بستن

کارتن‌خوابی را یک سبک زندگی بپذیریم

کارتن‌خوابی را یک
 سبک زندگی بپذیریم
عمادالدین قاسمی پناه کارشناس مسائل اجتماعی

چند سال پيش، جايي نوشتم که به کارتن‌خوابي بايد به‌عنوان سبکي از زندگي نگريست تا بتوان آن را به‌عنوان يک واقعيت پذيرفت و آنگاه درصدد مهار اين سبک ناخوشايند زندگي برآمد. بيش از 13سال از تاسيس شلتر‌ها و سرپناه‌ها که به‌عنوان گرمخانه نامشان مطرح است مي‌گذرد اما هنوز بسياري از بي‌‌‌سرپناهان به اين مکان‌ها مراجعه نمي‌کنند و آنها ترجيح مي‌دهند در شب‌هاي سرد زمستان در کنار خيابان بخوابند ولي به گرمخانه نروند و اين يعني براي آزمون و خطا فرصت کافي داشته‌ايم ولي هنوز اين موضوع با مشکلات بسياري همراه است. به‌عنوان مثال خانه به دوشي، کولي‌گردي، هيپي‌گري و زندگي برخي از مردم هند در کنار خيابان‌ها نوعي از زندگي است که دلايل تاريخي، اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي را يدک مي‌کشد و دولت هند با همه مشکلات و محدوديت‌هاي مکاني که در اين رابطه دارد، اين موضوع را به‌عنوان يک سبک از زندگي پذيرفته است و ما نيز با توجه به عوامل شکل‌گيري اين پديده بايد آن را بررسي نماييم. ما در کشورمان چهار عامل اصلي براي پديده کارتن‌خوابي داريم. اولين و شايد اصلي‌ترين عامل اعتياد است. در واقع اعتياد مي‌تواند پيوندهاي اجتماعي را سست و راه‌هاي منتهي به کارتن‌خوابي را هموار کند. علت دوم، طرد شدن از جامعه و گروهي است که فرد خود را متعلق به آن مي‌داند. شکي نيست که هر کارتن‌خواب نوعي از طرد را براي تبديل شدن به يک کارتن‌خواب تجربه کرده است. با گسست فرد از جامعه آنچه چسب اجتماعي ناميده شده است، ضعيف مي‌شود و فرد در مسير يک خودکشي تدريجي قرار مي‌گيرد. آمار‌‌ها نشان مي‌دهد که کارتن‌خواب‌ها در مقايسه با ساير افراد جامعه 15 سال کمتر اميد به زندگي دارند. سومين عامل، مهاجرت و تطبيق نيافتن فرد با جامعه مقصد است، مهاجران عموما به خاطر اختلافات فرهنگي و اجتماعي و ضعف اقتصادي به شدت در معرض پديده کارتن‌خوابي قرار دارند. فرد مهاجر پس از مهاجرت از حمايت آشنايان در جامعه مقصد بهره مي‌برد اما به مرور زمان اين حمايت کم و سرانجام قطع مي‌شود. حالا زماني است که اگر مهاجر خود را تقويت نکرده باشد زمينه کارتن‌خوابي فراهم مي‌شود. به همين دليل ارتباط معني‌داري بين پديده حاشيه‌نشيني و پديده کارتن‌خوابي وجود دارد. عامل ناتواني فيزيکي و رواني را هم مي‌توان چهارمين علت دانست. اين عامل زماني قوت مي‌گيرد که روابط عاطفي در خانواده ضعيف مي‌شود. معلولان جسمي و بيماران رواني بخشي از گروه کارتن‌خواب‌ها را تشکيل مي‌دهند که البته کم هم نيستند.آنچه در اين ميان همت کار‌شناسان و مسئولان را مي‌طلبد مسدود کردن راه‌هاي منتهي به کارتن‌خوابي است. نگاه حمايتي و کار فرهنگي و نه برخوردهاي انتظامي و امنيتي اين راه را مسدود مي‌کند. آموزش‌هاي غيرمستقيم در گرمخانه‌ها از قبيل پخش فيلم‌هايي که پديده کارتن‌خوابي را مذموم بنمايد مي‌تواند به تغيير نگرش و پس از آن به تغيير رفتار منجر شود. همچنين ضد ارزش جلوه دادن اين پديده در خانواده‌ها و برنداشتن چتر حمايتي از فرزندان مي‌تواند اين سبک زندگي را مهار کند.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی