و آنچنان که ميبينيم دستاوردي نيز در اين راه نداشته است. به آن معني که مشکلاتي جدي بر ملت ايران از سوي ايالات متحده تحميل شده اما «مقاومت فعال» جمهوري اسلامي توانسته مانعي بر سر راه کاخ سفيد باشد و آمريکا به اهداف خود که تحميل توافقي جديد بر ايران است، نرسد. در نتيجه ميتوان تصريح کرد که حفظ اين توافق از منظر سياسي و حقوقي اهميت بسيار زيادي براي ايران دارد. اگر در اين شرايط ما به کلي از برجام خارج شويم و اين خروج به نحوي باشد که به اروپاييها اجازه داده شود از سازوکار اسنپبک استفاده کنند، اشتباه بسيار بزرگي مرتکب شدهايم. به همين دليل است که ايران هوشيارانه در قبال عدم اجراي تعهدات از سوي کشورهاي اروپايي، راهبرد «کاهش گامبهگام تعهدات برجامي» بر اساس بندهاي 26 و 36 توافق هستهاي را در پيش گرفته و با استفاده از اين راهبرد همزمان هم ديپلماسي عمومي و اقناع افکار عمومي در جهان را دنبال ميکند و هم به اروپاييها اين پيغام را ميرساند که اجراي يکسويه برجام امکانپذير نيست. صحبتهاي رئيسجمهور مبني بر ادامه اجراي برنامه جامع اقدام مشترک از سوي ايران براي دستيابي به منافع پيشبيني شده در اين توافق، تناقضي با مسأله کاهش تعهدات ندارد. ايران از ابزاري به نام کاهش تعهدات استفاده ميکند که اروپا را به اجراي آنچه متعهد شدهاند، وادارد. پس از خروج يکجانبه ايالات متحده از برجام، ايران يک سال در برابر «تروريسم اقتصادي آمريکا»، راهبرد صبر استراتژيک را در پيش گرفت و بعد به صورت گامبهگام برخي تعهدات خود را تعليق کرد. اروپا فرصت داشت و از آن استفاده نکرد، اکنون نوبت ايران است؛ آنها بايد تلاش کنند تا ايران را راضي به حفظ تعهدات کنند و ما نيز هوشمندانه از دستاوردهاي خود در برجام حراست کنيم.