ميراثداران گوگول
نام توماس مانِ آلماني با رمان بزرگ «کوه جادو» و رمان کوتاه «مرگ در ونيز» عجين است. با اينحال او مقالهنويس برجستهاي نيز بود. کتاب «ميراثداران گوگول» مشتمل بر چهار مقاله است که توماس مان درباره ادبيات روسيه نوشته است: «برگزيده ادبيات روسيه»، «تولستوي: به مناسبت جشن يکصدمين سالگرد تولد او»، «داستايفسکي به اختصار» و «کوششي در معرفي چخوف: به مناسبت پنجاهمين سالروز مرگ او» عنوان چهار مقاله کتاب حاضر هستند که آن را سعيد رضواني ترجمه و نشر آگاه منتشر کرده است.
مان در مقاله «برگزيده آثار ادبيات روسيه» از گوگول شروع ميکند و به جمله تورگنيف که گفته «همه ما از زير شنل گوگول بيرون آمدهايم» استناد ميجويد و اين بزرگان را وارث سنت تخيل و انسانيت غمگنانه گوگولي ميداند که آدمي را به خنده مياندازد؛ چراکه از گوگول به بعد ادبيات روسيه کميک ميشود. او پيوند ادبيات روس و آلمان را ميستايد و همچنان که خود را از مريدان ادبيات روس ميداند.
مان در مقاله «تولستوي؛ به مناسبت جشن صدمين سالگرد تولد او» هومرگونگي تولستوي را در روايت تحسين ميکند و آثار او را سرشار از جسمانيت و اصالت و سلامت ميداند و از اين وجه او را با هموطنش گوته مقايسه ميکند. مان با اينکه خود از تاثيرپذيران تولستوي در ادبيات بوده، اخلاقگرايي و سلامت و جسمانيت تولستوي را پايينتر از جهان روح و بيمارگونه داستايفسکي بهشمار ميآورد. با اينحال همچنان تولستوي را استاد اعظم بناي باشکوه روايت توصيف ميکند. در مقالهاي درباره داستايفسکي، مان همچنان با ديدي شاعرانه و شخصي به سراغ دنياي داستايفسکي ميرود و از بيماري صرع داستايفسکي به اين خاطر که به بروز نبوغ او منجر شده با عنوان بيماري مقدس تعبير ميکند. به اين لحاظ داستايفسکي و برادر فکرياش نيچه را در جايگاهي بالاتر از تولستوي قرار ميدهد. از نظر مان همين بيماري و وقوف عارفانه داستايفسکي به گناهان خويش باعث شده که طبع جنايتکارانه شخصيتهايش را چنين استادانه توصيف کند.
توماس مان در مقاله «کوششي در معرفي چخوف» با لحني ارادتمندانه زبان به ستايش نبوغ و فروتني بيبديل چخوف ميگشايد. ترديد چخوف درباره فايده و ارزش کارش و ناباورياش به عظمتي که داشت، او را در نظر مان در جايگاهي با شکوه قرار ميدهد. مان در بررسي آثار چخوف بيش از هر چيزي مايه طنز را سرچشمه هنر اين نابغه ميداند.
نشانههاي روشنفکران
ادوارد سعيد از شناختهشدهترين روشنفکران جهان اسلام است. او نامي آشنا براي خواننده فارسي است. ادوارد سعيد تاليفات متعددي دارد که «نشانههاي روشنفکران» يکي از شاخصترين آنها است. اين کتاب را محمد افتخاري ترجمه و نشر آگاه منتشر کرده است.
گفتارهاي موثر و درخشان ادوارد سعيد در کتاب حاضر درواقع بازسازي چهره و شخصيت مستقل و سازشناپذير روشنفکران و چگونگي رويارويي آنان در برابر وسوسههاي قدرت، ثروت، حرفهايگري و تخصصيشدن است. تحليل و توصيف او درباره پديده تبعيد و موقعيت تبعيدي از بخشهاي باارزش و خواندني اين کتاب است. خود او کتاب را اينطور آغاز ميکند: «يکي از وظايف روشنفکر تلاش براي نابودکردن کليشهها و الگوهاي تحقيرکنندهاي است که انديشه و ارتباط انسان را محدود ميکنند. من پيش از اين، هيچتصوري از محدوديتهايي که خودم با آن مواجه شدم، نداشتم. روزنامهنگاران و مفسران معترض غالبا ميگفتند من فلسطينيام و همانطور که همه ميدانند اين مترادف با خشونت، تعصب و يهودکشي بود. هيچنقلقولي از من مطرح نميشد: فقط فرض بر اين بود که آنچه ميگويند باور عمومي است. گذشته از اين نشريه ساندي تلگراف با لحن غرايي مرا غربستيز توصيف کرده و مدعي شده بود که نوشتههايم حاکي از مقصردانستن غرب بهخاطر تمام بدبختيهاي جهان بهويژه جهان سوم است. چيزي که هرگز مورد توجه قرار نگرفت مطالبي بود که من در مجموعه کاملي از کتابهايم از جمله شرقشناسي و فرهنگ و امپرياليسم نوشته بودم... ساختن داستانهايي همچون شرق و غرب و سخننگفتن از ماهيت نژادپرستانه موضوعهايي مانند نژادهاي تحت سلطه، شرقيان، آرياييها، سياهان و امثال آن مسائلي هستند که من کوشيدهام در کتابهايم با آنها مبارزه کنم. بيآنکه خواسته باشم به ترغيب احساس معصوميت مغبون آغازين در کشورهايي بپردازم که اثرات تخريبي سياستهاي استعماري را تحمل کردهاند، بارها گفتهام که اين امور انتزاعي و افسانهاي و نيز لفاظيهاي سرزنشآميز گوناگوني که به راه انداختهاند، همه دروغند. فرهنگهاي بشري چنان بههمآميختهاند، محتوا و تاريخشان چنان بههم وابستهاند و درهم گره خوردهاند که هرگز نميتوان آنها را با عمل جراحي از هم جدا کرد و بهصورت جناحهاي مخالف بزرگ و عمدتا ايدئولوژيک مانند شرق و غرب درآورد.»
ادوارد سعيد در اين کتاب کوچک و پرمحتوا، به بيان نشانههاي روشنفکران، تقسيمبندي انواع روشنفکران، توصيف زندگي و خصوصيات رايج آنان و جامعهشان ميپردازد و در انتها به ويژگيهايي ميپردازد که بهمثابه شناسههاي واقعي روشنفکري به شمار ميروند، نهتنها از نظر جامعه که از ديدگاه عقل سليم و حقيقتدوست.