ناهيد خانبابايي روانشناس باليني:
افزايش طلاق ناشي از نبود آموزشهاي پيش از ازدواج است
يک روانشناس باليني گفت: افزايش نرخ طلاق، خيانت و انحرافات اخلاقي نتيجه تفکرات فانتزي و کارتوني و همچنين نداشتن آموزشهاي پيش از ازدواج است.ناهيد خانبابايي در گفتوگو با ايرنا با اشاره به اينکه زندگي مشترک داراي موقعيتها و لايههاي مختلف است که زوجين بايد براي آنها آماده باشند، افزود: هميشه اختلافات از رويدادهاي بد اقتصادي يا حوادث ناخوشايند شروع نميشود، گاهي يک گفتوگوي ساده و حتي محبتآميز ميتواند باعث کدورتهاي بزرگ شود به همين دليل آموزش مهارتهاي پيش از ازدواج بايد جدي گرفته شود.وي اظهارداشت: وقتي يک جمله محبتآميز با لحن بد يا زبان بدن، نامناسب بيان شود ميتواند پيام گوينده را اشتباهي انتقال دهد و آن جمله عاشقانه را به يک عبارت طعنه آميز و حتي مسخره بدل کند.خانبابايي ادامه داد: گاهي يک عبارت در شوخي ميتواند لبخند را به گريه مبدل سازد و اين بهخاطر آن است که فرد همچنان رفتارها و الگوهاي دوران مجردي را که با دوستان خود داشته، در زندگي مشترک انجام ميدهد و اين بهدليل نداشتن مهارتهاي پيش از ازدواج است.اين روانشناس باليني و تحليلگر روابط زوجين تصريح کرد: در مشاورهها همواره به زوجهاي جوان تاکيد ميشود که همسر شما دوست دوران مجردي نيست و نبايد هر ديالوگ و رفتاري را با همسرتان داشته باشيد.خانبابايي اضافه کرد: انديشهها، انگيزهها و نوع نگاه به زندگي مشترک بايد پيش از ازدواج بررسي و حتي اصلاح شود؛ چراکه افراد پيش از ازدواج نگاهشان به زندگي بيشتر رويايي و فانتزي است.وي با بيان اينکه هدف از يک رابطه مشترک از خود رابطه مهمتر است، افزود: اگر هر فرد خواستهها، آرزوها، نيازها و اهداف کوتاه مدت و بلند مدتش را بشناسد و براي هر يک برنامهريزي منطقي هم داشته باشد، باز هم در زندگي مشترک دچار دغدغه خواهد شد چون در يک رابطه قرار نيست دو هدف با دو مسير مختلف طي شود بلکه بايد يک هدف را از يک مسير مشخص دنبال کرد.خانبابايي اظهار داشت: اگر هر يک از طرفين بهدنبال آمال و آرزوهاي شخصي خود باشند؛ سکان زندگي از دست آنها خارج خواهد شد، پس در ابتدا لازم است براي شناخت همديگر وقت اختصاص داده شود. براي جزئيترين مسائل زندگي برنامهريزي و درمورد کم اهميتترين مسائل نظرخواهي شود.نکته جالب اينکه اغلب ازدواجها در چند ماه اول زندگي دقيقا بر سر همين کم اهميت ترين مسائل به بن بست ميرسد.وي با اشاره به اينکه بيبرنامگي را نبايد با ازخودگذشتگي اشتباه گرفت، افزود: زني که قوانين خاصي براي خودش ندارد، در نتيجه هيچ برنامهاي براي ادامه رابطه ندارد، هيچ انتظار خاصي از يک مرد نداشته و هيچ شرط و محدوديتي براي او قائل نيست، چون اساسا اين فرد به ازدواج به عنوان يک رويداد جدي فکر نميکند او بدون هيچ هدفي وارد رابطه اي شده که برايش پيش آمده و از ابتدا تسليم شرايط است.به گفته اين روانشناس، علاوه بر آموزش مهارتهاي پيش از ازدواج، طرفين بايد زيرنظر متخصص مورد ارزيابي شخصيت قرار گيرند؛ چراکه عدم تناسب خصوصيات شخصيتي دختر و پسر ميتواند پس از شروع رابطه دردسرساز شود، بهطور مثال بيشتر مردان برونگرا نميتوانند با زنان درونگرا زندگي خوبي داشته باشند بر همين اساس تيپهاي شخصيتي زوجين بايد پيش از ازدواج بررسي و در صورت وجود تعارضات شخصيتي، تکنيکهايي را به آنها آموزش داد.خانبابايي خاطرنشان کرد: درست است که ميزان درآمد و شرايط مطلوب اقتصادي در کيفيت زندگي تاثيرگذار است ولي ملاک اصلي در خوشبختي محسوب نميشود. بلکه عيار يک رابطه را ميزان تعهد، مسئوليتپذيري، شادي و نشاط، رضايتمندي، درک متقابل و تلاش براي رسيدن به اهداف مشترک مشخص ميکند. به همين دليل بايد تاکيد کرد که فقدان آموزش مهارتهاي زندگي مهم ترين دليل در شکل گيري اختلافات است، در حالي که فقر و بيکاري تاثير چنداني در بروز طلاق ندارد.