آرمان ملي - منيره چگيني: همانطور که سال گذشته اعلام شد قرار بود پروژه بارورسازي ابرها در اوايل امسال و در 10 استان از جمله يزد، چهارمحال و بختياري، کهگيلويه و بويراحمد، اصفهان، خوزستان، کرمان و فارس از طريق هواپيما و مناطقي همچون خراسان جنوبي و آذربايجان شرقي و غربي از طريق پهپاد اجرايي شود. اما با وجود تاخير چندماهه در رابطه با اين پروژه، روز گذشته مدير مرکز تحقيقات و مطالعات باروري ابرها علت تاخيز بارورسازي ابرها را اعلام کرد. فريد گلکار با بيان اينکه براي بارورسازي ابرها بايد هماهنگيهايي در جهت عقد قرارداد با نيروي هوا و فضا صورت بگيرد، به ايسنا اظهار کرد: بايد تجهيزات و هواپيما را از آنها اجاره کنيم. تاخيري هم که تاکنون ايجاد شده بهدليل مسائل اداري و نقل و انتقال طرح از موسسه تحقيقات آب به شرکت آب و نيرو است. وي به اين سوال که با توجه به بارندگيهاي اخير کشور، بارورسازي ابرها ضرورت دارد يا خير؟ پاسخ داد: ميانگين بارش در کشور بهطور کلي يک سوم جهان است. يعني ايران هميشه با کمبود بارش و کاهش منابع آب مواجه است و همواره بيلان منفي در زمينه آبهاي رو زميني و زيرزميني دارد؛ بنابراين حتي سالهايي که بارندگي نرمال يا بيش از ميزان نرمال است، باز هم ميزان بارندگي کمتر از ميانگين جهاني است.
مدير مرکز تحقيقات و مطالعات باروري ابرها ادامه داد: بنابراين بايد همواره هم بحثهاي صرفهجويي در مصرف آب را مدنظر قرار دهيم هم بحثهاي توليد و مديريت توليد آب را. از سوي ديگر در اوقاتي که هوا از نظر بارندگي مناسب است و بارشهاي خوبي در کشور رخ ميدهد، افزايش بارش بيشتري را از طريق فناوري باروري ابرها ميتوانيم داشته باشيم. کار ما افزايش بارش است نه ايجاد بارش. هرچه ميزان بارش بيشتر باشد، افزايش هم بيشتر خواهد بود.
زمان و منطقه جغرافيايي بارورسازي ابرها
مدير مرکز تحقيقات و مطالعات باروري ابرها در ادامه در مورد زمان بارورسازي ابرها نيز توضيح داد: اميدوارم بحثهاي اداري به نتيجه نهايي برسد و طرف مقابل هم براي به روزرساني تجهيزات خود نياز به زمان دارد و پس از آن ميتوان کار را آغاز کرد. گلکار ابراز اميدواري کرد پروژه بارورسازي ابرها نيمه دوم پاييز کليد بخورد.
منتقدان چه ميگويند
با وجود اينکه پروژه بارورسازي ابرها در ايران عمري حدودا 40ساله دارد و اولين پروژه اجراي مستقل توسط کارشناسان ايراني در تابستان 1387 در استان گيلان انجام گرفت، اما بسياري از اجراي اين طرح در کشور انتقاد ميکنند و معتقدند که بارورسازي مشکل خشکسالي را حل نميکند. ابراهيم ميرزايي، معاون فني و شبکه ايستگاههاي سازمان هواشناسي بهصراحت اثر بارورسازي ابرها بر حل مشکل خشکسالي را رد کرد. او بارورسازي ابرها را کاري بسيار پيچيده توصيف کرد و افزود: در تمام دنيا هستههاي يخساز يکسان نيست که نتايج حاصل از بارورسازي در سراسر جهان مشابه باشد. ما در تمام پهنه ايران نميتوانيم بارورسازي ابرها را انجام دهيم. وقتي بارورسازي ابرها را به چالشهاي آب مرتبط ميکنيم، ميتواند بحرانساز شود؛ زيرا با برآوردهاي نادرست، مديريت آب و مديريت مصرف ميتواند با مشکل مواجه شود.
بارورسازي ابرها به مانند انتقال آب
يک کارشناس علوم زمين در اين رابطه ميگويد: در چند سال گذشته طرحهاي بسياري براي مهار خشکسالي در کشور مورد بررسي قرار گرفته، اما به ظاهر بسياري از آن طرحها بدون توجه به تبعات آن در نظر گرفته ميشود يکي از اين طرحها انتقال آب از درياي خزر به کوير لوت است که تبديل صحرا به دريا ميتواند آثار مخربي روي اکوسيستم منطقه و در چند دهه آينده روي اکوسيستم کل کشور بگذارد. اميد بزرگ نيا با تاکيد بر اينکه اثرات زيست محيطي بارورسازي ابرها نيز جنبه ديگري از ملاحظات اين عمل است، تصريح کرد: بارورسازي ابرها دو اثر عمده منفي زيست محيطي دارند. اول اينکه معمولا براي بارور کردن ابرها از کلريد نقره استفاده ميشود. نقره فلزي سمي است و اثرات منفي دارد البته عدهاي معتقدند که غلظت کلريد نقره در مقياس کلان به اندازهاي نيست که باعث سمي شدن خاک منطقه شود ولي عده ديگري از کارشناسان بر اين باورند که بارورسازي ابرها در بازه زماني طولاني ميتواند خاک يک منطقه را سمي کند.