کره زمين مانند موجودي زنده از رگ و پوست و خوني ديگرگونه تشکيل شده است. پوسته سخت کره زمين با عمق چندين کيلومتر از چند تکه مجزا تشکيل شده که بر روي يک ماگماي مذاب به صورت شناور قرار دارد. اين پوستههاي کلان که هر کدام به اندازه يک قاره وسعت دارند، خود به بخشهاي کوچکتري تشکيل ميشوند. پوسته زمين داراي شکاف هاي بسياري به نام گسل است. پوسته در محل گسل ها تحت فشار به حرکت در مي آيد و انرژي حاصل از اين حرکت زلزلههاي مهيب تاريخ ساز را ايجاد ميکند. پوسته کره زمين در آن بخشي که ايرانش مي خوانيم، با انبوهي از گسل هاي ريز و درشت روبه رو است. هر بار يکي از اينها فعال مي شود و انسان را بيش از پيش به ضعف خويش آگاه مي کند. اين گسل ها هستند که ميتوان آنها را به رگ هاي لرزان زمين تشبيه کرد.ناصرخسرو يکي از قديمي ترين گزارشات تاريخي را در مورد زلزله تبريز را منتشر کرده است. اين زمين لرزه که در سال 434ه.ق رخ داده بود قرباني زيادي گرفته بوده: «مرا حکايت کردند که بدين شهر زلزله افتاد شب پنجشنبه هفدهم ربيع الاول ... پس از نمازِ خفتن بعضي از شهر خراب شده بود و بعضي ديگر را آسيبي نرسيده بود و گفتند چهل هزار آدمي هلاک شده بودند.» تبريز به عنوان يکي از شهرهاي لرزه خيز ايران بارها در طول تاريخ لرزيده و بسياري از بناهاي تاريخي و جان شهروندانش را از دست داده است. مي گويند منجمي به نام ابوطاهر شيرازي که در تبريز زندگي ميکرده زلزله سال 235ه.ق اين شهر را پيش بيني کرده بوده است. موريس دو کوتزوبوئه که در عصر قاجار از تبريز ديدن کرده مي گويد: «مردم اين شهر معتقدند که هر چهل سال يک بار زلزله مي آيد.» اهميت تبريز در تاريخ ايران بدان پايه است که بسياري از زلزلههاي مهم آن در تاريخ ثبت شده است. مانند زلزله سال 244 ه.ق که در زمان خلافت متوکل عباسي رخ داد. يا زلزله بزرگي که در يکي از شب هاي سال 671ه.ق در زمان حکمراني آباقاخان مغول روي داد. در شامگاه جمعه چهارم ماه ذي قعده سال 1050 ه.ق که شبي سرد و يخبندان نيز بود، زلزلهاي شديد تبريز را لرزاند و طي اين زمين لرزه مجموعه باشکوه شنب غازاني که شهرکي علمي تحقيقاتي با بناهاي فراوان بود براي هميشه فرو ريخت. کتاب نقاوه الاثار از زلزله تبريز در آستانه ظهور هزاره دوم هجري قمري خبر مي دهد: «درين سال وقايع غريب و حوادث عجيبه به ظهور رسيد و خرابي بسيار و نقصان بيشمار در بعضي از بلاد و ممالک ايران واقع گرديد. اولا از ولايت آذربايجان در بلوک سراب. آنچنان زلزله شد که منازل عالي و بناهاي گيتي فضاي آسمان نما، توده خاک و کلوخ گشت به نوعي که خانهها و محلهها را از يکديگر امتياز نماند.» در شهرستان لار هم در همين سال زلزله عظيمي رخ داده است: «در همين تابستان در بلده لار که از اقاصي بلاد ايرانست از حدوث زلازل آثار و علامات آباداني و عمارت بالکليه از آن بلده زايل گرديد و چون منجمان از حدوث اين قضيه هايله خبر داده بودند، اهالي لار قبل از حلول اين قضا و نزول اين بلا، به صحرا و بيابانها نقل کرده برودند بعد از آن در عرض دو شبانه روز سه نوبت از وقوع زلازل... تکرار يافت.» شخصي به نام خواجه حسن که زلزله لار را در 437 سال پيش ديده به نقل از کتاب نقاوه الاثار آنرا اين طور وصف کرده است: «نوبت ثاني، عصر يه زلزله واقع شد و ما مشاهده مي کرديم که خانه هاي بزرگ و بناهاي عالي از جاي کنده شده موازي دو سه گز از زمين جدا ميشد و بر خانههاي ديگر مي خورد به طريقي که هر دو توده خاک شده غبارش آفتاب را تاريک مي ساخت.»